شيوه هاي تقلب سودجويان در مواد خوراکي
فلفل: براي توليد فلفل تقلبي موادي نظير خاک اره نرم و پوست گردو و هسته خرما پودر شده را با پودر فلفل فرنگي يا خردل سياه مخلوط مي نمايند.
كاسني گياه طبي
آنقدر براي بدن انسان سودمند میباشد كه به تنهايي قادر است سلامت نسل بشر را تامين كند.
كبد يكي از اعضای رئيسه بدن و يكي از شريفترين آنها است. زيرا به منزله لابراتوار عظيمي است كه طبق آخرين اطلاعات علمي متخصصين فن در حدود هفتاد عمل مختلف انجام میدهد. به احتمال نزديك به يقين و تقريب كافي میتوان گفت كه اگر كبد كسي سالم باشد بدنش نيز سالم و اگر كبد عليل و ناسالم باشد بدن او دچار اختلالات و بيماريهاي گوناگون خواهد گرديد. اينكه گفتيم احتمال نزديك به يقين، براي اين است كه اعضای بدن چنان به يكديگر پيوسته و مربوطند و به قدري از يكديگر تاثير پذيرند كه اگر لطمهای به يك عضو بخورد، اعضای ديگر از آن بي نصيب نمانده و در نتيجه مجموعه بدن كه حكم واحد را دارد دچار آسيب خواهد شد. مثلا اگر اختلالي در عمل غده فوق كليوي مشاهد شود، انعكاس نامطلوبش در ساير اعضا و همه بدن ظاهر شده ،لطمه به سلامت آدمي میزند. ولي در بين اعضای مختلف بدن كبد از همه مهمتر است.
يكي از وظايف كبد قندسازي است. هر ماده قندي و به طور كلي هر ماده نشاستهای پس از تناول و هضم در معده، به صورت گلوكز كه يك نوع قند طبيعي است درآمده و به همين صورت جذب كبد میشود. در كبد ابتدا به صورت گليكوژن كه يك نوع ماده نشاستهای است در میآيد و در سلولهاي كبد ذخيره میشود و آنگاه اين گليكوژن كم كم و بر حسب احتياج بدن، مجددا تبديل به گلوكز شده و داخل خون گرديده و به همه اعضای بدن رفته و در سلولها سوخته میشود. پس از يك سلسله فعل و انفعالات مفصل شيميايي و تبديل تدريجي به يك عده فوقالعاده زياد اجسام واسطه، سرانجام مبدل به گاز كربنيك و بخار آب میشود كه از بدن خارج میگردند. از اين فعل و انفعالات متوالي و به عبارت ديگر از سوختن قند در بدن، حرارت غريزي به وجود میآيد.
مقدار مواد قندي كه انسان در شبانه روز میخورد بر حسب غذاهاي مختلف متغير است، ولي ميزان گلوكز در خون ثابت و در حدود 1 در 1000 میباشد، يعني در هر كيلوگرم خون يك گرم گلوكز موجود است. علت اين امر اين است كه اگر كسي در خوردن مواد قندي افراط كند، كبد آن را به صورت گليكوژن ذخيره كرده و اجازه نمیدهد بيش از مقدار لازم داخل خون شود. به طوري كه همان نسبت 1 در 1000 گلوكز در خون ثابت خواهد ماند. و اگر كسي كمتر از ميزان احتياج، مواد قندي تناول نمايد، كبد مقداري از گليكوژن ذخيره خود را تبديل به گلوكز كرده و داخل خون میكند، و باز نسبت گلوكز در خون 1 در 1000 باقي میماند.ولي بايد دانست كه اگر افراط در خوردن مواد قندي به مدت طولاني ادامه يابد كم كم زماني میرسد كه كبد از تبديل گلوكز به گليكوژن عاجز شده و مقدار زيادي گلوكز را عينا داخل خون كرده و معيار قند خون بيش از 1 در1000 میگردد. از اينجا است كه اختلالاتي در اعضای بدن بروز میكند. اين اختلالات ابتدا موقتي است و با اصلاح رژيم غذايي برطرف میشود، ولي با ادامه افراط به مدت طولانيتر، اختلالات و عوارض پايدار و شديدتر توليد شده و ايجاد ناراحتيهايي در شخص میكند كه ناچار است براي درمان به پزشك مراجعه نمايد. مهمترين علايم اين اختلالات عبارتند از:
خشكي لب و دهان و گلو و پوست بدن، تيرگي رنگ رخسار، بي اشتهايي، سردرد، سرگيجه، خارشهاي جلدي، ايجاد بثورات و جوش در پوست صورت و بدن، پيدايش دملهاي متعدد در نقاط مختلف بدن، بي خوابي، يبوست مزاج، حساسيت و عصبانيت و تند خويي، كمي حافظه، ريزش موي سر، احساس خستگي و كوفتگي بدن، سستي و خونريزي لثهها، رعاف1، كهير، كم خوني، بيحسي و كرختي دست و پا و غيره و غيره، ولي بايد دانست كه همه اين علايم در يك بيمار و در يك دفعه پيدا نمیشود، بلكه به تفاوت، بعضي از اين اختلالات در بعضي اشخاص بروز مینمايد و هر چه شدت اختلالات كبدي بيشتر باشد تعداد اين عوارض و شدت آنها بيشتر خواهد بود.
خون اين قبيل اشخاص مملو از فضولاتي است كه از احتراق ناقص قند پيدا میشود، از قبيل اسيد دياستيك، اسيدبتا اكسي بوتيريك آستون، اسيد دي اگزالاستيك و غيره و غيره كه هر كدام به منزله سمي محسوب شده و باعث اختلالات گوناگون در اعضای مختلف بدن میشوند. ضمنا به عللي كه شرحش از حوصله اين مقاله خارج است ابتدا كلسترول و سپس كلسيم موجود در خون و مايعات بدن در بافتها و رگها و مجاري داخلي بدن كه مانند شاخههاي بسيار ريزي در كبد و طحال و كليه و ساير احشا بدن پراكندهاند رسوب پيدا كرده و آنها را تنگ و نيمه مسدود نموده و مانع دفع فضولات از اين اعضا میگردند، ترا كم اين فضولات باعث بزرگ و حجيم شدن احشا مزبور میشود.
اگر وريد بازوي اين قبيل بيماران را شكافته و قدري خون خارج نماييم خواهيم ديد كه خون غليظ و سياه است و گاهي به زحمت از رگ خارج میشود، و در اصطلاح پزشكان قديم میگويند خون كثيف است، كثيف بودن خون به دو معني است، يكي غليظ و سنگين بودن آن چنانكه در فيزيك كلمه (تكاثف نسبي) یا (كثافت نسبي) به اين معني است كه مايعي در حجم معين سنگينتر از مايع ديگر است، و معني ديگر كثيف بودن خون اين است كه، داراي فضولات میباشد و اين فضولات چنانكه گفتيم از احتراق ناقص مواد غذايي در بدن پيدا شده و سمّيت دارند و بايد از بدن خارج شوند.
در افراد يك جامعه از زن و مرد و پير و جوان به علت عدم رعايت در بهداشت و تغذيه و توجه نداشتن به تعادلي كه بايد در مقدار و نوع غذاهاي مصرفي روزانه موجود باشد و افراط در مصرف مواد قندي و بعضي مواد ديگر، كم و بيش به اين عوارض دچار میشوند، مخصوصاً در فصل زمستان به واسطه كمي مصرف ميوهها و سبزيها و ازدياد تناول شيريني و چربي و گوشت و تخم مرغ اين اختلالات بيشتر بروز كرده و در اوايل فصل بهار به حد شدت خود میرسد، اگر اين بيماران به زودي در صدد درمان خود كه در ابتدا خيلي سهل و ساده است برنيايند و اختلالات آنها ادامه پيدا كند، عده اي مبتلا به مرض قند (ديابت) خواهند شد كه تصلب شرائين و ازدياد فشار خون و گانگرن دست و پا و سكتههاي مغزي و قلبي و دهها عوارض درمانناپذير ديگر از آثار و عواقب بعدي آن به شمار میرود.
خلاصه اينكه وفور اين بيماري، مخصوصا حالات خفيف و قابل درمان آن، در اجتماعات بشري و در همه طبقات مردم به حدي است كه شايسته يك بررسي و تحقيق دقيق میباشد.
چون ازدياد قند خون در راس همه اين اختلالات قرار گرفته و سرچشمه همه عوارض محسوب میشود بنابراين پس از اصلاح رژيم غذايي و انجام ساير دستورات بهداشتي، اگر دارويي به كار برده شود كه قند خون پايين بيايد، درمان اصولي و منطقي عمل شده است.
در طب امروز اين كار معمولا با انسولين انجام میشود كه براي درمان مرض قند تجويز میگردد، ولي انسولين را نمیتوان در اين مورد به كار برد، زيرا در هر اجتماع شايد نيمي از مردم كم وبيش گرفتار حالات خفيف اين اختلالات هستند كه آنها را در طب امروز (نيمه بيمار)گويند و نمیتوان به نيمي از مردم هر روز انسولين تزريق كرد، علاوه بر اين انسولين فقط قند خون را پايين میآورد و نمیتواند ساير اختلالات مثلا انسداد مجاري داخلي بدن و غيره را رفع نمايد.
هيچ دارويي چه طبيعي و چه مصنوعي در جهان وجود ندارد كه به اندازه كاسني در رفع اختلالات و عوارض مزبور مفيد و موثر باشد.
كاسني در كتب غربي
اينك به ذكر منافع و فوايد كاسني طبق يك رشته تحقيقات دقيق علمي كه توسط پزشكان اروپا و متخصصين مربوطه به عمل آمده است میپردازيم:
1- كاسني داراي انسولين طبيعي است (به كتاب "درمان بيماريها به وسيله گياهان طبي" تاليف دكتر فرانسوا دكو مراجعه شود) و بهترين عامل موثر براي پايين آوردن قند خون است.
2- پرفسور شابرول و همكارانش ثابت كردهاند كه اگر جوشانده كاسني را به وريد حيوان تزريق كنيم پس از نيم ساعت حجم صفراي مترشحه دو الي چهار برابر میشود و همچنين دفع صفرا را تسهيل میكند، بنابراين كاسني گياهي است كه به اصطلاح، مترشح و مدر صفرا میباشد.
3- ابولاني به تجربه در روي حيوانات ثابت كرده است كه كاسني مقوي معده است و ترشح عصير1 معده را زياد و از اين راه باعث هضم غذا میشود. همچنين ابولاني كاسني را در مبتلايان به مرض قند (ديابت) تجويز كرده و مشاهده كرده است كه قند خون به نسبت 19 الي 40 در 100 پايين میآيد.
4- پرفسور پارتوريه متخصص بيماريهاي كبد ثابت كرده است كه كاسني خاصيت مدر بول دارد و در مبتلايان به اختلال دفع پيشاب به علت عارضه كبدي- كليوي (هپاتو- رنال) نتيجه رضايتبخش میدهد و دفع پيشاب را آسان میكند.
5- هانري لكلرك معتقد است كه كاسني خاصيت ملين مسهلي دارد و علت آن تحريك حركات دودي رودهها (پريستا ليتيسم ) میباشد، علاوه بر اين معتقد است كه در بيماراني كه مبتلا به ازدياد صفرا در خون میباشند بسيار سودمند است.
6- دكتر فرانسوا دكو با مشاهدات دقيق باليني خود ثابت كرده است كه كساني كه به علت ازدياد فشار خون در وريد باب (يا مبتلايان به بيماريهاي قلب و عروق، يا مبتلايان به بيماريهاي كبد و كليه) مبتلا به كمي ترشح ادرار میشوند ،كاسني در آنها بسيار مؤثر و سودمند است.
7- كنت در كتاب "گياهاني كه درمان میكنند" مینويسد: "دم كرده كاسني در مبتلايان به انسداد رودهها و احشا نتايج رضايت بخش داده و به تدريج آن را درمان میكند". ديگران نيز اين مطلب را تاييد كردهاند.
8- درومر معتقد است كه استعمال حقيقي كاسني به عنوان مقوي و اشتهاآور است.
(به كتاب سلامت و تغذيه به وسيله گياهها مراجعه شود)
زندگي مدرن و سلامتي انسان
انسان در شرايط نامساعد زندگاني مدرن، تحت تاثير تعداد فوقالعاده زيادي از عوامل ضد بهداشت و زيان آور محيط زندگي قرار گرفته و دستخوش يك سلسله اختلالات و عوارض و فرسودگيهاي اعضای داخلي بدن شده و تعداد افرادي كه در اجتماعات كنوني مبتلا به انواع بيماريهاي مختلف از قبيل: سوءهاضمه، يبوست مزاج، بيخوابي، ريزش موي سر، ضعف اعصاب، دردهاي عضلاني و مفصلي و عصبي، بيماريهاي قلب و عروق، و غيره و غيره میباشند از حد و اندازه بيرون است. و نيز گفتيم با وجود مشكلات عديدهای كه در سر راه سالمسازي مردم و اعاده سلامتي و تندرستي وجود دارد معهذا میتوان با اجراي دستوراتي، سلامت مردم را بيمه كرد و از اين همه اختلالات بدني و ناراحتيها نجات داد، مردم جهان از سپيده دم تمدن و طي قرون و اعصار به راهنمايي پزشكان دانشمند قديم به اين دستورات عمل میكردند و هميشه شادابي و سلامت خود را حفظ مینمودند.
پيدايش تمدن جديد و پيشرفت سريع علوم در قرون اخير باعث شد كه نهضت و انقلابي در جبهه همه دانشها و از جمله دانش پزشكي پديدار شده و بسياري از اصول و موازين و قواعد و قوانين بسيار سودمند طب قديم متروك گرديد و در بوته فراموشي افتد، از سوي ديگر به علل و جهاتي يك سلسل تبليغات سوء بسيار قوي نسبت به هر چه كه رنگ قديمي دارد و مربوط به شئون زندگاني و علم و تمدن مردمان قديم است در همه جاي جهان به عمل آمده و میآيد كه هدف آن گمراه كردن مردم از يك حقيقت بزرگ است. آن حقيقت بزرگ اين است كه تمدن كنوني اروپا مستقيماً از تمدن قديم و مخصوصاً از تمدن ايران قديم گرفته شده و اساس همه علوم امروزه بر مبناي تحقيقات علمي دانشمندان قديم بنيانگذاري شده است و منظوراز تبليغات سوئي كه مرتباً در جريان است اين است كه مردم جهان تصور كنند معلومات قدما در هر رشته از علوم عاطل و باطل بوده و اين اروپاييان هستند كه بنيانگذار تمدن فعلي جهان هستند.
با اين طرز تفكر باطل و اين گمراهي و بيخبري عمومي چگونه ممكن است يك دستور سودمند هزار سال پيش را امروز رواج داد و در حقيقت مردهای را زنده كرد.
ولي ما با منطق عقل و علم و به استناد يك سلسله پژوهشهاي علمي دانشمندان قرن اخير اروپا ثابت خواهيم كرد كه در حال حاضر براي اعاده سلامتي افراد مردم و حفظ تندرستي آنان هيچ عاملي به اندازه كاسني (مخصوصا توام با شاهتره) مؤثر نيست. در تاريخ تمدن بشر از اعصار بسيار كهن گرفته تا امروز، هيچ داروي موثری وجود نداشته است كه مانند كاسني شهرت جهاني پيدا كند و مصرف آن همگاني و عمومي شود.
براي اثبات اين مطلب بايد نخست در وضعيت بدنها و كيفيت مزاجها و نوع بيماريهاي كه امروزه همه جا به وفورديده میشود مطالعه و بررسي نماييم؛ سپس معلوم كنيم كه چگونه میتوان به وسيله كاسني به درمان اين بيماريها پرداخت و بالاخره ثابت نماييم كه با يك رژيم كاسني توام با بعضي دستورات ديگر به مدت بيست روز میتوان چندين ماه بلكه يك سال از ابتلا به بيماريها در امان بود.
