قصد داریم به بحث مزاج و سوء مزاج به صورت کلی و با رویکرد به اعضای مختلف بپردازیم. یادداشت پیش رو، به عنوان مقدمه این یادداشتها، به کلیاتی درباره مزاج و سوء مزاج پرداخته است. امید که مورد استفاده مخاطبین گرامی قرار گیرد.
مزاج:غذا در بدن انسان در اولین مرحله تبدیل به 4 خلط می گردد که جسمی است تر و روان. بدن انسان توسط این 4 خلط تغذیه می گردد که به آنها اَخلاط اَربعه گفته می شود. این 4 خلط به ترتیب از سبکی به سنگین بدین شرح اند:
صفرا، دَم، بلغم و سودا. دوتای این ها گرم و دوتای دیگر سرد هستند. صفرا گرم و خشک، دَم گرم و تر، بلغم سرد و تر و سوداسرد و خشک است. از فعل و انفعال این ها، کیفیتی متوسّط بین حرارت(گرمی) و برودت(سردی)، رطوبت(تری) و یبوست(خشکی) ایجاد می شود که به آن مزاج می گویند. این نسبت ها در افراد مختلف، متفاوت است و بطور کلّی از 9 حالت خارج نیست:معتدل(معتدل در همه چهار کیفیت)، گرم(یعنی در تری و خشکی معتدل است و گرمی بر سردی غلبه دارد)، سرد(یعنی در تری و خشکی معتدل است و سردی بر گرمی غلبه دارد)، تر(یعنی در گرمی و سردی معتدل است و تری بر خشکی غلبه دارد)، خشک(یعنی در گرمی و سردی معتدل است و خشکی بر تری غلبه دارد)، گرم و خشک(گرمی بر سردی و خشکی بر تری غلبه دارد، اصطلاحاً صفراوی)، گرم و تر(گرمی بر سردی و تری بر خشکی غلبه دارد، اصطلاحاً دموی)، سرد و تر(سردی بر گرمی و تری بر خشکی غلبه دارد، اصطلاحاً بلغمی) و سرد و خشک(سردی بر گرمی و خشکی بر تری غلبه دارد، اصطلاحاً سوداوی). البته با دید جزئی باید گفت که تعداد مزاجها به تعداد انسانهاست.
انسان تحت تأثیر مزاج پدر و مادر خود و تأثیرات محیطی در دوران رحمی، با یک مزاج ذاتی یا سرشتی یا ژنتیکی یا جبلّی به دنیا می آید که همواره در طول عمر خود به سمت آن گرایش دارد. این مزاج جبلّی تغییرناپذیر است و برآیند میزان أخلاط أربعه در بدن است. از بدو تولّد، انسان تحت تأثیر شرایط محیطی مختلف(از جمله دوران های زندگی، تغذیه، محل زیست، شغل، بیماری ها و....) مزاج های مختلفی پیدا می کند که اگر خیلی از اعتدال دور شود، به بیماری دچار می شود و همواره حفظ اعتدال است که موجب سالم ماندن و نیل به سعادت است.
مزاج دوران های زندگی:- از بدو تولّد تا حدود 15 سالگی: غلبه دم؛ حرارت و رطوبت مورد نیاز برای رشد وجود دارد.
- از 15 تا 35 سالگی: غلبه صفرا؛ حرارت به اوج خود می رسد و رطوبت کاهش می یابد.
- از 35 تا 60 سالگی: غلبه سودا؛ حرارت و رطوبت هر دو کاهش یافته و عقل کمال می یابد.
-
از سن 60 سالگی به بعد: غلبه بلغم؛ سردی و رطوبت خارجی بر بدن غلبه می کند و هرچه بیشتر سردی غالب شود، از حیات دورتر می شود.
برای مثال کسی که ذاتاً صفراوی است، در سنّ جوانی و فصل تابستان و در شهری که هوای گرم و خشک دارد، اگر غذای خشکی(مثل آجیل و ادویه فراوان) هم بخورد، حتماً اذیّت خواهد شد و دچار سردرد صفراوی، جوش ها، خارش پوست، سوزش ادرار، کهیر، عصبانیّت آنی، بی خوابی، عدم تمرکز حواس و.... می شود. ولی در سنین بالاتر که سردی غلبه دارد، راحت تر خواهد بود.
از آن طرف کسی که ذاتاً بلغمی است، در سنین جوانی که گرما افزایش می یابد، تازه به اعتدال می رسد. امّا با افزایش سن و غلبه سردی و درصورت مراقبت نکردن از خود به بیماری های سردی مثل درد مفاصل، کاهش حافظه، نفخ و ترش کردن، سستی عضلات، ورم و پف صورت، اضافه وزن و.... مبتلا خواهد شد.
پس هرکسی باید مزاج خود را بشناسد و بر طبق آن، تدابیر حفظ سلامتی ویژه خود را اتّخاذ کند.
سوء مزاج:خارج شدن از حالت تعادل مزاجی بدن را سوء مزاج می گویند که می تواند در یک اندام یا بیشتر اتفاق بیافتد. البته خود سوء مزاج به دو حالت کلّی ساده و مادّی تقسیم می شود. در نوع ساده فقط یک کیفیت تغییر می کند؛ مثلاً گرمای معده مقداری بیش از حد تعادل می رود که با مصرف اندکی مبرّدات (سردکننده ها) به حالت طبیعی بازمی گردد. امّا در سوء مزاج مادّی، یک یا چند تا از اخلاط اربعه (صفرا، دم، بلغم و سودا) در اندامی یا اندام هایی دچار تغییر از لحاظ کمیّت یا کیفیت می شوند. بنابراین درمان آن نیز دشوارتر بوده و نیاز به اصلاح آن خلط و خروج از بدن هست.
سوءمزاج های معدی و کبدی:
یکی
از مسائل مهمّی که در کتب مرجع پزشکی ایرانی مطرح است، موضوع هضوم اربعه
(هضم های چهارگانه) می باشد. در واقع هر غذایی که وارد بدن می شود، چهار
مرحله هضم را پشت سر می گذارد تا بتواند مورد استفاده بافت ها و سلّول های
بدن گردد. این چهار مرحله به ترتیب عبارتند از:
1. هضم معدی (که در آن در بعضی صفات و کیفیات مادّه غذایی تغییر ایجاد شده و آنچه از معده خارج می شود، کیلوس نام دارد.)
2. هضم کبدی (غذا تبدیل ماهیّت داده و تبدیل به خلط می شود. (همان چهار مایع روان و سیّال دم، صفرا، بلغم و سودا))
3. هضم عروقی (خلط آرام آرام به صورت نوعیه عضو شبیه می شود.)
4. هضم عضوی یا بافتی (در آن، خلط کاملاً شبیه عضو شده و مورد استفاده آن قرار می گیرد.)
هرکدام
از این هضم های چهارگانه، فضول یا مادّه دفعی نیز دارند که از طرق مخصوص،
از بدن دفع می گردند. مواد زائد هضم اوّل از طریق روده ها به شکل مدفوع،
هضم دوم از کلیه ها به شکل ادرار و هضم سوم و چهارم از دیگر مبادی دفعی به
شکل عرق، چرک، مو، ناخن، ترشّحات گوش و بینی و ... از بدن خارج می شوند.
بنابراین اختلال در هریک از این مراحل چهارگانه هضم باعث اختلال در تولید
متعادل اخلاط شده و موجب بروز بیماری است. (1)
همانطور که بیان شد، اخلاط نتیجه هضم دوم است. پس دو شرط برای تولید اخلاط با کیفیت مناسب وجود دارد:
1. سلامت کامل کبد
2. ترکیب مناسب کیلوس معدی (که خود آن به دو امر وابسته است: سلامت معده ، کیفیت و کمیت مناسب مواد غذایی مصرف شده.)