چون مطالب موضوعات مطرح شده از طرفي علمي و از طرف ديگر عمومي و همگاني است ناچاريم براي درك مطالب مربوطه به فراخور فهم عموم بنويسيم.
پس گوييم يكي از علل اصلي پيدايش بيماريها كه اكثريت نزديك به همه امراض از آن سرچشمه میگيرد پرخوري است ولي پرخوري به اين معني نيست كه كسي تا نفس دارد بخورد و ديگر قادر نباشد يك لقمه تناول نمايد، بلكه همين مقدار كه معمولا همه مردم غذا میخورند و سير میشوند نيز پرخوري است. دستور صحيح و بهداشتي كامل براي تامين سلامت شخص اين است كه فقط هنگامي كه كاملاً گرسنه است غذا صرف كند و هنگامي كه نيمه سير است و هنوز گرسنه میباشد دست از تناول غذا بردارد، ولي كيست در دنياي امروز كه چنين فداكاري عظيمي كرده و به خاطر سلامت جسم و روح خود از شكمپرستي و لذت بردن از غذاهاي لذيذ كه يك هوس زودگذر است و آني است دست بردارد.
يكي از پزشكان مشهور اروپا در يكي از مقالات خود ضمن اينكه بزرگترين راز سلامت انسان را در نيمه سير از طعام برخاستن میداند مینويسد: "به جرات میتوان گفت كه در جهان امروز كسي يافت نمیشود كه هنگام صرف غذا هنوز قدري از اشتهايش باقي مانده دست از طعام بكشد."
اولين اثر پرخوري اين است كه معده براي هضم مقدار غذايي كه زائد بر احتياج بدن است پرخونتر میشود. در علم فيزيولوژي ثابت شده است كه خون در همه اعضا بدن انسان به ميزان متعادلي جريان دارد، ولي در عضوي كه مشغول كار و فعاليت است قدري بيشتر جريان پيدا میكند، مثلا موقع راه رفتن در عضلات پا- موقع مطالعه در مغز- موقع هضم غذا در معده براي هضم معدي و سپس در كبد براي هضم كبدي بيشتر جريان دارد، ولي اين پرخوني چون طبيعي و فيزيولوژيك است آثار زيان بخشي ندارد و پس از عمل هضم، مجددا مقدار خون در رگهاي معده و كبد به حال عادي برمیگردد اما در پرخوري، پرخوني معده و مخصوصاً پرخوني كبد مضر است و اگر مدتي ادامه يابد آثار زيانبخشي بر آن مترتب خواهد شد كه اكنون، به شرح آن میپردازيم: اولا معده كساني كه پرخور هستند ابتدا تا مدتها بيشتر كار كرده و غذاها را هضم میكند، ولي اين امر موقتي است و موقعي میرسد كه ديگر معده از عهده هضم مقدار عادي غذا هم بر نمیآيد و آن گاه است كه سوءهاضمه شروع میشود، در اين هنگام غذا براي هضم شدن ناچار است به مدت طولانيتر در معده و رودهها باقي بماند و از اين اقامت بيشتر، مواد غذايي تخمير پيدا كرده و گازهاي مختلف و همچنين تعدادي مواد سمّي توليد میكند. در حال عادي تعداد بينهايت زيادي ميكروبهاي مختلف در معده و رودهها موجود است كه وجود بعضي از آنها براي كمك به هضم غذا مفيد میباشد، ولي در موقعي كه غذاها به مدت طولانيتر در معده و رودهها باقي بماند توسط همين ميكروبها تخمير پيدا كرده و تجزيه شده و علاوه بر گازهاي حاصله كه باعث نفخ و ناراحتي معده و رودهها میشود تعداد زيادي مواد سمّي از قبيل اسيد بوتيريك، اسيد آستيك، اسيد والريانيك، اسيد لاكتيك، اسيد اگزاليك، اندول، اسكاتول، فنل و غيره و غيره نيز پيدا شده و به علاوه از خود ميكروبها مخصوصا از كولي باسيل كه در حال عادي بيضرر است سمومي ترشح میگردد، همه اين سموم مرتبا از راه معده و رودهها جذب خون شده و به كبد میروند؛ يكي از وظايف كبد خنثي كردن اين سموم است ولي در افراد پرخور كه كبد پرخون و حجيم است و سلولهاي كبد تحت فشار كاراضافي قرار دارند كم كم كبد خسته شده و از عهده خنثي كردن سموم بر نمیآيد ناچار مقداري از آنها مستقيماً داخل جريان خون گرديده و به همه جاي بدن از جمله به مغز و مراكز اعصاب میروند و آغشته شدن مراكز عصبي به اين سموم باعث ميشود كه حالت چرت توأم با يك نوع خستگي و كوفتگي مخصوص و تا اندازهای بيحالي به شخص دست دهد.
سلولهاي كبد در اثر كار اضافي كم كم تنبل شده و از عهده وظايف اصلي خود بر نمیآيند.
بافت همبند كبد كه اطراف عروق خوني و رگهاي صفراوي كبد را فرا گرفته است تحت تأثير اين سموم مختلف تحريكشده و نسج تصلبي ايجاد میكند و جدار داخلي اين رگهاي خوني و صفراوي نيز به علت تحريك از همين سموم ورم پيدا كرده و در بعضي جاهاي آن لختههاي خون به وجود آمده و عروق و مجاري داخل كبدي را مسدود مینمايد، علاوه بر اين مجراهاي داخلي اين عروق خوني و صفراوي نيز تنگ شده و بسياري از آنها مسدود میشود، علائمي كه به مرور زمان در نتيجه اين اختلالات بروز میكند عبارتند از:
احساس سنگيني و ناراحتي و درد مبهم در زير دندههاي راست، زردي و تيرگي رنگ رخسار، بي اشتهايي، احساس خستگي و تلخي در دهان، سوءهضم، نفخ معده و رودهها، حال تهوع، يبوست مزمن توام با اسهال متناوب، خارشهاي جلدي، رعاف ضعف اعصاب و مغز، زود خسته شدن از كارهاي فكري و بدني، كمحافظگي، عصبانيت و بدخلقي، بيخوابي، بواسير، وجود قند در ادرار (پس از خوردن غذا)، خونريزي لثهها، ورمهاي موضعي (قوزك پا يا پف كردن صورت صبح موقع برخاستن از خواب)، پيدايش جوشها و دملها در بدن، دردهاي عصبي و عضلاني و مفصلي و غيره و غيره؛ ولي بايد دانست كه همه اين علايم در يك فرد پيدا نمی شود، بلكه در اشخاص مختلف بر حسب اختلاف مزاجها و اختلاف در ميزان اختلالات كبدي، چندين علامت از اينها بروز میكند.
آنچه مسلّم است و همه قبول دارند اين است كه هزاران نفر در اجتماع ما دائماً شكايت از عوارض مختلفي از اين قبيل داشته و كم و بيش مبتلا به اين ناراحتيها و اختلالات بدني هستند و دائماً براي درمان دردهاي خود به پزشكان مراجعه میكنند، ولي متأسفانه از اين معالجات نه تنها فايدهای عايد آنها نمیشود بلكه، به مرور زمان در اثر كهنه شدن مرض و ايجاد اختلالات عميقتر در كبد و كليه و طحال و قلب و ساير اعضا و احشا دروني بدن، بيماريها و عوارض خطرناكي مانند تصلب كبد، استسقاء1، ديابت (مرض قند)، رسوب سنگ در كليه و مثانه و كبد و كيسه صفرا و مفاصل، ازدياد فشار خون، سكتههاي قلبي و مغزي و غيره و غيره پيدا میشود كه ديگر علاج ناپذير است.
در طب قديم از زمان باستان چنين دستور میدادهاند كه براي حفظ تندرستي و تأمين سلامت فرد دو كار بايد كرد:
1- پيشگيري و تقدم به حفظ، يعني اقدام به اموري كه هدفش سالم ماندن و بيمار نشدن شخص است .
2- درمان اختلالات بدني هنگامي كه اين اختلالات خفيف و جزئي است و میتوان با درمان آنها از خطرناك شدنشان جلوگيري كرد.
اين دستورات كه ابتدا از طرف پزشكان دانشمند و حاذق صادرشده بود جزء عادات و آداب اجتماعي در آمده و تقريباً همه مردم به آن عمل میكردند و از اين راه سلامت تن و روان خود را حفظ مینمودند.
در اديان الهي نيز كه نخستين هدف تأمين سلامت جسم و روح افراد جامعه بود فرامين مذهبي با اين دستورات مطابقت كامل داشت ؛ چنانكه در اين مقاله به تفصيل شرح داده شده و مورد تأييد كامل پزشكان و متخصصان بهداشت در دنياي امروز نيز هست؛ در رأس همه اين دستورات احتراز از پرخوري قرار گرفته كه اگر اين دستور بزرگ رعايت شود يك جامعه سالم خواهيم داشت. براي اثبات اين مطلب يك مدرك مثبت و زنده در دست داريم و آن تاريخ صدر اسلام است كه مسلمانان آن زمان به شعائر مذهبي فوقالعاده پاي بند بودند و در اثر اجراي اين دستور بزرگ و احتراز از انباشتن معده و زياد نخوردن غذا، يك اجتماع سالم وجود داشت.
سعدي شاعر شيرين سخن ايران در باب سوم گلستان حكايتي ذكر میكند كه مويد اين مطلب است وما عينا در اينجا نقل میكنيم.
"يكي از ملوك عجم طبيبي حاذق به خدمت محمد مصطفي صلي اله عليه و آله و سلم فرستاد. سالي در ديار عرب بود و كسي تجربتي پيش او نياورد و معالجتي از وي در نخواست پيش پيغمبر آمده و گله كرد كه مرا براي معالجت اصحاب فرستادهاند و در اين مدت كسي التفاتي نكرد تا خدمتي كه بربنده معين است به جا آورم. رسول عليهالسلام فرمود اين طايفه را طريقي است كه تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقي باشد كه دست از طعام بدارند. حكيم گفت اين است موجب تندرستي. زمين ببوسيد و برفت".
براي اجراي دستور دوم يعني درمان اختلالات و عوارضي كه همواره در اجتماعات بشري پيدا میشود ولي خفيف است، (و در حقيقت نمیتوان اين انبوه مردم را كه هر كس شكايتي از يك اختلال عضوي و ناراحتي بدني دارد بيمار گفت بلكه بايد چنانكه در اروپا میگويند آنها را "نيمه بيمار" ناميد) بهترين كاري كه عموم مردم به آن عمل میكردند شامل دوامر بود: يكي اينكه در اوايل فصل بهار اقلاً مدت بيست روز آب كاسني و شاهتره میخوردند دوم هر كس به فراخور حال و مزاج خود مقداري خون از بدن خارج میكرد.
خواص عمده كاسني به قرار زير است:
1- كاسني به علت تلخي و همچنين مواد عاملهای كه دارد مقوي معده است و هضم غذا را آسان میكند.
2- كاسني مدرصفرا و دافع صفرا است( از يك طرف سلولهاي كبدي را به كار انداخته باعث ترشح صفرا از آنها میشود و از طرف ديگرصفراي غليظ را كه به جدار عروق صفراوي كبد چسبيده است به خارج دفع مینمايد)، ريختن صفرا به روده، اولا عفونتهاي حاصله از ميكروبها را از بين میبرد، زيرا صفرا ضد عفوني قوي است و از اين راه نفخ معده و روده را متوقف میكند، ثانياً يبوست مزمن را درمان میكند، زيرا صفرا حركات دودي روده را تقويت مینمايد و همچنين تلخي و خشكي دهان و بيخوابي و بسياري از عوارض را از بين میبرد، زيرا همه اين عوارض به علت ورود صفرا در خون و رسيدن آن به همه بدن مخصوصاً مغز و مراكز عصبي پيدا میشود و كاسني از انجام اين امر جلوگيري كرده و صفرا را به روده دفع مینمايد.
3- كاسني به علت وجود انسولين طبيعي اثر فوق العاده رضايتبخش در كساني كه قند و كلسترول خونشان زياد است دارد. ميزان قند خون را پايين میآورد و كلسترول را به حد اعتدال بر میگرداند و غلظت خون را كه به علت وجود كلسترول اضافي و مواد نيم سوخته مضر از قبيل اسيد دياستيك، اسيد بتا اكسي بوتيريك، اسيد اگزاليك، آستون و غيره پيدا شده بود كمتر میكند و از اين راه در رفع بسياري از عوارض مانند خارشهاي جلدي، جوشها و دملها در بدن، دردهاي عصبي، عصبانيت مزاج و بدخلقي و غيره كمك بسيار موثري مینمايد.
4- از همه اينها مهمتر اينكه كاسني عروق خوني و صفراوي داخل كبدي را كه چنانكه گفتيم در اثر ادامه پرخوني كبد مسدود يا نيمه مسدود شده بود باز میكند و از اين راه بسياري از عوارض و اختلالات را برطرف كرده و سلولهاي كبد را از محاصره حلقههاي فشرده نسج تصلبي اطراف عروق مزبور نجات داده و به آنها اجازه میدهد كه اعمال طبيعي خود را انجام دهند و به اين جهت میگويند كاسني مقوي كبد است، زيرا در بهبود كار سلولهاي كبد موثر میباشد. همچنين به علت باز شدن عروق خوني داخل كبدي، فشار خون در وريد باب كه زياد شده بود كمتر گرديده و بالنتيجه دفع بول بيشتر میشود. يكي از علل باقي ماندن فضولات در خون و تراكم آن در بدن كمي كار كليه و كمي دفع بول است و كاسني چون عروق خوني داخل كبدي را باز میكند، در ازدياد ترشح بول و دفع فضولات از بدن موثر میباشد.
همه اين خواص و آثار كه گفتيم مورد تصديق و تأييد پزشكان اروپا و مخصوصاً متخصصين درمان بيماريها به وسيله گياهان طبي است و ضمناً بايد بدانيم كه همه اين خواص كاسني را نيز اروپاييان از پزشكان قديم ايران فرار گرفته و اگر در روي حيوانات آن را آزمايش میكنند يا در مورد درمان بيماريهاي انسان به كار میبندند در حقيقت صحت عقايد قدما را تأييد كرده و میكنند.
كاسني در طب قديم
ابنسینا كاسني را به نام هندبا در قانون ضبط كرده و به قدري به آن اهميت میداده كه رساله مخصوصي درباره آن تاليف كرده است و حكيم مير محمدي مؤمن در كتاب (تحفه المومنين) مینويسد: "هندبا به فارسي كاسني گويند و آن بستاني و بري میباشد."
توضيح آنكه بستاني آن است كه در باغها كشت میكنند و بري آن است كه در بيابانها به طور خود رو میرويد. امروز هم اروپاييان كاسني را در باغها كشت كرده و از نوع بري آن نيز كه كاسني وحشي میگويند استفاده میكنند.
در كتاب (تحفه) خواص خيلي زيادتر از آنچه كه اروپاييان امروزه در كتابهاي خود راجع به خواص كاسني مینويسند شرح داده شده است، ولي ما همان خواص مهمي را كه مبدأ تحقيقات دانشمندان اروپا قرار گرفته و از كتب قديمه گرفتهاند از كتاب تحفه ذيلا نقل میكنيم و در داخل پرانتز توضيحاتي از خود به آن اضافه مینماييم.
"كاسني مفتح سدد يعني باز كردن انسدادهاي مجاري داخل احشاء شكم مخصوصاً كبد و كليه و طحال) و مقوي جگر و رافع سده آن (جگر چون اهميت بيشتري داشته است آن را مخصوصا قيد كرده) و منقي مجاري بول و گرده (منقي يعني پاك كننده) و آب برگ او با آب رازيانه بهترين ادويه يرقان سددي است (يرقاني است كه از انسداد مجاري صفراوي پيدا میشود)؛ مقوي معده، محرك اشتها و مدر بول و جهت تصفيه خون و درد مفاصل و استسقاء نافع است؛ و بسياري خواص ديگر كه در برگ و ريشه و تخم كاسني ذكر كرده و ما از نقل آنها صرف نظر میكنيم.