بنابراین
بطور کلّی زمانی تعادل مواد معلّق در جریان خون (مثل لیپیدها، قند،
اسیداوریک و...) به هم می خورد و هایپرلیپیدمی، هایپرگلایسمی و... به وجود
می آید که یا در مراحل تولید اخلاط، اختلالی وجود داشته باشد و یا اعضای
مصرف کننده، به درستی وظایف خود را ایفا نکنند.
اختلال
در تولید اخلاط یا مربوط به غذای مصرفی است، یا اختلال در عملکرد کبد و یا
معده و یا چند مورد با هم. از طرفی چون اختلال در عملکرد طبیعی هرکدام از
اعضا را سوء مزاج ویژه آن عضو گویند؛ شناخت سوء مزاج ها و راه حل درمان آن
ها در مراحل ابتدایی راهگشای بسیاری از مشکلات بهداشت عمومی و بیماریهای
امروزی است. (2)
شناخت سوء مزاج های معدی:
1. سوء مزاج گرم
علائم: تشنگی زیاد، خشکی دهان، اشتهای کم، هضم راحت غذای غلیظ و سنگین.
علاج:
باید از مصرف زیاد غذاهای گرم و لطیف و ادویه فراوان پرهیز کرد. می توان
از نوشیدنی ها و رب های کاهنده حرارت مثل شربت سکنجبین، انار، لیمو و غوره
یا رب ریواس، سیب و به استفاده کرد. در کنار آن مصرف آش هایی که با سرکه و
سماق و غوره درست می شوند، مفید است و نوشیدن آب خنک سود دارد.
2. سوء مزاج سرد
علائم:
ضعف هضم (احساس سنگینی و پری شکم بعد از غذا)، اشتهای زیاد، ماندن طولانی
غذا در معده و عبور کُند به روده، ترش کردن، مدفوع نرم و شل و بادکرده،
نفخ.
علاج: در ابتدا پرهیز از غذاهای سرد مثل
ترشی ها و ماست، نوشابه و سس، برنج زیاد و مایعات سرد ضروری است. خوب جویدن
غذا و خوردن غذاهایی که با زیره درست می شود و استفاده از مربای زنجبیل و
گلسرخ بسیار نافع است. یک داروی کمکی، اسفند شبانگاه به میزان 1 قاشق
چایخوری به همراه یک استکان آب است.(تا 40 روز).
3. سوء مزاج مرطوب
علائم:
کم تشنه شدن ، زیادی آب دهان ، عبور سریع غذا از معده به روده ، تنفر و
اذیت شدن از غذاهای مرطوب ، احساس خوب با خوردن غذاهای خشک و تند و شور.
علاج:
پرهیز از سردی ها و مصرف نکردن مایعات همراه غذا، خروج مادّه بیماری از
معده به طریق قی (با تجویز متخصّص) و سپس مصرف مربای گلسرخ.
4. سوء مزاج خشک
علائم:
تشنگی خیلی زیاد، خشکی شدید زبان، لاغری بدن، احساس خوب با خوردن غذاهای
مرطوب (مثل شیر یا ماست)، اذیت شدن با خوردن غذاهای خشک(مثل آجیل و ادویه)،
حجم کم مدفوع، خشکی مدفوع.
علاج: پرهیز از
غذاهای خشک و کم رطوبت، رطوبت بخشی به معده با شیر، ماء الشّعیر طبّی، میوه
ها، دانه های لعابدار، شربت ها، سوپ ها و آش ها، روغن های مرطّب به شکم
مالیدن.
شناخت سوء مزاج های کبدی:
1. سوء مزاج گرم
علائم:
تشنگی زیاد، تلخی دهان، خشکی زبان، اشتهای کم، یبوست(سفتی و خشکی مدفوع)،
ادرار پررنگ یا مایل به سرخی، گرمی پوست محل کبد(زیر دنده های راست)، داغی
یا تب بدن، سوزش ادرار، سنگینی و کوفتگی اعضا، شیرینی یا شوری دهان، زردی
رنگ بدن یا چهره، قی یا اسهال زرد.