آنچه در خاتمه اين بحث تذكرش لازم است اين است كه قدما كاسني را يكي از بهترين و موثرترين داروها براي تصفيه خون میدانستند كه خون غليظ و كثيف را صاف و طبيعي میكند و چنانكه قبلاً گفتيم در اثر اختلالات كبدي خون داراي فضولاتي شده و بالنتيجه غليظتر و لزجتر از خون طبيعي میشود و همين غلظت را قدما كثافت میگفتند. در قرون وسطي يكي از پزشكان اروپا شربتي از كاسني درست كرده و آن را "شربت طول عمر" ناميد، امروز هم در كدكس فرانسه كه يك كتاب رسمي داروسازي و مورد استناد همه داروسازان فرانسوي زبان و ديگران است فرمول ذيل براي تصفيه خون دستور داده شده است:
شيره گياهها
برگ تازه كاسني، برگ تازه ترتيزك، برگ تازه شاهتره وبرگ تازه كاهو
از هر كدام به مقدار مساوي 60 تا 120 گرم هر روز صبح ناشتا تناول نمايند.
و دايرةالمعارف پزشكي مینويسد:
«خواص تصفيهكننده كاسني يك عقيده عمومي است و مخصوصاً براي كساني كه در فصل بهار پوست بدنشان جوش میزند تجويز میشود."
كنت در كتاب "گياهاني كه درمان میكنند" مینويسد:
"از كاسني و جو، جوشاندهای به نام جوشانده سلامت درست میكنند كه فرمول آن اين است: جو 3 مشت، ريشه كاسني خورد كرده يك مشت، آب 2 ليتر، به مدت يك ساعت جوشانده سپس 2 قاشق عسل به آن افزوده مجددا يك ربع ساعت آن را میجوشانند و صاف كرده میگذارند سرد شود صبح ناشتا دو فنجان از آن تناول كرده و تا 3 يا 4ساعت چيزي نمیخورند و 2 فنجان هم 3 ساعت بعد از نهار میخورند. لئونس كارليه مینويسد: «طبق مطالعات جديدي كه بر روي آثار شفا بخش كاسني به عمل آمده است معلوم شده كه كاسني براي تمام اعضا داخلي از قلب و جگر و معده مفيد است و آنها را به فعاليت سالم وا میدارد كاسني مساوي است با خون پاك، مساوي است با رنگ رخسار شاداب و خانمهايي كه به زيبايي خود علاقه دارند نبايد آن را فراموش كنند. آثار كاسني در ابتداي مصرف آن ضعيف و غيرمحسوس است به همين جهت است كه بايد به مصرف آن مداومت داد تا با مرور ايام آثار شفابخش آن ظاهر گردد.»
از قرن هيجدهم ميلادي به اين طرف اروپاييان ريشه كاسني را خشك كرده و بو داده و آسيا نموده و به جاي قهوه يا مخلوط با قهوه مصرف مینمايند. برگ كاسني را نيز به شكل سالاد میخورند، و به طوري كه در دايرةالمعارف مینويسد:" سالي ميليونها كيلوگرم (چندين هزار تن) كاسني بو داده در فرانسه مصرف میشود."
مقدار خوراك كاسني
هر روز 10 گرم ريشه كاسني خشك را در 2 ليوان آب جوشانده صاف كرده صبح ناشتا ميل نمايند و براي تصفيه خون خوانندگان از فرمولهايي كه در اين مقاله ذكر شده استفاده نمايند.
دکتر ناصری
طب ایرانی :یاداور بشم که ائمه و معصومین (ع)بهترین سبزی ها رو کاسنی نام بردن
امام صادق (عليهالسلام) فرمودند: چه سبزي خوبي است كاسني.
و نيز فرمودند: بر تو باد كاسني كه نطفه را زياد و فرزند را زيبا مي كند.
و فرمودند: هر كس شب كند در حالي كه در شكم او هفت برگ كاسني است, آن شب را از قولنج در امان خواهد بود.
پزشكان گفتهاند: كاسني براي ضعف اعصاب و ضعف بينايي و فاسد شدن خون مفيد است و بدن را پس از ضعف و لاغري تقويت ميكند و قلب و كبد را فعال ميسازد و رَحِم زنان را تميز ميكند و تب را برطرف ميسازد.
ميگوييم: خدايا سخن امام چقدر رسا و جامع است و همه اين خواص را كه پزشكان پس از اين مدت طولاني گفتهاند شامل ميشود. درباره اين سخن امام كه فرمودند: «نطفه را زياد و فرزند را زيبا ميكند.» تأمل كن كه در آن دو خاصيت براي كاسني ذكر شده و اين دو خاصيت حاصل نميشود مگر پس از تعديل رحم و پاكي آن و پس از تقويت قلب و اعصاب و پس از آن كه بدن قوت بگيرد؛ گويا كه امام همه اين منافع را با گفتن آن جمله در نظر داشته است.
تا اينجا به اين مقدار اندك از گفتههاي امام صادق (عليهالسلام) درباره خواص و منافع ميوهها و سبزيها اكتفا ميكنيم اين نمونهها نشانگر علم سرشار ايشان و گستردگي شناخت آن بزرگوار از علم طب است. اگر ميخواستيم تمام آنچه را كه از گفتههاي امام دست يافتهايم در اينجا بيان كنيم, اين مختصر گنجايش آن را نداشت.
از اين گذشته يك فردمحقق وقتي به كتاب خوردنيها و آشاميدنيها (اطعمه و اشربه) در فقه اهل بيت (عليهمالسلام) مراجعه كند و در آن دقت به عمل آورد و در آداب خوردن وآشاميدن چه پيش از آنها و چه بعد از آنها و چه همزمان با آنها و نيز در سخناني كه در بين وقت آنها و تفصيلاتي كه درباره گوشتها و حبوبات و ميوهها و شيرها و روغنها و غير آنها وارد شده, دقت كند, علم فراواني خواهد يافت و به بحثهاي با ارزشي در طب و بهداشت خواهد رسيدو اعتراف خواهد كرد كه امام صادق (عليهالسلام) پيشواي متخصصان علم طب علاوه بر علم شرايع و اديان است.
(برگرفته از كتاب طب الصادق (عليهالسلام) ص 127 تا 137)
1 نسخه خیلی ساده برا کسانی که بواسیر دارند
یک آجر تمیز و خشک پیدا کرده و هر روز روی بخاری بگذارید نیم ساعتی داغ و گرم شود بعد از داغ شدن برای اینکه نسوزید اجر را لای پارچه تمیزی بپیچید و هر روز روی نشیمنگاه قرار دهید و یا روی ان بشینید این مداومت کار باعث جذب سردی و رفع سردی و در نتیجه رفع بواسیر میشود
2نفر امتحان کردن و نتیجه گرقتن و به تجربه امتجان شده است
بسم الله الرحمن الرحيم
نویسنده مقاله نمک :دکتر محمد آزادی پزشک و پژوهشگر طب سنتی
ادامه مطلب از نمك قبل و بعد از غذا چگونه و با چه مكانيسمي از بيماري ها پيشگيري و يا آنها را درمان مي كند؟
قواي دفاعي بدن همان چيزيست كه قادر است از ابتلاي انسان به همه بيماري ها پيشگيري كند. در مباحثي كه گذشت گفته بوديم قواي دفاعي بدن مي تواند حتي غده هاي سرطاني را در نطفه خفه كرده آنها را از بين ببرد. دانشمندان مي گويند قواي دفاعي بدن از قواي دفاعي مجهزترين ارتش هاي دنيا هزاران بار بيشتر است. قرآن مجيد قواي دفاعي بدن را اينطور مي فرمايد: ما انسان را در بهترين قوام آفريديم.
اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايند: درد تو در خود تست و تو آن را نمي بيني و دواي تو نيز در خود توست و تو شعور آن را نداري.
انسان اگر سلامتي و صحت خود را دوست دارد و بيماري ها براي او ناخوشايند است بايد كاري كند كه قواي دفاعي بدن و آنچه را كه موجب تقويت آنست انجام دهد و آنچه را كه قواي دفاعي بدن را ضعيف مي كند از آن پرهيز كند اكنون برمي گرديم به آغاز اين بحث:
دختر بچه نه ساله به نام فاطمه م را براي بار دوم به مطب آوردند دستورات ذيل را براي درمان بي اشتهايي كودك و جلوگيري از عود بيماري هاي مكرر به پدر و مادرش توصيه كردم:
1ـ به مادر فاطمه گفتم در غذاي خود ديگر از نمك تصفيه استفاده نكنيد.
2ـ كودك از خوردن سوسيس و كالباس و ساير غذاهاي آلوده به مواد سرطان زا و پفك نمكي و چيپس خودداري كند.
3ـ ميوجات و سبزيجات را خيلي سفارش كردم.
4ـ وقتي خواستم چهارمين دستور را به آنها ارائه دهم مثل هميشه گرفتار يك فشار روحي شديد شدم. يك فشار غير قابل وصف ديدم اگر نگويم دچار عذاب وجدان شده و به وظيفه خود عمل نكرده ام و اگر بگويم احياناً با انكار پدر و مادر كودك مواجه خواهم شد. اما بهر تقدير به آنها چهارمين دستور را گوشزد كردم: گفتم همه افراد خانواده بايد قبل از غذا و بعد از غذا كمي نمك بخورند. و براي آنها توضيح دادم: نمك قبل از غذا موجب تحريك اشتها و حس ذائقه مي شود. هنوز سخنم تمام نشده بود كه پدر فاطمه گفت: آقاي دكتر همه دكترها مي گويند نمك موجب فشار خون مي شود.
تلويزيون و راديو هم سالها است همان حرف هاي پزشكان را مي زنند. اين اولين بار است كه از شما اين مطلب را مي شنويم. جزوهاي كه در سال 1377 (هـ . ش) نوشته بودم و يك قطعه CD از سخنراني 5/9/84 در دانشگاه نجف آباد هر دو به نام يك دستور بهداشتي از پيامبر گرامي اسلام (نمك) به آنها دادم. تخليص آن جزوه را خوانندگان عزيز قبلاً مطالعه كرده اند. پدر و مادر فاطمه به همراه فرزندشان رفتند. يك ماه بعد به من تلفن زدند و گفتند دستورات را عمل كردم و اشتهاي كودك بسيار خوب شده و اصلاً قابل مقايسه با سابق نيست. خيلي خوشحال شدم و دستور ديگري هم به آنها دادم وگفتم هر چند وقت يكبار چند روزي به او خاكشير بدهند. خاكشير صدها خواص دارد كه يكي از آنها تقويت اشتها و نيكوتر شدن هضم و جذب غذا و دفع سموم بدن و در نتيجه روشن شدن رنگ رخسار مي باشد.
يكسال بعد فاطمه م باتفاق والدين خود نزد من آمدند و بسيار خوشحال بودند. مادر كودك دعاي بسيار كرد. آشكارا واضح بود فاطمه ديگر فاطمه يكسال قبل نبود. ديگر افسردگي و رنگ پريدگي سابق در چهره او ديده نمي شد. افسردگي چهره جاي خود را به شادي و نشاط داده بود. بيماري هاي عود كننده او ديگر عود نكرده بود فقط گاهي مختصر سرماخوردگي داشته است. گاهي كه از منزل بيرون مي روم در كوچه و خيابان كودكاني را مي بينم كه همانند دفعه اولي كه فاطمه م را ديدم مي باشند. تأثر تمام وجود مرا فرا مي گيرد. الان كه دارم اين سطور را مي نويسم روز چهارم ماه مبارك رمضان و سوم شهريور 1388 (هـ . ش) مي باشد. بيست و هشت سال پيش (1360) با نمك قبل و بعد از غذا براي هميشه از عود مكرر بيماري فرزندم جلوگيري و از عمل لوزه ها هم منصرف شديم كه شرح آن گذشت. و پس از آن در اين سالهاي طولاني هر شب كه به بستر مي روم و هر صبح كه از خواب برمي خيزم در نظرم مجسم مي شود كه هر روز ميليون ها كودك و پير و جوان به انواع و اقسام بيماري ها و سرطانها مبتلا مي شوند كه اگر بدستور بهداشتي پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام عمل كرده بودند مبتلا نمي شدند و از بيكاري و صرف ميلياردها هزينه دارو و درمان هم معاف بودند. خدا مي داند هر روز در روي اين كره خاكي چه تعداد افراد چه پير و چه جوان مبتلا به سرطان مي شوند. و بعد از تحمل زجر و درد و رنج هاي طاقت فرسا از دنيا مي روند. و در مواردي خانواده فقيري هم از خود به يادگار مي گذارند.
نمك قبل و بعد از غذا چگونه و با چه مكانيسمي از بيماري ها پيشگيري و يا آنها را درمان مي كند؟
در بادي امر به نظر مي رسد اثر نمك قبل و بعد از غذا يكسان و اثر آن فقط از بين بردن ميكروب ها باشد در صورتي كه چنين نيست و ما در دو قسمت اثرات متفاوت آن را شرح خواهيم داد:
قسمت اول ـ اثر نمك قبل از غذا
نمك قبل از غذا با دو مكانيسم كاملاً متفاوت در پيشگيري و درمان بيماري ها عمل مي كند.
1ـ نمك همچنانكه در آزمايشگاه كليه دستجات ميكروارگانيسم ها را از بين مي برد در دهان و گلو نيز همين اثر را دارد. يك تجربه هفده ساله و آزمايشي كه ما براي اولين بار انجام داديم اين بود كه اولاً؛ افراد بيشماري كه مورد تجربه قرار گرفتند هرگز مبتلا به گلودرد نشدند و آزمايش نشان داد كه افراد عامل به اين دستور بهداشتي هيچ نوع ميكروبي در گلو و دهان خود نخواهند داشت در صورتي كه همانطور كه قبلاً نوشتيم در يك گرم بزاق بطور معمول تا يكصد ميليون باكتري وجود دارد.
2ـ اثر دوم تناول نمك قبل از غذا تحريك حس ذائقه مي باشد. در علوم پزشكي از نمك بعنوان قويترين محرك چشايي قابل استفاده و در دسترس همگان نام برده شده است. محتمل است اين اثر دوم نمك قبل از غذا از اثر اولش بيشتر باشد و با شرحي كه خواهد آمد خواننده عزيز متوجه خواهد شد كه تحريك حس ذائقه بوسيله نمك به اثر اولش بيشتر باشد و با شرحي كه خواهد آمد متوجه خواهد شد كه تحريك حس ذائقه بوسيله نمك هم به اثر اول كه ذكر شد كمك كرده و هم اثرات ثانوي بر آن مترتب است كه از اهميت شايان توجه برخوردار مي باشد.
1ـ اثر و نتايج نمك قبل از غذا در از بين بردن ميكروب ها وقتي تجربه و آزمايش نتيجه اش اين باشد كه دهان و گلو عاري از ميكروب شده و افراد عامل مبتلا به گلودرد نشده اند فقط كساني كه از علوم و رشته هاي مختلف پزشكي اطلاع داشته باشند اهميت قضيه را درك خواهند كرد. مختصر آنكه هر كس بتواند كاري كند كه دهان و گلوي او عاري از ميكروب ها و يا به اصطلاح استريل باشد بطوري كه از متون و كتب پزشكي برمي آيد آن شخص از ابتلا به تعداد كثيري از بيماري ها مصون خواهد بود كه در اينجا فقط اشاره اي به يكي دو مورد از آن بيماري ها نموده بقيه را فهرست وار بيان خواهيم كرد.