علاج: پرهیز
از سرخکردنی ها و ادویه فراوان، حمّام های گرم، فعالیت های بسیار سنگین،
خنک کردن کبد با آب کاسنی و سکنجبین و انار میخوش(ترش و شیرین)، ضمادهای
خنک مثل عصاره کدو و خیار روی کبد قرار دادن، مصرف غذاهایی که با زرشک،
تمرهندی، ریواس، ماش و اسفناج درست می شوند.
2) سوء مزاج سرد
علائم:
کم تشنه شدن یا تشنه نشدن، ورم یا پف صورت، فساد رنگ چهره(بی طراوتی
پوست)، سفیدی(کم رنگی) زبان و لب، سفیدی ادرار(به رنگ آب)، شکم روان(مدفوع
شل)، سردی(یخ کردن) بدن.
علاج: باید معاجین گرمی
که با دارچین، زیره، خولنجان، زنجبیل و... درست می شوند، مصرف شود، گوشت
های پخته شده با زیره و شوید و نخود،پرهیز از گوشت گوساله، گاو و مرغ زیاد،
روغن مالی با روغن های گرم، فعالیت بدنی، دفع بلغم از طریق اسهال یا
ادرار(با تجویز متخصّص).
3) سوء مزاج مرطوب
علائم:
ورم(پف کردگی) صورت یا پلکها، سستی(شلی) عضلات، خواب زیاد، کندی
حواس(شنوایی، بویایی و...)، سفیدی ادرار(به رنگ آب)، ضعف هضم(احساس سنگینی و
پری شکم بعد از غذا)، زبان مرطوب یا بزاق زیاد، شکم روان(مدفوع شل)، عدم
احساس تشنگی، احساس خوب با خوردن غذاهای خشک.
علاج: کاهش مصرف آب و مایعات و غذا بطور کلّی(روزه طبّی)، ورزش، استفاده از ادویه گرم همراه غذا، مصرف دارچین بصورت روزانه.
4. سوء مزاج خشک
علائم:
لاغری بدن، تشنگی، خشکی زبان یا دهان، کم خونی، حجم کم مدفوع(نسبت به غذای
خورده شده)، یبوست، تیرگی و بی طراوتی پوست، ترس، غم، افکار بد، نبض
صلب(سفت).
علاج: ایجاد لینت مزاج با خاکشیر،
انجیر و آلو، روغن زیتون، روغن بادام شیرین، فلوس، غذاهایی مثل آش جو پوست
کنده، اسفناج، ماست، برگ کاهو، میوه ها و خطمی، شربت های رطوبت بخش مثل
نیلوفر، سکنجبین، ماء اشعیر و.... (3 و 4)سوء مزاجهای رحمی، آمنوره، نازایی:
از بیماریهای شایع زنان در دهه های اخیر، «آمنوره» است که خود میتواند از اسباب ایجادکننده «نازایی» باشد. (3)
بنابر تعاریف پزشکی ایرانی، احتباس طمث یا حیض بر 3 چیز اطلاق میشود: 1)
نیامدن خون قاعدگی بطور مطلق 2) اندک آمدن خون 3) زیاد شدن فاصله بین دو
قاعدگی. (4)
بطور کلّی علل ایجادکننده احتباس طمث در دو دسته کلّی جای میگیرد:
1) وجود
سدّه (گرفتگی و انسداد) در رحم یا عروق آن 2) بیماریهای مشارکتی سایر اعضای
بدن. (5)
یکی از اسباب ایجادکننده گرفتگی و انسداد رحم، سوءمزاجهای آن است که شناخت
علائم آنها و درمان براساس پزشکی ایرانی میتواند راهگشای معضلات بسیاری از
بانوان در سنین باروری باشد.
بیماریهایی که تابع سوءمزاج هستند،به دو دسته ساده ومادّی تقسیم میشوند:
در
سوءمزاج ساده،فقط کیفیتی از کیفیات چهارگانه (گرمی،سردی،تری وخشکی) فزونی
مییابد وعضو را از اعتدال خارج میکند. امّا درسوءمزاج مادّی،مادّه (یعنی
اخلاط چهارگانه صفرا،دم،بلغم و سودا) ازنظرکمیّت یا کیفیت دچار تغییر
میشوند و میتوانند مزاج عضوی خاص یا کل بدن را از اعتدال خارج کنند. (6)
در یکی از مطالعاتی که در ایران توسّط جعفری و همکاران (2) انجام شده است؛
علائم سوءمزاجها در پرسش نامه هایی گردآوری شده و برای افراد دارای احتباس
طمث تکمیل شده است و مشاهده گردیده است که بسیاری از علائم سوءمزاجها که در
کتب مرجع پزشکی ایرانی مسطور است، در افراد وجود دارد و این یافته ها
مؤیّد این نظریه است که درمان سوءمزاجها میتواند راهگشای بسیاری از معضلات و
بیماریهای افراد باشد.
در موضوع احتباس طمث، سه نوع سوءمزاج به عنوان اسباب پیدایش این بیماری
عنوان شده است:
1- حرارت مجفّف مقبض 2- بَرد مجفّف مکثف 3- یبوست مکثف.
از طرفی در مبحث عُقر (نازایی)، هم سوءمزاجهای ساده و هم سوءمزاجهای مادّی (یعنی انصباب اخلاط) میتوانند دخیل باشند. (7)
ما در اینجا علائم و درمان سوءمزاجها را براساس کتب مرجع پزشکی ایرانی میآوریم:
1.سوءمزاج سرد رحم: در این نوع سوءمزاج، دهانه رگهایی که منی و خون را به
سمت رحم میآورند، تنگ شده و لوله های رحمی دچار گرفتگی یا انسداد میشوند.
اگر هم منی به رحم برسد، به خاطر سردی، قابلیّت لقاح را از دست داده و نطفه
تشکیل نمیشود. پس این سوءمزاج میتواند عاملی برای بندآمدن خون حیض و نیز
نازایی باشد.
علائم: رقیق بودن خون حیض(به دلیل تنگی مجاری و احتباس مواد غلیظ و خروج
قسمت رقیق و آبکی)- کمرنگی خون حیض(به سبب زیاد بودن مائیّت یا قسمت آبکی)-
کممویی در ناحیه عانه(چون مو از بخارات دخانی اخلاط با تأثیر حرارت ایجاد
میشود. و سرما مانعی برای تولید آن است. از طرفی هم سرما باعث بسته شدن
پوست و مانع خروج مو میشود.)- کاهش خون حیض(به خاطر وجود سردی در رحم و
بسته شدن دهانه رگها)- فاصله طولانی بین قاعدگیها (چون خونریزی کم بوده و
زمان بیشتری طول میکشد تا خون کافی جمع شده و آماده دفع شود.)- دیربندآمدن
خونریزی(به علّت رقّت)- درصورتی که سردی در کل بدن اثر کرده باشد، سایر
علائم غلبه سردی در رنگ چهره و ملمس و نبض و رنگ ادرار قابل مشاهده است.
درمان: اگر سوءمزاج ساده باشد و خلطی غلبه نکرده باشد، تنها استفاده از
مسخّنات(گرمکنندهها) و مجفّفات (خشککنندهها) کفایت میکند که میتواند خوراکی
باشد یا با اعمال یداوی (مانند بادکش گرم) این مقصود حاصل شود.
امّا اگر خلط سرد (بلغم یا سودا) غلبه کرده باشد، باید با منضج و مسهل
مربوطه، بدن را تنقیه(پاکسازی) کرد. درکنار داروهای خوراکی، استفاده از
فرزجههای مسخّنه (گرمکننده) رحم و نیز بخور رحم با بعضی مواد راهگشاست.