گلودرد (آنژين) همانطور كه همگان مي دانند يكي از شايعترين بيماري ها است كه هم در حديث آمده بود و هم بطور تجربه بر ما ثابت شد كه نمك از آن جلوگيري مي كند و يكي از بيماري هاي متعددي كه در تعقيب آنژين و البته در عده قليلي از مبتلايان پيدا ميشود تب رماتيسمي و يا رماتيسم حاد مفصلي و بيماري هاي رماتيسمي قلب ميباشد.
بيماري هاي رماتيسمي قلب
بيماري هاي رماتيسمي قلب همانطور كه از عنوان آن پيداست يك بيماري نيست و شامل چندين بيماري مي باشد. بيماريهاي رماتيسمي قلب از مسائل مهم طب جديد مي باشد. اگر ما بگوييم نمك قبل از غذا از كوري و نابينائي، سكته و مرگ و مير جلوگيري خواهد كرد موجب شگفتي و تعجب خواهد شد. البته براي دانش آموختگان پزشكي باور كردنش بسيار آسان است و براي سايرين توضيحات ذيل مطلب را روشن خواهد كرد.
در بيماري هاي رماتيسمي قلب تمام قسمت هاي قلب مبتلا مي شوند، يعني دريچه ها ـ پريكارد (پرده بيروني قلب) ـ ميوكارد (قسمت عضلاني قلب ـ آندوكارد (پرده دروني قلب).
بيماري دريچه ها شامل تنگي ميترال ـ نارسايي ميترال ـ تنگي آئورت ونارسائي آن و همينطور دريچه تري كوسپيد (دريچه سه لتي) نيز مبتلا مي شود.
در تنگي دريچه ميترال خون در دهليز چپ بيمار لخته مي شود، اين لخته در جريان خون قرار مي گيرد و به اعضاء مختلف مي رود. اين لخته در يكي از عروق يكي از اعضاء موجب انسداد شريان آن عضو مي شود. لخته خون اگر در يكي از عروق مغز ايجاد انسداد كند موجب سكته مغزي مي گردد و اگر در عروق ريه باشد سكته ريوي و در طحال سكته طحالي و در كليه باعث سكته كليوي مي شود و بالاخره اين لخته خون ممكن است در يكي از عروق چشم ايجاد انسداد نموده موجب كوري و نابينائي ناگهاني گردد. پس بطور خلاصه در اثر باكتري استرپتوكك بتاهمولتيك گروه آ، آنژين پيدا مي شود. در عده اي بدنبال آن بيماري هاي رماتيسمي قلب و در تعقيب آن سكته و نابينائي هم ممكن است باشد. البته آشكارا واضح است نمك از همه انواع سكته ها و نابينائي ها پيشگيري نخواهد كرد. بقيه بيماري ها و عوارض ناشي از بيماري هاي رماتيسمي قلب بعداً در ضمن فهرست بيماري هايي كه نمك از آنها جلوگيري مي كند خواهد آمد. بد نيست بدانيد فقط در ايالات متحده آمريكا طبق آماري كه خود آنها داده اند 15 تا 20 درصد كودكان آمريكايي در دهان و گلوي خود استرپتوكك بتاهمولتيك گروه آ دارند و بيش از يك ميليون نفر مبتلا به بيماري هاي رماتيسمي قلب هستند (نقل از كتاب طب داخلي سيسيل) ـ بعضي نژادها و در بعضي كشورها استعداد براي ابتلاء به بيماري هاي رماتيسمي قلب بيشتر است. در استان اصفهان طبق آمار مردم نجف آباد ـ خميني شهر و روستاي كوشك بيش از ساير شهرها و روستاهاي اين استان استعداد ابتلاء به بيماريهاي رماتيسمي قلب دارند.
از بيماري هاي ديگري كه از عوارض آنژين (ورم لوزه حاد) پديد مي آيد يكي سينوزيت و ديگري اتيت (عفونت گوش مياني) مي باشد. در سينوزيت گاه عفونت به چشم اثر كرده و موجب نابينائي مي شود. سينوزيت حاد در مواردي مزمن مي شود و درخانم ها بويژه موجب ضعف اعصاب (نوراستني) مي شود. پس اگر بگوييم نمك از يك مورد ديگر از نابينائي ها و ضعف اعصاب پيشگيري مي كند (البته نه همه موارد ضعف اعصاب) سخني به گزاف نگفته ايم. عفونت سينوس ها گاه به مغز راه يافته موجب آبسه مغز مي شود.
آيا نمك از كري و اختلالات شنوايي هم پيشگيري مي كند؟ جواب مثبت است. يكي از بيماري هايي كه از عوارض آنژين شمرده شده اتيت (عفونت گوش) مي باشد كه در مواردي منجر به كري مي گردد. در بيماري سرخچه كه ويروس آن از دهان يك فرد به فرد ديگر منتقل مي شود چنانچه زن حامله مبتلا به اين بيماري شود از عوارض آن بيماري هاي مادرزادي قلب و كري مادرزادي ذكر شده است. بنابراين نمك مي تواند از ابتلاء به بيماري هاي مادرزادي قلب ـ كري مادزادي و غير مادرزادي نيز جلوگيري كند. و اين مطلب بخوبي از آنچه كه در صفحات 103، 104و 116 ترجمه كتاب (كارنت) آمده است استنباط و فهميده مي شود. نمك قبل و بعد از غذا نمي گذارد ويروس سرخك و سرخچه نيز در دهان وجود پيدا كند و نتايج مترتب بر آن معلوم است.
ادامه مطلب
سیما: آقای دکتر اگر خاطرتان است من، درمصاحبه قبلی وعده های مختلفی به خوانندگان داده بودم، و اینک از شما انتقاد دارم که کمی وقت شما دلیل موجه ای برای بد قولی من نمیتواند باشد و لذا از شما درخواست دارم که با مصاحبه های بیشتری موافقت کنید.
دکترخرسند:
اشتباه نشود که تنها گرفتاریهای من
نبوده بلکه مسافرتهای شما هم دراین تعلل، دخالت داشته، به هرحال شما سئوال
بفرمایید که من در خدمتم .
سیما: آنچه که در بخش «فلسفه
ما » جایش بسیار خالی است و مکرر از ناحیه بازدید کنندگان
موردسئوال میشوم این است زیر بنای این فلسفه چیست؟ وچگونه شکل گرفته است
وبازدید کننده اگر بخواهد فقط به یک قسمت مراجعه کند،وفلسفه شمارا،یکجا
بیابد و بخواند، آنرانداریم، و لذا خواهشمندم فلسفه و زیربنای این فکررا
بیان بفرمایید.
دکترخرسند: بله چشم
بیان نظریه و
فلسفه یک موضوعی، بدون اشاره مختصر به تاریخچه تشکل آن تفکر، ناقص خواهد
بود و لذا و بطور گذرا از تاریخچه نحوی پرورش این فکر می گویم وتفصیل
کاملتر رایا درکتاب ویا درهمین سایت یادرهر دوبه آینده واگذار میکنم.
. خلاصه:
مقدمه : با توجه به تجربه اتفاقی که در سن کودکی
(9سالگی)برایم رخ داد(داستان کبوترهاکه در جائی در این سایت آمده است برای
کوتاهی مطلب اینجا تکرار نمیکنم «تجربه تغذیه کبوترها لینک تفسیری اضافه شد» و سپس مشاهده
عجز وناتوانی پیر مردها وپیرزنها وفرسودگی آنهاکه به دلیل طول زمان با آن
روبرو میشوند ونیز مریضی های مردم درسنین مختلف، همه رابه نحوی با آن تجربه
9سالگی وتغذیه کبوترهاربط میدادم وکم کم یک شک بزرگ در
نحوی تغذیه نوع بشر در من جمع میشد
ومرا به مطالعه وتحقیق درآن سمت
میکشاند تااینکه (بدبختانه یاشاید هم خوشبختانه)خودمن مریض شدم وبه بیماری کلیه مبتلا گشتم ابتدا یکی و سپس
هردوکلیه بیمارشدند، وبتدریج هردو کلیه من خراب شد(ازسن 14سالگی)
که همه
دکترهای خرمشهر، آبادان، تهران، وانگلستان(درسن22سالگی)،
پس از معاینات
بسیار و عکس برداریهای فراوان
رای بر فاسد بودن هردو کلیه میدادند که
کلیه چپ فوری و کلیه راست در آینده نزدیک فقط چندماهه به حدغیرقابل تحمل
میرسد و باید که فوری جراحی شوم و کلیه چپ خارج گرددعکس، کلیک کنید خوب یادم می آید که درآستانه سفربه تهران، دوستان وفامیل
دربدرقه ازمن حلالی میطلبیدندزیراامیدی به دیدارمجددمن نداشتند !
چون
اعلان خطر کرده بودند که هر لحظه امکان ازکارافتادن کامل کلیه ها میرودو من
خواهم مردو شانس عمل جراحی هم ازدست میرود!
من نیز به همین باوررسیده
بودم وقبل از ورود به تهران
به مشهد و به امام رضارفتم عکس، کلیک کنید ودرتهران دوستانم خبر دادند که
پروفسورجهرمی وپروفسوررفعت جراحان کلیه
واستادان معروف کلیه هستند
وبویژه دومی درباره یکی ازدوستان نظرداده بود که کلیه هایش فاسداست وباید
زودجراحی شودوآن مرحوم پشت گوش انداخت وهفته قبل ازورودمن به تهران فوت
کرده بود(جوان24ساله) و همه مارامتاسف ساخته است!
دوست دیگری من رابه
میهمانی دعوت کردوبااینکه ازمن پذیرائی مفصلی هم نموده بود، ولی باصرار
میخواست که من 15 ریال پول ازاوبگیرم وقتی تعجب بی حدمرادید، گفت که
اوموقعیکه چندسال پیش درخرمشهر بوده من این مبلغ پول راباوداده بودم وحالا
اونمی خواهدبدهکارمن باشدونیزدوست دیگری که زمانی دربازی فوتبال باهم
دعواکرده بودیم ومن اورازده بودم و قاعدتااوبایدازمن دلخور می بودولی درآن
وضعیتی که من پیداکرده بودم، وبعنوان خداحافظی، مکررواز ته دل وبی ریا، مرا
می بوسیدوبه خودفشار می داد وباگریه ای علنی،(وغیرقابل کنترل)میگفت مبادا
از من دلخورباشی(وهمه را هم مثل خودش متاثرکرد)! !!
و کسان دیگر هم
بودندکه باحرکات ورفتارشان خبراز مرگ قطعی من میدادند وبارفتارشان مرا
پریشانتر میکردند. من بدلائل مختلف، قشرهای گوناگون شهرمان، من را
میشناختند وخبرمریضی من وبخصوص طولانی بودنش، همه راباخبر وناراحت کرده
بودوهرکسی به فراخورتجربه وفکرخودش به من توصیه هائی میکرد(مثلاسیدعلی
باقله فروش که جوان ورزشکاری بود،توصیه رفتن به زورخانه را میکرد). یکی
ازهمشهریان قبول کرده بودکه یک کلیه اش رابه من هدیه دهدولی من
شخصااصرارداشتم تاراهی برای نجات ودرمان کلیه اصلی خودم پیدا کنم چون فکر
می کردم باید راه حلی درجائی برایم باشدکه به تلاش بیشتر نیازداردوبرای
همین دکترهای متفاوتی رادیدم ودربیمارستانهای گوناگونی ازجمله« بیمارستان
آریامهرتهران نبش بلوارالیزابت سابق تهران»و« بیمارستان دادگستری درخیابان
قوام السلطنه تهران» وغیره هم بستری شدم، وچندبارهم موردعمل جراحی بیهوده
سنگ کلیه هم قرارگرفتم. خلاصه اینکه تنهاامیدم رفتن به بهترین بیمارستانهای
دنیا ولندن شده بود که خود پرفسور رفعت هم، معرفی کرده بودو نامه ای برای
یکی از پرفسورهای انگلیسی آنجانوشته وبه من داد.
در لندن هم پس
ازآزمایشات بسیار وعکسبرداریها، همان نظر هارا تائیدوتاکید کردند وباید که
باعمل جراحی کلیه، چپ فوری خارج شود.
برای من که در بیمارستان معروف
لندن بستری بودم راه چاره ای جز قبول عمل جراحی و بیرون آوردن کلیه چپم
برایم نمانده بود(دیگرتلاش رابی فایده میدیدم و همین را بالاترین درجه علم
درموردخودم دیدم) ولاجرم قبول کردم بشرطی که لااقل به من تضمین دهندکه با
این عمل جراحی دراین سن جوانی وباهمه آرزوهای درپیش رو، قبول دردآور نقص
عضو، من زنده میمانم،این توقع زیادی نبود!! !!/عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ وحداقل راهی برای نجات کلیه راستم می گردد، وباقبول این
نقص،لااقل کلیه راستم را نجات میدهم و توانای انجام وظیفه اش میشود، اما
دریغ که این علم، متاسفانه قادربه تضمین دادن به من جوان هم نبود!! تضمینی
در این راه نمیدادند و درزنده ماندن من هم تردیدداشتندو با ترحمهای علنی
ومخفی که در چهره هاو حرکاتشان بود(عجزعلم را هویدا)و مرگ رابرایم قطعی
میدانستند،
تنها یک جراح هندی که زیر دست پرفسورانگلیسی کار میکرد، سعی
میکرد مرابه راه و روش خودش دلداری دهدو می گفت انشاالله بعداز جراحی حداقل
سه تاششماه کلیه راست می توانددوام آورد،نگران نباش انشاالله(واین کلمه
انشاالله را به فارسی میگفت وچندین باراین کلمه را،در یک جمله کوتاه
انگلیسی تکرار میکرد ونیز بادست و با حالت عصبی چندین بارومحکم به شانه ام
میزدوهمزمان صورتش را از من بر می گرداند تا چهره درهمش رانبینم، وروحیه ام
خراب ترنشود، اوهم ناراحت و متاثر بود و چاره ای نمی شناخت !!. !!
(و
بعدها متوجه شدم که هیچ دکتر داروئی درهیچ کجای دنیابرای هیچ نوع مریضی به
بیماران خود تضمین که نمی دهند وحتی ازمریض بیچاره هم و یاازفامیل مریض
پریشان مریض امضای کتبی هم میگیرند که مسئولیت فوت عزیزشانرا خودآنهابه
عهده بگیرند وعلم مریض بیچاره ویا فامیل بیخبر او دراین ریسک بزرگ سرنوشت
ساز تصمیم گیرنده باشد!!و نه علم و دانش(سمی و شیمیائی)آنها!!، یعنی این
علم تضمین ندارد(مثل هندونه وهندونه فروش)وهمه درتاریکی مطلق هستندوفقط
تیری در تاریکی رهامیکنندیااین تیر آنها، مریض بیچاره رامیکشد!! و یاخود
بدن(سیستم خوددرمانی بدن)مریض،راه حلی برای تعادل پیدامیکند!!)، که اگر مرد
عنوان میشود مریض بد شانس بود و اگر بدن راهی برای تعادل پیدا کرد عنوان
میشود که دوا و دکتر خوبش کرده !! پزشک متخصص و معروف بیمارستان(که با
ماشین بنزآخرین سیستم و شوفر مخصوص به بیمارستانهای لندن وحومه دائمادررفت
وآمد بودومرتب وبااحترم!، مریض هارا تیکه وپاره می نمودوکلیه هارا بیرون می
کشید!!«جهل راببینید تابچه حدرسیده است!!»)به من فرصت دادکه با توجه به
این وضعیت نامطمئن تا48ساعت دیگر جواب خودم رابگویم تا امور (نرسینگ)اداری
بیمارستان با توجه به وقت کم وآزاداو، برای آینده وقت اتاق عمل را برایم
تعیین کنند.
من با هزاران دلخوشی،وهزینه بسیار به انگلستان امده بودم،
ولی اینجا هم متاسفانه خبری نبود، درغم وغصه غرق بودم، سیرتلاشهای گذشته
راچون فیلم در جلوی چشمم مجسم میکردم، چهره دوستان و فامیل را درحالات
مختلف بیادم می آمد، ودر اوج ناامیدی از خود میپرسیدم، آیا آنهارا بازهم
خواهم دید؟ ومکررو با تاسف مثل دیوانه ها باخودحرف میزدم که چرا؟چر؟چرا من
در این سن و سال برای این زجر انتخاب شده ام؟ وتاسف شدیدازاینکه راه حلی
ندارم، زمستان سرد لندن
، لینک تفسیری اضافه شد») که ناگهان بازفکرم به تجربه تغذیه
کبوترهاکشید(چون مشاهده«فاخته ها»،همان موضوعی که آنراتداعی داد،وبدلائلی
که درجای دیگر گفته ام وبرای کوتاهی مطلب اینجا تکرار نمیکنم زمستان سرد لندن
، لینک تفسیری اضافه شد») ذهنم به فلسفه ای که درخودم جمع شده بود کشیده
شد و 24ساعت نگذشته بود که تصمیم قاطع گرفتم، که نظریه خودم را روی خودم
تجربه کنم وبا یک نیرو و اراده غیر طبیعی که پیدا کردم،از بیمارستان معروف
لندنNorth Holloway Rd Hospital Londan or now "Royal Northern Hospital" in Holloway Rd London N7 6LD
که پرفسورهائی با معروفیت جهانی هم دارد(داشت) !! خودم را مرخص
کردم و به روشی که در اثرتفکرات ومطالعات زیاد در من جمع شده بود،روی
آوردم با تغییر تغذیه ام وکنترل غذائی شدیدو ظرف کمتر از سه ماه،این هیولای
وحشت زای مرگ که چند سال بود من و خانواده ام ودوستانم را پریشان کرده
بود،و صدها دکتر وانواع داروها چاره اش نکرده بودند یک مشت خرما و گردو و و
و و و نعمتهای فراوان خدا،از تنم خارجش کردند و نجات پیدا کردم
و تااین لحظه که ده ها سال ازآن
تاریخ میگذرد، هردو کلیه ام صحیح وسالم و بی درد کار میکنند
«داستان
این سیر تکامل واین کشف بزرگ تاریخ درمانی نوع بشر»کشف شگفت انگیز
قدرت وسیستم خوددرمانی بدن انسانهادردفع کلیه بیماریها را، مفصلتر
درجای دیگر خواهم نوشت.
(یادرمصاحبه بعدی)،ازآن ببعدهرکسی مشکل درمانی
داشت، من تجربه خودم را بازگو میکردم وازآنهامیخواستم اینقدربه
دواهاوبیمارستانها، متکی نباشند!.
درانگلیس ماندم ودرس خواندم،
دردانشگاه کمبریج هم گفتم /عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ /عکس/ در ایران درمحیط
های مختلف گفتم، در دانشگاه تهران هم بودم و گفتم،
درتهران همراه با
دوستان همعقیده باشگاهی داشتیم سالیان دراز مردم را ارشاد نمودیم هزاران
نفر به این طریق سلامتی خودرا بازیافتند،(داستانش مفصل است وشاید لینک
تفسیری بگذاریم)
در خارج ازکشوردرمحیط های ایرانی وخارجی گفتم،در
تلویزیونهای گوناگون گفتم، مصاحبه هائی در رادیو تلویزیون هاو نشریات مختلف
ایالات امریکاداشتم وگفتم، درسیمینارهاایرانی وخارجی دعوت شدم وگفتم،
دربلژیک گفتم، درهلندگفتم، نوارهای مصاحبه های ضبط شده من را بارها و بارها
تلویزیونها پخش کرده و همچنان پخش میکنند و گفته شده و. . . و . . و . .
موسسات تحقیقاتی ازمن استقبال میکنند،دعوت می کنند، بودجه خوبی را هم برای
یادگیری ازتجربه وتحقیقات من تصویب میکنند« لینک گذاشته میشود» تا ببینند
چطوری از نتیجه گیریهای من متاسفانه میتوانند دوا و دارو تهیه کنند!! تلاش و
آگاهی دادن درکاری که به دارو و پول منتهی نمیشود را کار نمیدانند!! به
این مرحله که میرسند،دلسردو نوامیدمیگردند
هرسال برتجربه ام افزوده شد و
هرسال باتحقیقات بیشتری پی به آناتومی پیچیده بدن مخلوقات وبویژه انسان
بردم، فقط بیش از600ساعت فیلم های مستند ازاتاقهای عمل دارم،ازمصاحبه های
گوناگون،ازمناطق مختلف وازموجودات متعدد دارم که همه در راستای فلسفه من
است که مورد مطالعه دقیق قرارداده ام، تا به کشف بزرگ و انقلابی .«سیستم
خوددرمانی بدن» . رسیدم که با قدرت بخشی به .
آن تا به چه حد
کارساز میشود که حتی استخوان پیچیده و خم شده را هم راست میکند، و توانائی
دفع اکثر بیماریها و ناتوانائی ها را دارد. (پایان مقدمه)
فلسفه
و نطریه
فلسفه و نطریه من میگوید که در بدن همه مخلوقات عالم،
سیستمی است که شبانه روز درتلاش است تا بدن رادرراستای آنچه که برایش
مقدربوده حفظ و نگهدارد
و اگر انحرافی رخ دهدهمه ارگانهابکار می افتند
که ازایجاد خرابی آن انحراف، جلوگیری کنند حال این مشکل که همه عامل خارج
از بدن دارد،
به چه شکل وارد بدن شده است و به چه ارگانی از بدن در گیر
شده است یک ارگان کمتر و دیگری بیشتر تلاش خواهند کرد تا موردانحراف رااول
مهار
کنند نحوه مهار هم این است که درخود سلول زندانیش میکنند وامکان
حرکت خودسرانه راازآن میگیرندچه بودنش درگردش خون ورسیدنش به مغز،این
فرمانده کل بدن، همه بدن رااز کار می اندازد(لیبک توضیحی بیشتری میگذاریم
توضیحی بر فیلمی مستنداز برنامه «اپرا و جنون گاوی»)
ولی خود سلول هم از
اجرای وظیفه ارگانیک و همیشگیش در ارگان مربوطه خود، باز میماند
(از
این رو من اینگونه سلولها را سلولهای تلاشگروفداکار
مینامم که تا حد فنا کردن خود،عوامل خارجی و فاسد رادرخودزندانی می کنند
ویا مگر اینکه خون شخص تمیز گرددو «سیستم خوددرمانی بدن» تشخیص دهدوصلاح
بداند که برخی از سلولهای فداکار، کثافات خود را به منظورخروج (کنترل
وهدایت شده)از بدن،و بااحتیاط درخون رها کنندو آن سلولها قبل ازمرگشان، پاک
شوندو به فعالیت های ارگانیکی خود باز گردندو البته تمیزی خون در این دوره
وزمانه با این همه دکتر و دارو و بیمارستان وانواع بیمه ها،!! بعید به
نظرمی آید، هرگز شخص به سمت تمیزخواری کشیده نمیشودو سلولهای
تلاشگروزندانبان سموم، تا آخر عمر کوتاهشان زندانبان سموم میمانندوباورود
دارو وسمهای جدید، گروه های دیگری از سلولهای آن ارگان هم به همین شغل
گمارد میشوندوگاهی مجموعه ای از آنها تبدیل به تمر میگردد ! هیچ
ازخودپرسیده ایدکه چرا داروها مرتب عوض میشوند؟ چون درطول زمان،
خرابکاریهاش قابل اغماض نمیشوند!!و بقیه داستان راهم خودتان میدانید که با
کسی که تمر دارد چه میکنند!!!!)ولی اگر شخص شانس بیاورد
ودرروستاباشدودرجائی بدورازدکتروبیمارستان وبیمه ها، یامشکل
مالی،اوراازدکتروبیمارستان، دورکرده باشد! و باز تصادفا تمیز خواری کند و
خون بطور نسبی پاک شود،ووقت مناسب بدست آید،سلولها، سموم را رها میکنند،(و
این وقت مناسب را مجتمعی از ارگانهاوتمیزی خون میدانند که من اسم آنرا «سیستم
خوددرمانی بدن » نام گذاشته ام که چون سموم مهار شده و تجزیه شده
و کم خطررا به خون میدهند(وخون پاک فدرت کنترل بیشتری دارد که کثافات
راازحرکت خودسرانه بازداردو به بیرون بدن اسکورتشان کند) تااز طریق کلیه
هابه بیرون دفع کند، لاجرم درطول این مسیر،شخص احساس درد موقت میکند،و
بستگی دارد که نوع سم و کثافات چگونه باشد،دردها هم فرق دارند، واین یک
حرکت سازنده و مفید و مهم بدن است که بعقیده من هر گز در علم داروئی مورد
توجه قرار نگرفته است واز تاریخ شروع این علم داروئی و شیمیائی،
این اصل
مهم مدنظر نبوده است هم . لوئی پاستور کاشف میکرب و هم روبرت
کخ وسایرین پایه گزاران داروهای سمی وشیمیائی دیدبشررا به انحراف
کشانده اندوهمه رابه مبارزه بااین سیستم ناشناخته ولی بسیار مفید کشانده
اندکه برای متوقف کردن حرکت های این سیستم انواع داروهاراتجربه میکنند تا
ببینند کدام موثر تر است در متوفف کردن فعالیت های سازنده «سیستم
خوددرمانی بدن که برای دفع واقعی بیماریهاداشته تلاش میکرده!» وقتی
داروئی بتواند این حرکت رااز سلولها وارگانهای تلاشگر بگیرد،که فادربه پاک
شدن خود نشود، درد مریض پنهان میشود، اما با چه قیمتی ؟ به قیمت ضایع
ومعلول کردن سلولهاو ارگانهای تلاشگر که میخواستند بدن را پاک کنند سموم و
کثافات رااز خوددور کنندو سلولها راباز سازی کنند که درد و ناراحتی موقت
پدید می آمده و میبایست با تغییر تغذیه به این حرکت مفید و اساسی سرعت وجهت
جروج از بدن بدهند (با پاک نگاه داشتن گردش خون وفرصت دادن به سلولهای
تلاشگر که سموم خود را در خون نسبتاتمیزتر و بی خطر،رها سازند و خوددرارگان
مربوطه به فعالیت تخصصی سازندگی خویش بپردازند،)پس باید با تغییر تغذیه و
قطع ورود سموم خارجی، به این سلولهای تلاشگر،نیروهم برسانیم و فرصت بدهیم
تا سریعتر سلولهارا تمیز کند و مارا درمان واقعی نماید
، از این روهرکس
بادوا و بیمارستان خود را بظاهر خوب کرده است، درمان واقعی نشده است و
دورانی را باید در نقاهت بگذراند تا بدن خودش، به نحوی باجانشین سازی
کمبودآن سلولهای معدوم شده، بدن شخص را بسازد،
و چون این وضع مکررگردد و
مرتب دارو به مبارزه با این سیستم برخیزد، عوارض داروهاظاهرشده و غیر قابل
انکار می شود.
روش من،قطع فوری همه داروها است تلاش
برای تقویت خون درگردش شخص است که باتصفیه خون از طریق غذاهای زنده که
دراثرسالهاتجربه ونیز مطالعه پرسشنامه شخص مریض تعیین میکنم است چون این
مطالب، درهیچ دانشگاهی هنور نیامده است.
این فلسفه میگوید بدن،
فعالیت مضره ندارد ،یا بدن هرکاری میکند در راستای صلاح ومصلحت
شخص است و بنابراین ،همه آنچه که دنیای امروز، آنهارا بیماری
نامیده است !! و حرکت بد میدانند !! از دید من حرکت های مثبت و مفید بدن
هستند که برای پاکسازی تن، بدان شکل جلوه گیری می کنند مثل سرماخوردگی
ها، سردردها، میگرن ها، اسهال ها، استفراغ ها،تمرسر ها، تمرسینه ها یارحم
ها، دردهای مختلف وخارشها،ودمل ها، جوش ها، زخمها، جوش صورت ها، معروف به
جوشهای غرور جوانی، کم کارشدن غده ها،کلیه ها،ورم کلیه ها،سکسکه ها،عطسه
ها،و . و. . و . و. این ها هیچکدام حرکت های منفی بدن نیستند، این حرکات
علت نا متعادل شدن بدن شخص نیست بلکه معلول ورود سم و کثافات ودارو به بدن
است واین حرکات(که اسم بیماری گرفته است)همه تلاش مفید بدن درجهت پاکسازی
تن مااست که جلوه ظاهری آن ناخوشایند می نماید بلکه مجبور شده اند که
مقداری کم و بیش از سلولهای خود رازندانبان سموم زیاد بدن شخص کنند،! و
تلاشهای «سیستم خوددرمانی بدن» هستند برای درمان واقعی شخص و نباید بر سر
راه اینگونه تلاشهای مفید بدن، مانع سازی کردو چون علم امروز
متاسفانه ریشه را نمیداند این گونه حرکات مفید را، اشتباها، بیماری
می نامد وباآن(نه مخفی بلکه علنا وبا افتخار)به مبارزه می پردازد!! دولت
ها و مردم خیر و دلسوز جامعه هم، اشتباها به این موسسات تحقیقاتی پول و
سرمایه میدهند تا از دل و قلوه و روده حیوانات مرده وبامخلوط با مورفین و
تریاک وانواع مخدر و سمی، دارو درست کنند!! و آزمایش کنند که چه نوع زهری
بر چه نوع سلول تلاشگری!!موثرتراست!تا پاسبان بدن راکم کنند و مواد مخدر
کننده بتواندبدون حضوراین سلولها، شخص را بی درد کند!!و اگر بدن کسی قوی
بود و بازسلولهایش راه مبازه بااین نوع سم را آموخت، داروی ناشناخته دیگری
را تجویز میکنند،و مکررودر هرچندساعت باید خورده شود تا امکان بازسازی
راازسلولهای تلاشگر بگیرند!!،سرهای مردم بیچاره را میشکافند!!تا مجتمعی
ازاین سلولهای تلاشگر ومفید شخص(تمرسر) را که با قدرت تمام سموم وکثافات
خون را، در خود زندانی کرده اند تا مغز را از پادر نیاوردوشخص رابکشد،
خود!!بیرون می آورندو شخص رادرخطرمرگ واقعی میبرند!!باچاقوهای تیزوعلنی،!
سینه ها را می درند!!و زیبائی خانمهارااز آنها میگیرند! تا مجتمعی از
سلولهای خوب و تلاشگرش(تمرسینه) را از سینه اش بیرون بکشند!! که با فداکاری
سموم شیر را در خود جمع کرده است تا به حلق نوزاد منتقل نشود و نوزادرا
مریض ومعلول نسازد!! رحم هارادرمیآورند!!بجرم داشتن سلولهای تلاشگر که
کثافات خون رابا فداکاری درخود جمع کرده اند تا به نطفه منتقل نگرددو محوطه
پرورش نطفه بچه، تاحدی مصون بماند! دست و پاها را میبرند!!که سلولهای
تلاشگر آنجا،خبر ازوجود سم ندهد ودردمنعکس نکند و صاحب تن را به تمیزخواری
وزنده خواری وپرهیزازمرده خواری آگاهی ندهد،!! ونیزمحیط تن مریض راآماده
دفع سموم نمی کنند بلکه باانواع داروهای بازهم سمی،برکثیفی بدن می
افزایندتابلکه درابن نبرد اشتباه!!صدها ساله!، سلولهای تلاشگر رااز
کاربندازند! لاجرم درد و ضعف و تب مریضهای قوی بنیاد،طولانی میشودچون دربدن
شخص یک نبردابله هانه درافتاده است از یک طرف دارو ها و سموم وغذاهای
مرده،از طرف دیگرتلاشهای ارگانهای مختلف شخص در مهار این کثافات به قیمت کم
شدن کارهای ارگانیکی غذه ها و ارگانهای بدن تا اینکه یکی بر دیگری مسلط
گردد!! و از یک بیماری به یک بیماری دیگر میرسد چون سلولهای بیشتری
زندانبانان سموم میشوندو یا به قطع عضو میکشانند و و و ،
همه این اعمال
از روی ناآگاهی و کم دانشی صورت میگیرد والا بدنه جامعه درتلاش نوآوری و
حقیقت جوئی است وحرف حق ودلسوزانه را پشتیبانی میکند، نباید با داروهای باز
هم سمی این حرکات خوب را متوقف کرد.امروزمن این پیام
انسانی رابدینوسیله به جهانیان بازهم تکرارواعلان می کنم.