2. سوءمزاج گرم رحم: گرما در حد اعتدال موجب جذب منی و نضج و عقد(بسته شدن)
آن و جذب غذا به سمت آن است؛ امّا وقتی از حد اعتدال فزونی یافت، موجب
احتراق (سوخته شدن) منی میشود و یکی از علل ناباروری، همین گرمای بیش از حد
رحم و تخمدانها است.
علائم: لاغری بدن و زردی رنگ صورت و لبهای خشک (به علّت تحلیل زیاد و ازبین
رفتن رطوبات و استیلا یافتن خشکی)- غلظت، حرارت و سرخ مایل به سیاهی خون
حیض و احساس گرمی و سوزش در زمان خروج (به علّت سوختن آن و کمی مائیّت)-
پرمویی ناحیه عانه (به دلیل بالابودن حرارت)- کم آمدن خون حیض- اگر گرمی بر
کل بدن غلبه کرده باشد: سایر علائم مثل ادرار پررنگ، نبض سریع، گرمی ملمس
و...
درمان: تعدیل مزاج با غذاها و نوشیدنیهای خنک. درکنار آن استفاده از
مرطّبات (رطوبتبخشها) برای رفع خشکی عارض شده مناسب است. اگر صفرا غلبه
دارد، باید با داروها و غذاهای مناسب از بدن دفع شود و اگر دم غلبه دارد،
اخراج خون با حجامت یا فصد ضروری میباشد.
3. ژ: خشکی منافی تکوین و تغذیه جنین است و استیلای آن بر رحم میتواند باعث
ازبین رفتن تحرّک اسپرمها و نرسیدن آنها به تخمک شود. همچنین به علّت
نرسیدن مواد لازم برای رشد، احتمال سقط نیز وجود دارد.
علائم: لاغری بدن (به خاطر غلبه خشکی در سرتاسر بدن)- خشکی دائمی ناحیه
فرج- قطع قاعدگی یا خونریزی بسیار کم و وجود خون سیاه و لخته (به علّت غلبه
خشکی و ازبین رفتن رطوبات).
درمان: استفاده از غذاها و نوشیدنیهای رطوبتبخش به مدّت طولانی (مانند شیر،
آشهای ساده چرب، ماء-الشعیر طبّی، شربت بنفشه و نیلوفر و...) برای ترطیب
کل بدن- حمّامهای مرطّب و روغنمالی ناحیه عانه و کمی بالاتر با روغنهای
رطوبتبخش مثل روغن بنفشه، کدو و نیلوفر- تزریق واژینال یا شیاف مواد
رطوبتبخش.
4. سوءمزاج مرطوب رحم: این نوع سوءمزاج باعث میشود که نیروی ماسکه
(نگهدارنده) رحم ضعیف شده و منی در آن لیز بخورد. به همین دلیل درصورت وجود
این نوع سوءمزاج، سقط در اوایل بارداری رخ خواهد داد.
علائم: خروج رطوبات و ترشّحات دائمی از رحم- سقطهای زیر 3 ماه درصورت
باردار شدن (به علّت ناتوانی رحم در امساک جنین)- وجود علامات غلبه رطوبت
در سایر اعضا مانند تهبّج (پف کردگی) چشمها.
درمان: ابتدا باید رطوبات اضافی را با قی یا اسهال از بدن خارج کرد. سپس از
منضجات مناسب برای خشک کردن رطوبات بهره میبریم. همچنین میتوان از بخورهای
خشککننده رطوبات و یا شیافها برای تسریع درمان استفاده کرد. در زمینه
تدبیر غذا نیز باید از افزایشدهندههای رطوبات (مثل میوهها و لبنیّات) پرهیز
کرده و از قلایا (گوشتهای بریان کرده همراه ادویه) و ادویه خشککنندهای مثل
دارچین و زعفران استفاده کرد.
5. انصباب اخلاط بلغمی، سوداوی یا صفراوی به رحم: ریخته شدن این اخلاط یعنی
همان سوءمزاج مادّی و مستحکم شدن آن در عضوی خاص که خروج آن نیز دشوار
است.