آنچه که بدن
را به این روزدرآورده، عوامل بیرونی هستندو نه درونی و باید از ورود عوامل
بیرونی مزاحم،
جلوگیری کرد تا «سیستم خود درمانی بدن »(این کشف نوین
)عامل مزاحم(اصل بیماری)را، خود شناسائی کرده و خود،از بدن دفع کند.
و
باز این فلسفه میگوید که «میکرب و عملکرد مضر آن » یک نتیجه گیری غلط است
که از زمان لوئی پاستور تا کنون بی خودی ذهن بشر را به آن مشغول ساخته است.
دانلود طب خام خواری (مکمل) خوراک درمانی
ادامه مطلب
خداوند سبحان چیزی در جهان خلق نکرده است که در مجموع شر باشد! پس همه مخلوقات جهان هستی در مجموع خیر است! حتی چائی!
1. زمانی که انسان را خلق کرد، به خود احسن گفت . سوره مومنون آیه 14
2. زمانی که غذای طیب را برای انسان به عنوان غذای او خلق کرد . سوره غافر آیه 64
پس از این 2 آیه نتیجه می گیریم که هم انسان و غذای مخصوص او از نظر حضرت حق با ارزش است و این بسیار مهم است ! ( دقت شود ) .
اما در قرآن کریم در زمینه اشتراک تغذیه بین انسان و دام 4 آیه وجود دارد که جای بسی شگفتی است !
1. سوره مبارک یونس آیه 24 . الف : در این آیات باید خوب دقت و توجه کنیم ! گاو برگ سبز چای را نمی خورد !
2. سوره مبارک طه آیه 54 . ب : پس از این 4 آیه نتیجه می گیریم که بین انسان و دام اشتراک تغذیه وجود دارد !
3. سوره مبارک سجده آیه 27 . ج : یعنی هر گیاهی که دام نمی خورد ، ای انسان تو هم استفاده نکن !
سوره مبارک عبس آیه 32 . د : چون حیوانات فطری گیاهان را می شناسند و این بسیار مهم است و رمز همین است .
.
منافع گیاه چای
گیاه چای در مجموع حالت اسیدی قوی دارد و برای کسانی که به گوشت خواری عادت دارند ، برای هضم گوشت مفید است و آن را زود هضم می کند ، چون اسیدی است !
• گیاه چای چون اسیدی است ، یک ماده ضد عفونی کننده خوبی است . برای شستشوی چشم های عفونی و لثه های عفونی مفید است .
• چای برای شستن زخم های عفونی نیز مفید است .
1. گیاه چای بخاطر داشتن ماده ای به نام فنل که سرطان زا می باشد ، که خطر ناک است . فنل چیست ؟ اگر بنزن ( C6H6 ) به جای یک هیدروژن یک CH قرار گیرد فنول ایجاد می شود که بسیار سمی بوده و سرطان زاست ! بر روی پوست و کبد و سیستم گوارش اثرات نامطلوبی می گذارد . این مواد دارای ترکیبات حلقوی بوده و بسیار مضر است .
2. در هر فنجان چای بین 60 تا 75 میلی گرم کافئین وجود دارد که LDL خون را افزایش می دهد و عاملی می شود برای انفارکتوس های قلبی و مغزی . ولی آرام بخش است و در دراز مدت اعتیاد ایجاد می کند !
3. ماده آرام بخش دیگری در چای وجود دارد به نام تئین که محرک سیستم عصب سمپاتیک است . و موجب افزایش ترشح آدرنالین می شود . تئین موجب کاهش مقدار منیزیم داخل سلول می شود . منیزیم ماده ای است که خداوند سبحان در سلول قرار داده تا با انواع سرطان ها مبارزه کند و با نوشیدن چای این ماده مفید از بدن خارج می شود .
4. چای دارای ماده ای است به نام تانن که بسیار مدر است و به همین خاطر مایعات بدن را دفع کرده و پلاسما غلیط می شود و آنزیم ها در پلاسمای غلیظ نمی تواند فعالیت کنند و به همین خاطر مواد زائد در بدن انبار شده و موجب بیماری می شود . ضمناً تانن موجب فعالیت بیش از حد سلول های اپیتلیال کلیه شده و کلیه را بمرور از کار می اندازند !
5. گیاه چای دارای ماده ای است به نام اگزالیک اسید ، که مسموم کننده بوده و اختلالات متابولیسمی ایجاد می کند و در کلیه رسوب کرده و سنگ های کلیوی را موجب می شود . همچنین جلوگیری از جذب آهن که بسیار مفید است می شود . ( دقت شود ) .
6. گیاه چای دارای ماده ای است به نام تئوبرومین که سمی است و مدر قوی است ، این ماده محرک اعصاب بوده و تعادل مایعات را در بدن مختل می کند . عوارضی مانند : سر درد ، تهوع و استفراغ دارد . شخص عصبی می شود .
7. گیاه چای دارای ماده ای است به نام کزانتین که موجب مسمومیت می شود و عوارضی نظیر بی قراری و تحریک ایجاد می کند . این ماده بی نظمی در ریتم قلب را ایجاد می کند . ( این مختصر مطالبی بود از یک کتاب که به بیماری ها اشاره نشد ) . 70 نوع بیماری .
8. از جمله : میگرن ، ناراحتی های گوارشی ، سنگ های کلیه ، خار پاشنه ، دردهای مفصلی ، سریع عصبی شدن و پوکی استخوان !
بهترین منافع چای تصفیه هواست
ادامه مطلب
خرماومیوه ها ونخود خرما دارای 7ویتامین و9میلی گرم در100گرم ، ونخود ازمواد غذائی دارای ویتامین ب بالائی است 72 میلی گرم ویتامین درهر100گرم دارد وامام رضا علیه السلام قبل وبعدازغذامیخورده اند. سیب درختی هم گرم وخشک است وهم04/0ویتامین دارد ومیوه چهارفصل است.
عسل/ عسل 9ویتامین دارد. وامام رضاعلیه السلام فرمود« هرکس میخواهد زکام نشود سه لقمه عسل با موم بخورد» وامیرالمؤمنین می فرماید:العسل شفاء من کل داء ولاداءفیه،یقل البلغم ویجلوالقلب«عسل درمان کننده هردردی است وضرری درآن نیست ،بلغم راکاهش میدهدوقلب راجلامی بخشد» امیرالمؤمنین:قال رسول الله: خمس یذهبن بالنسیان ویزدن فی الحفظ ویذهبن بالبلغم،السواک(مسواک)والصیام،وقرائة القران،والعسل واللَبان(کندر"صنوبر")
انجیرخشک16میلی گرم در100گرم ترآن 06/.گرم،روغن زیتون خام وزیتون، انگور05/.ومویز12/، پیاز05/.- ، به، طالبی ،آلبالو14/.،آلو، زردآلو، قیصی، کلم، هویج03/. – شلغم 03/. و شیرگاوعلفخوار، چغندر، توت ، تخمه آفتابگردان، بادام زمینی،کشک،کرفس07/.،کدومسمائی 04/وحلوائی09/.، سبزی خوردن،کاسنی، تخم مرغ 1وگوشت گوسفندنر3/.وشتربصورت کباب شده،برنج کته شده08/ ماهی سفید 1/1لوبیا54/.ماهی سردوترولوبیاگرم وترهستند برای افرادطبع گرم وسردسوداوی بهترند: والتین والزیتون(سوره تین) ینبت لکم به الزرع والزیتون والنخیل والاعناب ومن کل الثمرات ... (نحل11)
نان سنگک 13/. ونان جو(سبوس دار) جوانه گندم وجوانه نخود،مغزها (بادام، فندق،گردو،پسته) جگرتازه گوسفندنر، زنجفیل، ماءالشعیر- معمولاپزشگان برای افرادکم خون ویتامین ب 12بهمراه شربت خون سازتجویزمیکنند غذاهای کلسیم دارخون سازترازشربت آهن هستندوعوارض جانبی آنهارانیزندارند: کشک بز505میلی گرم در100گ. پنیرتبریز354لپه 134- انجیرخشک 186 میلی گرم بیمورد نیست خدا قسم به آن خورده ، خون سازاست. هرغذائی که آهک آن (کلسیم) بیشترباشد خون سازتراست چون مغزاستخوان را پرمیکند . میزان کلسیم باقلا 62میلی گرم در100گرم و ویتامین ب آن 38میلی گرم است.اماسردوتراست اگربابرنج مصرف میشود باید باگرد ویا سبزی ،زیره،...مصرف شود کلسیم کنجد(گرم وتر)نیزبسیاربالاست وروزی یک قاشق ضروری تامین کلسیم است. انار،عطرطبیعی ،حلیم، شلغم پخته باشیردرشب، ،آویشن وپونه دم کرده باعسل،درکاهش اثرتنیدگی براندام جنسی مؤثرند.
محرز شده که ویتامین ب گوشت بریان شده گوسفندنروشتر بیش از هرچیزسبب درمان اختلالات رفتاری میگردد.
ویتامین ها،غذای اصلی نیستند ودرواقع برق بدن راتنظیم می کنند.وقتی اینهابه بدن نرسندگیرنده هاوفرستنده های عصبی دچاراختلال شده برکم شنوائی،کم بینائی،ازبین رفتن حس بویائی،وضعف لامسه وحس چشائی اثردارند بخصوص ویتامین های گروه ب که دربدن ذخیره نمیشوندوهرروزبایدمصرف شوندخیلی موثرند
مصرف پیاز از ریزش مو جلوگیری می کند
امام صادق:«...پیازاعصاب راتقویت میکند...» ریزش مو یکی ازاختلالات روان – تنی است هم چنانکه سایرامراض مورداشاره درگزارش زیرنشانه اختلالات روان تنی وعلائم بیماری روانی واضطراب وافسردگی است یعنی ناشی ازکمبود ویتامین ب است .
مشکل رفتاری وپرخاشگری وغرزدن افرادمیان سال ومسن ناشی ازکمبودویتامین ب است و در افراد جوان ناشی ازکم خونی.
سم موجوددرمدفوع افرادیبوستی [خشگ مجازیعنی سوداوی وصفراوی وسایرافرادی که به تعداددفعاتی که غذامیخورندمعده آنهاکارنمی کند یبوستی محسوب میشوند]جذب خون آنهاشده وسبب ناراحتی اعصاب میگرددکه باغذاهای ویتامین دارمثل سبزی،روغن زیتون،میوه،شربت عسل،جوانه گندم ونخود،خاکشیرباعسل وپرهیزازقندوشکروغذای صنعتی رفع میشود[افرادسوداوی- سردوخشگ اغلب یبوستی اند.
ادامه مطلب
ازلحظه ای که بشردربهشت به میوه ممنوعه نزدیک شد وازآن خورد وازبهشت رانده شد وبرای پوشش خود مجبوربه فرهنگ سازی شد تاکنون هزاران سال میگذرد.هرچه پیشترمیرود وازلحاظ صنعت پیشرفته ترمیگردد به فرهنگ مخرب تری میرسد بطوریکه روانکاوان وروان شناسان عصرصنعت را بدلیل سازگارنشدن بشرباآن ؛ عصراختلال عضوی مغز(جنون) به همراه مواد شیمیائی نامیده اند(1) یکی ازفرهنگهای غلط بشرتهیه نوشابه گازدار بعنوان چاشنی غذا است. درحالیکه بهترین چاشنی نمک معمولی است که پیغمبراسلام می فرماید «وحی شد به حضرت موسی علیه السلام که شروع کن وپایان برغذایت را با نمک ، قطعا آن از70نوع بیماری پیشگیری می نماید که آسان ترینش درمان اختلال عضوی مغز(جنون" اعم ازآبریزش مغز"بینی"وفراموشی وآلزایمر،ام اس، وسواس، اضطراب، افسردگی، هراس،هذیان، توهم،صرع،وسواس،...") وجذام ولک وپیس است ودردگلو،دل درد ودندان درد رامی برد» وبازدرمورد نمک می فرمایند: « مثل اصحاب من مانندنمک است اصلاح نمی شودغذایشان مگرباچشیدن آن ...لایصلح طعامه الا به » ودرفرهنگ فارسی مانیزرایج است که میگویند: هرچه بگنددنمکش میزنند – بشکند دستی که نمک ندارد- نمک به حرام - نمک نشناس- نمک خوردونمکدان راشکست...
ازطرفی نوشیدن مایعات بین غذاطبق فرموده امام هشتم معده راضعیف می نمایدوبراساس نظرپزشگان نبایدبین غذا وتا2ساعت بعدغذامایعات نوشید.
امروزه تحقیقات روی موادغذائی وسرطان نشان داده که تمام غذاهای حاوی شکرکه بعلت سفیدشدن ماده شیمیائی به آن میزنندوسایرموادشیمیائی بکاررفته درغذاها وداروها،سبب سرطان است.نوشابه گازدارنیزعلاوه برشکر،گازco2داردوهمچنین موادشیمیائی دیگری ازجنس جوهرنمک داردکه براعصاب واندام های مااثرمخر ب دارد:
نوشابه های گازدار، یا به تعبیر دیگر نوشابه های کولادار (Colas)، نوشیدنی های کافئین دار و شیرینی هستند که با استفاده از دی اکسیدکربن گازدار شده اند. طعمهای مختلف آنها به اسانسهای متفاوتی مربوط میشود که در ساختشان مورد استفاده قرار میگیرد: مرکبات (پرتقال، لیمو، لیموترش)، دارچین، جوز و وانیل .
وجه نامگذاری آنها به درخت کولا (Kola) و مغز قهوه سودانی برمیگردد. در نوشابه های کولادار اولیه از این ماده به عنوان منبع تامین کننده کافئین استفاده میشد. هرچند که امروزه انواع فاقد کافئین هم در بازار موجود است. شیرین کننده هایی که در این نوشابه ها استفاده میشود به نسبت نوع محصول و کاربرد آن متفاوت است. شکر، شیره ذرت (حاوی فروکتوز زیاد)، یا شیرین کننده های مصنوعی از پرمصرفترین این مواد به حساب میآیند.
در فرایند تولید نوشابه های گازدار، وقتی دی اکسیدکربن را در آب حل میکنند، سروکله اسید کربنیک پیدا میشود. وقتی میگویند این نوشیدنی ها به شدت اسیدی اند، به همین دلیل است. وقتی ماده ای تا این اندازه اسیدی باشد، طبیعتا اگر در کنار مواد قلیایی قرار بگیرد، واکنشهای شیمیایی شدیدی ایجاد میکند. خیلی از این نوشابه ها مقادیر زیادی اسید فسفریک و اسید سیتریک هم دارند که شدت اسیدی بودن نوشابه را افزایش میدهد. صدای فشفشی (fizzing) که باز کردن این نوشابه ها شنیده میشود، به خاطر خروج دی اکسیدکربن از محلول است.
وقتی که به نوشابه، یخ اضافه میکنیم این صدا تشدید میشود چون یخ هم حاوی مقادیری دی اکسید کربن است.
نوشابه خیلی ضرر دارد: چاق کننده است، بروز دیابت (بیماری قند)را تسریع میکند، استخوانها و دندانها را از بین میبرد، به دستگاه گوارش آسیب میرساند، جلوی جذب مواد را میگیرد ، رشد کودک را دچار وقفه میکند، باعث کاهش تمرکز و افت تحصیلی میشود، تعادل غذایی کودک و نوجوان را به هم میزند و خیلی خیلی چیزهای دیگر. نوشابه خیلی ضرر دارد، اما تعداد هوادارانش هم کم نیست. نوشابه، عصاره تمام بدیهاست که در یک بطری یا قوطی خوش آب و رنگ، با بسته بندی فریبنده، انتظارمان را میکشد، هر جا که برویم: خانه، رستوران، فروشگاه، اداره، مدرسه، دانشگاه و . . .
احتمالا کلمه کولا (Cola) را شرکت کوکاکولا در میان مردم رایج کرده است. این شرکت اصلیترین سازنده نوشابه های کولادار در جهان است. شرکتهای دیگر نیز تا مدتها از پسوند کولا بر روی نام محصولاتشان استفاده میکردند. مدیران کوکاکولا که از این مسئله ناراضی بودند، شکایت مفصلی تنظیم کردند و حق انحصاری استفاده از پسوند «کولا» و نیز شکل اختصاری آن، «کوک» (Coke) را در اختیار گرفتند. با پیشنهاد وکلای این شرکت، قرار شد عبارت «نوشابه های کولادار» (Cola Drinks) به عنوان نام ژنریک برای این نوع نوشابه ها مورد استفاده قرار بگیرد.
کولاهای معروف در سطح جهان، به جز کوکاکولا، عبارتند از: پپسی، ویرجینکولا و رویالکراون. در آلمان آفریکولا تولید میشود که در میان کولاهای جهان بالاترین میزان کافئین را دارد. تامزاپ نوشابه کولاداری است که در کشور هند تولید میشود. اینکاکولا نیز یکی از کولاهای معروف است که توسط گروه نوشابه سازی کوکاکولا در خیلی از کشورهای جهان ساخته میشود و به خصوص در میان ساکنان کشورهای امریکای جنوبی طرفداران زیادی دارد. توکولا و تروپی کولا در کوبا تولید میشود و درکمال تعجب، کوباکولا محصول کشور سوئد است. در کشور فلسطین، در نوار غزه، کارخانه ای هست که استارکولا تولیدمیکند. از چند سال پیش، کارخانه ای فرانسوی شروع به تولید مکاکولا (کولای مکه) کرده است. در میان کولاها، اوپنکولا هم داریم که فرمول ساخت آن توسط کارخانه سازنده، آشکار (open) شده است. نوشابه های گازدار ایرانی هم که البته نیازی به نامبردن ندارند و تعدادشان هم، با توجه به مصرف فراوان آنها در کشور، روبه افزایش است. نوشابه های ایرانی مدتی است که سر از بازارهای خارجی هم درآوردهاند. خلاصه هیچ جای دنیا خالی از کولا نیست و هرکجا که این نوشابه های گازدار هستند، منتقدانشان هم حاضر و آماده اند. دعوای میان کارشناسان بهداشت و کارخانه های کولاساز تاریخی به قدمت ساخت و تولید اولین نوشابه های اینچنینی دارد.
وقتی یک نوشابه میخورید، چه اتفاقی میافتد؟
10 دقیقه بعد: 10 قاشق چایخوری شکر وارد بدنتان میشود. میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمیشوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی میگیرد و شیرینیا ش را خنثی میکند.
20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یکجای انسولین میشود. کبدتان شروع میکند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.
40 دقیقه بعد: حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمکهایتان گشاد میشود، فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها میکند. گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوک میشوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری کنند.
45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میکند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد میکنند، تحریک میشوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی میشود.
بعد از 60 دقیقه: اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی میچسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا میکند. میزان بالای قند خون و شیرینکنندههای مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث میشوند.
مدتی بعد: کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل میشود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع میشود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیتها نیز از دست میرود.
مدتی بعدتر: کم کم آن غوغایی که در بدنتان ایجاد شده بود فروکش میکند و نوبت به افت قند میرسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک پذیر میشوید یا خیلی کرخت و بیحال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کردهاید؛ آبی که میشد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین میرود و شما هوس یک نوشابه دیگر میکنید.
ایرانیان نوشابه خورترین ملت جهان
جامعه ایران به برکت انقلاب اسلامی روبه پیشرفت وصنعتی شدن است که به آن جامعه درحال گذارمیگویندیعنی گذرکردن ازسنتی وصنایع دستی به صنایع بزرگ لذاهنوزبا فرهنگ آن آجین نشده اندلذابی حد مبادرت به خوردن انواع غذاهای صنعتی ازجمله نوشابه می نمایند کانه میخواهنداین ویژگی خاص جامعه درحال گذار رابروزدهندکه انتقام گذشته رامیگیرندکه کمتربه غذاهای صنعتی دسترسی داشته اند.سرانه مصرف نوشابه های گازدار در ایران ۴۲ لیتر است. با مقایسه این آمار با آمار دیگر کشورهای جهان به این نتیجه وحشتناک می رسیم که ما در سرانه مصرف نوشابه هاى گازدار مقام اول را در جهان پیدا کرده ایم. بد نیست بدانیم.طبق تحقیقات متعدداینگونه غذاهاباسرطان وناراحتی های اعصاب وروان رابطه مستقیم دارند.وسن سرطانی های ایران به زیر50سال سقوط کرده که طبق گفته پزشگان محقق دردنیابی سابقه است یعنی قبلا افرادبالای 50سال سرطان میگرفتندولی امروزه افراد40سال به بالاهم زیادسرطان میگیرند.
1) میانگین مصرف نوشابه های گازدار در دنیا برای هر فرد 10 لیتر است.
2) دربیست سال اخیر، مصرف نوشابه هاى گازدار در ایران، نزدیک به ۱۵درصد رشد داشته است.
3) طبق آمار، ۹۰ درصد کودکان ۲۴ ماهه تا ۱۲ساله کشورمان، روزانه حداقل یک بار پفک و نوشابه مصرف کرده اند.
4) 25 درصد از کودکان ایرانى به نوعی با سوءتغذیه دست به گریبانند.
5) یک سوم از مرگ ومیرهای کشور به علت بیماریهای قلبی عروقی است که یکی از عوامل اصلی بروز آن، تغذیه غلط است.
بیماریهای قلبی عروقی شایعترین عامل مرگ ومیر در ایران و در خیلی دیگر از کشورهای جهان است. چاقی، دیابت، فشارخون، استعمال دخانیات، چربی بالای خون وتنیدگی( استرس )از مهمترین عوامل زمینه ساز بروز این بیماریها و نهایتا سکته قلبی هستند. خیلی از این عوامل خطرساز با الگوی غذایی جامعه ارتباط مستقیم دارند. مصرف نوشابه های گازدار هم، در کنار غذاهای چرب و شور و طبخ شده با روغن نباتی به جای روغن دنبه وکنجدوزیتون، بخشی از این الگوی غذایی نادرست است.
امام رضا می فرماید روغن زیتون اعصاب راقوی می کند
کافئین که ماده اصلی نوشابه به حساب می آید، مادهای است که ایجاد وابستگی میکند. جالب اینکه کافئین موجود در نوشابه های گازدار نسبت به دیگر نوشیدنی های حاوی کافئین مانند قهوه و چای، با سرعت بیشتری جذب بدن میشود. اضطراب، اختلال خواب، افزایش فشارخون، به هم خوردن ریتم طبیعی قلب، بالارفتن کلسترول خون، تشدید درد دربدن زنان ونازائی آنها که سبب شده ازهر4ازدواج یکی منجربه طلاق درکشورایران شود، بعضی از عوارض مصرف زیاد کافئین است. کافئین بسیار وابسته کننده است و قطع ناگهانی مصرف آن منجر به پارهای عوارض جسمانی و روانی موقت میشود. مطالعات نشان داده کودکانی که از سن کم شروع به مصرف نوشابه میکنند، چنان به کافئین آن وابسته میشوند که در بزرگسالی به شکلی ناخواسته یک نوشابهخور حرفهای خواهند شد.
بعضی از مواد نگهدارنده موجود در نوشابه و همچنین اسید بنزوئیک نیز از جمله موادی هستند که میتوانند نوشابه خورهای حرفه ای را به سمت بیماریهای صعب العلاج و سرطان سوق بدهند. رنگهای کارامل که در تهیه نوشابه مورد استفاده قرار میگیرد، برای سمزدایی در کبد تجمع پیدا میکند و این عضو حیاتی بدن برای سمزدایی مواد رنگی مجبور به تحمل فشار زیادی میشود.
با مصرف نوشابه، میزان اسید فسفریک خون بالا میرود و از آنجایی که کلیه ها نمیتوانند آن را سریعا دفع کنند، دچار یک فشار مضاعف میشوند. از طرف دیگر، یونهای کلسیم که به دنبال مصرف نوشابه از استخوانها کنده میشود، داخل خون جریان پیدا میکند و با افزایش یافتن غلظت آن، در کلیه ها رسوب میکند. این امر در بلندمدت باعث تشکیل سنگهای دستگاه ادراری میشود. به دنبال مصرف نوشابه، ماده سخت مینای دندان در این اسید حل میشود و حدود 8 تا 18 درصد آن همراه با ادرار، یعنی از طریق کلیه ها، دفع میشود. باقیمانده آن هم در سیاهرگها و سرخرگها، پوست و سایر اعضای بدن تجمع پیدا میکند و به این ترتیب عملکرد کلیه ها را تحت تاثیر قرار میدهد.
نوشابه محلولی است به شدت اسیدی. در سرتاسر لوله گوارش، تنها معده است که میتواند چنین اسیدیتهای را تحمل کند. اما برای مثال تکلیف دهان، گلو و مری چه میشود؟ مخاط این سه در برابر اسید به شدت حساس و آسیب پذیر است. به علاوه، اسید فسفریک موجود در نوشابه به شکل رقابت با اسید معده وارد تعامل میشود و اثر آن را خنثی میکند. به این ترتیب در عملکرد معده اختلال ایجاد میشود. وقتی معده کارایی خودش را از دست میدهد، غذای مصرفی خوب هضم نمیشود و شخص دچار نفخ، دلدرد و دیگر علایم سوءهاضمه میشود. با مصرف نوشابه، افراد دچار گاستریت یا زخمهای گوارشی این علایم را با شدت دوچندان تجربه میکنند. گازهای موجود در نوشابه معده را به شدت آزار میدهد. از آنجایی که نوشابه بیشتر همراه با وعدههای اصلی غذا مصرف میشود، حجم و فشار درون معده را زیاد میکند و سبب بالارفتن دیافراگم و فشار بر قلب هم میشود. مصرف نوشابههای سرد بعد از غذا تاثیر آنزیمهای گوارشی را کم میکند و در جذب مواد غذایی از روده اختلال ایجاد میکند.
یکی دیگر از معایب مصرف نوشابه های گازدار، بروز کم خونی است. نوشابه ها باعث عدم جذب یُن آهن در بدن میشود و به این ترتیب راه را برای ایجاد کم خونی هموار میکند. این امر به خصوص در گروههای مستعد به کم خونی، مانند کودکان و به خصوص دختران، نمود بیشتری دارند.درحال حاضردرکشورایران بیش ازپنجاه میلیون نفر(000،000،50)نفردچارکم خونی هستندکه به گفته پزشگان مادرهمه بیماری هامی باشد.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم(یامن اسمه دواء وذکره شفاء)
غذا را با نام خدا شروع کنیم غذا اثرداروئی پیدامیکند چون نام اوالله است واشاره امام معصوم اول دردعای کمیل "یامن اسمه دواء"به بسم الله است.و طبق دستورات قرآن وپیغمبروائمه معصومین (صلواة الله علیهم )غذابخوریم همیشه تندرست هستیم وهمواره شفا می یابیم
بعدازبسم الله به فرمایشات خدا،پیغمبروامامان معصوم توجه کنیم چون توجه به دستورات آنها ازمصادیق یادخدامی باشد «آگاه باشیدکه یادخداآرام بخش قلب هااست/الابذکرالله تطمئن القلوب/28رعد»
تغذیه راطبق دستورخدابه حضرت موسی بایدباچشیدن نمک شروع کنیم وباچشیدن نمک پایان دهیم:
پیغمبرصل الله علیه وآله: ان الله اوحی الی موسی، ابدا بالملح واختم بالملح فان فیالملح دواء من سبعین داء ، اهونهاالجنون والجذام والبرص و وجع الحلق و وجع الاضراص و وجع البطن
پیغمبرمی فرمایند:خدا وحی کرد به حضرت موسی علیه السلام ،شروع کن غذایت را با نمک وپایان بر با نمک،پس قطعا درنمک درمان 70 درد است ،آسانترین مرضی که درمان می کند بیماری عصبی وجذام ولک وپیس است و درد گلو ،درد دندان ودرد شکم "دل درد"راخوب میکند.
بیماری برص "لک و پیس" جیست؟
پیغمبرصل الله علیه وآله: ان الله اوحی الی( خدا وحی کرد به) موسی علیه السلام ابدا بالملح واختم بالملح(شروع کن غذایت را با نمک وپایان بر با نمک) فان فیالملح دواء من سبعین داء (پس قطعا درنمک درمان 70 درد است ) اهونها(آسانترین مرضی که درمان می کند ) الجنون (شیزوفرنی "اسکیزوفرنی"،ام -اس ،آلزایمر،پارکینسون)والجذام والبرص(لک وپیس) ووجع الحلق (درد گلو) و وجع الاضراص (دندان درد ) و وجع البطن(درد شکم،دل درد) است .
پیغمبرصل الله علیه وآله خطاب به امام معصوم اول: افتح بالملح واختم به(یا علی غذایت را با نمک شروع کن وبانمک به پایان بر) فانه (پس قطعا)من افتح بالملح واختم به عوفی من اثنین وسبعین نوعا من انواع البلاء منها الجنون(شیزوفرنی "اسکیزوفرنی"،ام -اس ،آلزایمر،پارکینسون)والجذام والبرص(لک وپیس) (سفینه545/2)155(کسیکه غذایش رابانمک شروع وبانمک تمام کند72بیماری ازاودورمیشودازجمله امراض که گفته شد)
پیغمبرصل الله علیه وآله: ثلث لقمات بالملح قبل الطعام تصرف عن ابن ادم اثنین وسبعین نوعا من البلاء منه الجنون (اسکیزوفرنی) والجذام والبرص(لک وپیس) سه لقمه غذابانمک قبل ازغذابرطرف میکندازفرزندآدم 72نوع بیماری راازجمله جنون[شیزوفرنی (اسکیزوفرنی)،ام -اس ،آلزایمر،پارکینسون ]و جذام ولک وپیس)
بسم الله الرحمن الرحیم
1- بهترین داروی اعصاب چشیدن نمک بدون ید است درابتداوانتهای غذابرای همه افرادبشر.
چون طبق فرموده رسول اکرم خدابه موسی وحی کردکه این کارراانجام دهدآسانترین بیماری که درمان میکندجنون است جنون درروان پزشگی وروان شناسی عبارت است ازافسردگی،اضطراب،اسکیزوفرنی(شیزوفرنی)واختلال شخصیت که هرکدام ازاینهابه چندشاخه تقسیم میشوندمثلااضطراب به جنون وسواس،هراس،وحشت زدگی،و...اسکیزوفرنی نیزهمچنین ماننداسکیزوفرنیاپارانویا،جنون عروقی،جنون هذیان،جنون توهم،جنون ام اس،جنون آلزایمر،جنون پارکینسون....