درصورت بروز این حالات، باید به دقّت علائم سوءمزاجها بررسی شده و درمان
بطور تخصّصی انجام پذیرد. دراینجا بطور مختصر به برخی از علائم غلبه اخلاط
در بدن اشاره میکنیم:
- غلبه صفرا: زردی رنگ صورت، چشم و زبان- تلخی دهان و خشکی دهان و زبان-
خشکی بینی- عطش شدید- سرعت نبض- کاهش اشتها و احساس تهوّع و قی زردرنگ-
زردی مدفوع و ادرار- احساس فرورفتن سوزن در بدن- ترشحات واژینال زردرنگ.
- غلبه بلغم: سفیدی زائد بر رنگ بدن- سردی و سستی عضلات- زیادی و لزجبودن
آب دهان- کمی عطش- ضعف هضم (احساس سنگینی شکم بعد از خوردن غذا) و آروغ
ترش- زیادی و سنگینی خواب- کندی ذهن-نرمی نبض- دیدن خواب آب و برف و سفیدی-
ترشحات واژینال سفیدرنگ.
- غلبه سودا: خشکی و لاغری بدن- تیرگی رنگ چهره- سیاهی و غلظت خون- سوزش
دهانه معده- اشتهای کاذب (زود گرسنه و زود سیر شدن)- ادرار سیاه یا سرخ
تیره- خواب دیدن اشیای سیاهرنگ و کابوس-گرفتگی عضلانی-بیخوابی-وسواس-زیادی
فکر و خیال-ترشحات سیاه رنگ واژینال. (4،5،7)
برای خروج این مواد زائد از بدن، اصول خاصی وجود دارد که در کتب مسطور است.
منابع:
1. اسماعیل ناظم، طبیعت در پزشکی ایرانی، ویرایش محسن باغبانی، مجموعه
آشنایی با روش ها و بینشهای پزشکی ایرانی(1)، انتشارات المعی، 1391.
2. جعفری فرهاد، ظفرقندی نفیسه، علیزاده فاطمه، علیزاده مهدی، کریمی
مهرداد، مرادی فاطمه، بررسی فراوانی علائم مثبت سوءمزاجها از دیدگاه طب
سنتی ایران در بیماران با قطع یا کاهش خونریزی رحمی، دانشور پزشکی، دانشگاه
شاهد، آبان 90، سال نوزدهم، شماره 95.
3. مکبری نژاد روشنک، ظفرقندی نفیسه، ناصری محسن، دواتی علی، بیوس سودابه،
تنساز مژگان، کمالی نژاد محمد، بررسی علل آناتومیک «آمنوره» از دیدگاه
ابوعلی سینا و مقایسه آن با طب نوین، فصلنامه تاریخ پزشکی، سال سوم، شماره
نهم، زمستان 1390.
4. سودابه بیوس، ناباروری و منع باروری در پزشکی ایرانی، انتشارات اسماعیلیان، چاپ اوّل، زمستان 1389.
5. حکیم محمداکبر ارزانی، طب اکبری، مؤسسه احیاء طب طبیعی.
6. ناصری، محسن، رضایی زاده، حسین، چوپانی، رسول، انوشیروانی، مجید، مروری
بر کلیات طب سنتی ایران، مؤسسه نشر شهر، ویرایش دوم، چاپ سوم، 1390.
7. نفیس بن عوض کرمانی، شرح الأسباب و العلامات، مؤسسه احیاء طب طبیعی، چاپ اوّل،
8. امتیازی، مجید، ناظم، اسماعیل، کشاورز، منصور، کمالی نژاد، محمد، گوشه
گیر، سید اشرف الدین، هاشم دباغیان، فتانه، شهراد بجستانی، هادی، طب سینایی
و افزایش چربی خون، مجله طب سنتی اسلام و ایران، سال دوم، شماره دوم،
تابستان 1390، 159،155.
محقق : محمد احمدی، کارشناسی ارشد تغذیه، دانشگاه علوم پزشکی قزوین