2- دومین داروی اعصاب برای طبع سردوتر،بلغمی،عسل است
3- سومین دارواعصاب برای طبع سردوخشگ است وآن روغن زیتون خام است افسردگی +وسواس مختص این تیپ است که معمولانبایدفلوکسیتین وآلپروزلام،یاسیتالوپرام،نورتریپتلین وآمی تریپتلین وپروتریپتلین،وایمی پرامین،دسی پرامین،دوکسیپین،...مصرف نمایند.ال- تری پتوفان نبایدمصرف نمایندچون درلبنیات است وامام صادق فرمود«صبح مضراست شب خوب است»وازسایرقرصهای اعصاب مثل ترازدون،میانسرین،...نبایدمصرف کنیم.
4- چهارمین دارواعصاب برای مردان طبع گرم وتر،دموی،حجامت است.گلبولهای قرمزخون این تیپ نسبتش به پلاسما(بلغم)بییشتراست ودچارمشکل میشوند.اما افرادی خوشرو،بشاش،خوش برخوردهستند.بعلاوه زیادتعارفی.ازدعوت شمارانپذیرفتندزیادناراحت نشوید.
5- پنجمین دارواعصاب غذاهای حاوی ویتامین ب هستند.
6- بهترین روش برای درمان اعصاب پرهیزازغذاهای استرس زامی باشدکه نبایدخورد
7-استفاده از عرقیات ارام بخش اعصاب مانند گلاب و فرنجمشک -بادرنجبویه- بهارنارنج- اویشن و....
8-ورزش
9-زنده خواری
علاوه بر اینها نمک از پوسیدگی دندان جلوگیری میکند
در ابتدا باعث تحریک بزاقهای مخاطی و باز شدن اشتها و در انتها باعث بسته شدن اشتها میشود.
دوستان عزیز حتما از نمک دریا استفاده کنند و هر چیز کارخونه ی و تصفیه شده برا بدن مثل سم میمونه
در اینجا بیشتر هم رو این موصوع تاکید داره که نمک در غذاها و چاشنی ها و سفره ها کمتر مصرف و اشاره به مزمزه نمک و استفاده صحیح ان دارد.و منظور از درد شکم و دل پیچه اشاره به نفخ شکم دارد که قبل و بعد غذا مفیده و البته چیزهای مختلفی در نفخ موثره بعدا اشاره میشود
استفاده کردن خانم ها از دستمال کاغذي بعداز دستشویی؟
نباید استفاده کنند چون یک نوع بیماري وارد بدنشان می شود که هنوز هیچ دارویی در دنیا براي درمانش وجود
ندارد و دچار عفونت داخلی می شود.
بانوانان عزیز حتما ازیک دستمال نخی تمیز استفاده نمایند
یکی از بیماری هایی که همیشه گریبان گیر بشر بوده است ، انواع سرماخوردگی ها و عفونتها و گلودرد است . متاسفانه برای رهایی از این بیماری ها از انواع قرص های سرماخوردگی ، آنتی هیستامین (آبریزش بینی ) ، آموکسی سیلین (چرک خشک کن ) و آمپول پنی سیلین استفاده میشود . اما واقعیت امر چیز دیگری است . با استفاده کردن از این قرص ها و آمپول ها فقط بدن مقاومت خود را از دست میدهد و سلولهای بدن فلج میشوند .
پس هنگام ابتلا به این نوع بیماری ها چه باید کرد ؟
قبل از پرداختن به جواب این سوال ، جالب است بدانید که در آزمایشگاه های پزشکی برای کشت میکروب (افزایش میکروب ) از پنج ماده استفاده میشود . یعنی میکروبها (قارچ –ویروس –باکتری) با خوردن این مواد رشد میکنند ، تعدادشان چندین برابر میشود .
این مواد عبارتند از :
1- تمام گوشتها (
سوسیس –کالباس – گوشت قرمز –مرغ
– تخم مرغ - و..) و فرآوره های لبنی (شیر –
پنیر – خامه )
2- خون ( درقصابی ها هنگام چرخ کشیدن گوشت ، آن را نمی شویند . چون اگر گوشت شسته شود ، خوب چرخ نخواهد شد . پس خون بین بافتهای آن باقی خواهد ماند )
3- قند و شکر 4- کاکائو و شکلات
5- آگار ( ماده ای است که از ترکیب دو جلبک و آب ایجاد میشود ) این ماده در شیرینی پزی کاربرد دارد . ماده ی ژله ای که در شیرینی دانمارکی است همان آگار است .
پس اگر عفونتی در بدن شما باشد ، با استفاده کردن از این مواد ، عفونت (ویروس) شروع به خوردن از این مواد میکند و مقدارش خیلی زیاد میشود . و بیماری شما درمان نمیگردد.
برای رفع سرماخوردگی ، آنفولانزا ، سینوزیت ، گلودرد چه چیزی بخوریم ؟
یک رژیم غذایی سه روزه میتواند سختترین نوع این بیماری ها را درمان کند . در این چند روز ( شیر و پنیر -گوشت –تخم مرغ – شکلات – چای – قندو شکر - کاکائو – بیسکوییت ) به هیچ وجه مصرف نکنید .
صبحانه یک قاشق عسل را روی نان بمالید و بخورید .
* در طی روز دو بار ( آب + عسل + لیمو ترش تازه ) میل کنید . * ناهار و شام سوپ بخورید . اما توجه داشته باشد که سوپ را بدون گوشت تهیه نمایید .
* یک مشت پونه ی کوهی و یک قاشق سیاه دانه را با هم به مدت نیم ساعت بجوشانید . و عصاره ی آن را با یک قاشق عسل مخلوط کرده ، یک لیوان بعد از صبحانه و یک لیوان قبل از خواب مصرف کنید . * در حد توان میوه میل کنید . * غرغره کردن آب نمک ولرم ، از دهان و بینی . قبل از خواب و بعد از بلند شدن از خواب .
با رعایت کردن این چند نکته ، سختترین عفونتها بدون استفاده از داروهای شیمیایی درمان میشود . علت این درمان این است که به میکروبهای داخل بدن غذا نمی رسد و میکروبها می میرند .
عصاره سیر و لیمو ترش؛ راهی برای باز کردن رگهای قلب
باز کردن رگهای بسته شده قلب، کاری است بسیار ساده که در جای خود و در مقاله ای مستقل و مفصل به آن خوهیم پرداخت امّا برای خالی نبودن عریضه، این نسخه را که این روزها در بین بیماران قلبی، شهرتی به هم زده است را برایتان آورده ام. این نسخه بر اساس توصیه متخصّصان «دانشکده پزشکی ارلانگن» در آلمان نگاشته شده است و لذا مسؤولیت علمی آن هم به عهده ایشان خواهد بود امّا به تجربه، آن را کارساز و مؤثّر یافته ام؛ البتّه اعتقاد شخصی من این است که برای این بیماران نباید به این تک نسخه یا نسخه های مشابه اکتفا کرد و ضرورت دارد که دوره های درمانی کاملی برایشان انجام شود.
۱ – طرز تهیه:
تعداد ۳۰ حبه سیر را پوست گرفته همراه با ۵ عدد لیموترش بزرگ یا۱۵ عدد لیمو ترش کوچک که هسته های آنها را خارج کرده اید ولی پوست آنها را نگرفته اید؛ در مخلوط کن بریزید . پس از آن که همه محتویات در مخلوط کن له شد؛ یک لیتر آب(۵ لیوان معمولی) به آن اضافه نموده مخلوط نموده روی شعله کم بگذارید تا جوش بیاید. با اوّلین جوش، شعله را خاموش کرده؛ پس از سرد شدن مخلوط، آن را از صافی رد کنید. مخلوط صاف شده را داخل یک ظرف شیشه ای بریزید و در یخچال نگهداری کنید.
۲ – مصرف:
روزانه دو بار و هر بار نصف استکان از عصاره را، قبل یا بعد از غذاهای اصلی، میل نمایید. پس از سپری شدن سه هفته از مصرف مداوم این عصاره طبیعی، احساس جوانی و شادابی را در بدنتان لمس خواهید کرد و به تدریج، گرفتگی های رگ های بدن و همچنین عوارض آنها(مثل کاهش دید و سنگینی گوش) مسیر بهبودی را خواهند پیمود.
به یاد داشته باشید ؛ بعد از مصرف یک دوره سه هفته ای، هشت روز مصرف دارو را قطع کرده؛ سپس دومین دوره مصرف سه هفته ای را اجرا کنید. به این ترتیب یک دوره درمانی، کامل خواهد شد. پیشنهاد می کنیم این روش درمانی ارزان، موثر و بی ضرر را هر ساله تکرار کنید.
۳ – بوی سیر:
بوی سیری که با خوردن این عصاره از دهان شما استشمام خواهد شد؛ آن قدر خفیف است که کسی متوجّه آن نخواهد شد؛ لذا بدون نگرانی از این بابت، دارو را مصرف نمایید.
۴ – سایر خواصّ:
مصرف این عصاره، علاوه بر باز کردن گرفتگی های عروقی، چربی خون را کنترل می کند؛ جرم دندان را کاهش می دهد؛ و برای کسانی که سایش دندان ( دندان قروچه ) دارند هم، مفید است.
تذکّر: برای اینکه پوست سیر را راحت تر بکنید، آن را در آب خیس کنید.
lمنبع :طب شیعه
لیموترش و فوائد ان
لیموترش نورچشم را زیاد میکند، از طاسی سرجلوگیری میکند، موهای سر را تقویت میکند. لیموترش میوهایست، کاملا سالم در عین حال که مقوی است میتواند به تمام باقتهای عضلانی بدن غذا بدهد بدین سبب به آن عامل تندرستی بدن نام دادهاند.
لیموترش، پرتقال، لیموشیرین، نارنگی، ترنج، بالنگ، لیمو عمانی، توسرخ، نارنج، دارابی و ده نوع دیگر از این نوع میوه است و شبیه هم بوده و دارای خواص مشابه هستند، میوه و گل، برگ، شکوفه، ساقه و درختان که همه آنها به ظاهر با هم اختلاف دارند ولی دارای منافع مشترک بوده و و میتوان آنها را به هم پیوند زد حتی میتوان روی یک درخت پیوند درختهای دیگر را زد و انواع میوههای این تیره و نوع را از یک درخت بدست آورد.
● میوههای پیوندی از نظر ظاهر درشتتر، شادابتر و گواراترند. املاح و ویتامینهای موجود در لیموترش: لیموترش سرشار از ویتامینهای (آ)و (ب) و به ویژه ویتامین (ث) و دارای آهن، کلسیم، سدیم، منیزیم، فسفر و پتاسیم است. در لیموترش اسیدهای زیادی وجود دارد که از همه مهمتر اسید سکوربیک و اسید سیتریک است که از بین برنده اسیداوریک است.
● خواص درمانی لیموترش: اسیدهای موجود در لیموترش از بین برنده اسید اوریک است و خون را رقیق میکند، دستگاه هاضمه و دستگاه ادراری را ضد عفونی میکند آب لیمو به مقدار زیاد باسیلهای تبی تیفوئید (حصبه) و اسهال خونی را کشته و نابود میکند اگر آب آشامیدنی شما مشکوک است چند قطره در آن لیموترش بچکانید به این وسیله آب آشامیدنی شما پاک میشود ( در آلمان نیز آب را بدین صورت قابل آشامیدن مینمایند) به همین صورت چنانچه روی گوشتهای مانده یا کپک زده چند قطره لیموترش بریزید از عوارض سوء و حوادثی که ممکن است رخ دهد جلوگیری میکند آب لیمو را چنانچه بر روی غذاهای ثقیل بزنند هضم آنرا آسان میکند. آبلیمو تب را از بین میبرد و تنگی نفس را درمان میکند بیماریهای، رماتیسم عرق النساء، مرض قند، غلظت خون، ناتوانی جنسی، زکام، سرماخوردگی ذات الریه، گلودرد، تب خال با آب لیمو معالجه میشود.
زهر حشرات مانند زنبور، عقرب، مار و افعی را درمان میکند، آب لیمو ضد درد است سردرد را کم و دردهای کلیه و شکم را تسکین میدهد آبلیمو ضد تیفوس، سرخک، آبله مرغان و مخملک است. آبلیمو معده را درمان میکند و سنگهای کبدی را درمان میکند. آبلیمو زیادی چربی را از بین میبرد و آبهای اضافی بدن را دفع میکند. آبلیمود ضد کم خونی است و غلظت خون را از بین میبرد. چنانچه جوشهائی در صورت به وجود آید همگی از ناخوشی خون است و تجمع سم را در کبد نشان میدهد.
چنانچه مرکبات نخوریم همیشه در صورت و نقاط مختلف بدن جوشهای چرکی به وجود میآید که علامت بارزی از ضعف و کثیف شدن خون است و با آبلیمو درمان میشود. تبهای روده و ترش کردن غذا با آب لیمو معالجه میشوند آبلیمود سم های جمع شده در کبد را از بین میبرد. ولی باید توجه داشت که کبد به خود لیمو بیشتر از آب آن احتیاج دارد. محققین دانشگاه آمریکا موفق به کشف ویتامین جدیدی در لیمو شدهاند که سبب تقویت اعصاب شده و از فلج اطفال جلوگیری میکند و در معالجه عرق النساء ذات الریه و سرطان بسیار موثر است.
معالجه سرماخوردگی چنانچه حس کردید سرماخوردهاید مقداری آبلیمو را در یک لیوان آب گرم ریخته با کمی عسل بنوشید. برای معالجه ذات الریه آب پیاز را گرفته با آبلیمو مخلوط کرده و با آب شلغم و آب هویج و آب کرفس خام چنانچه خورده شود ذات الریه و تنگی نفس را درمان میکند.
برای زیاد شدن بزاق دهان آبلیمو میل کنید. برای سالاد سبزیها و میوههای خام و برای چاشنی بهتر است که به جای سرکه صنعتی از آب لیمود استفاده کرد. لیمو علاوه بر ادرارآور بودن در معالجه رماتیسم، نقرس، سنگ کلیه مفید است چون خون را پاک میکند برای جوش پوشت صورت و بطور کلی برای بیماریهای جلدی مفید است.
▪ لیموترش رفع عطش میکند.
▪ لیموترش معالج پوکی استخوان است.
▪ لیموترش درمان کننده بیماری کبد است؛ در یک لیتر آب جوشیده کمی شکر و آب یک لیموترش به آن اضافه کرده و روزانه چند با یک استکان از آن میل کنید.
▪ لیموترش معالج بیماری ذکام؛ برای درمان ذکام لازم است چند قطره به کف دست ریخته به نزدیکی بینی آورده آبلیموها با به بالا میکشیم بعدا بلافاصله بینی را با روغن زیتون تصفیه نشده(بودار) کمی چرب میکنیم. از لیموترش برای جلوگیری از خونریزی بینی میتوان استفاده کرد برای این منظور پنبه را آغشته به آبلیمو کرده داخل بینی قرار دهید خونریزی قطع خواهد شد.
▪ لیموترش درمان کننده درد گلو و آنژین است. برای درمان این بیماری لازم است آب یک لیموترش را گرفت و در یک لیوان آب نیم گرم ریخت و در هر روز چند بار با آن غرغره کرد و کمپرس آب لیمو که کمی نمک به آن زده باشد بر روی گلو آنژین را درمان میکند و همچنین کمپرسی را با برگههای بریده شده نازک لیمو انجام دهند سردردهای شدید عصبی را برطرف میکند.
▪ لیموترش برطرف کننده جوشهای صورت برای برطرف و معالجه جوش و لکههای صورت، بریدههای نازک لیموترش را کمی نمک به آن زده بر روی پوست صورت بمالند لکههای سیاه و جوش صورت را از جهره پاک میکند.
▪ برای برطرف کردن سرمازدگی دست و صورت و ورم کردن آنها دست و صورت را با آبلیموی تازه مالش بدهید. برای اینکه دندانهای سفیدی داشته باشید هر هفته یکبار دندانهای خود را با آبلیموی تازه مسواک بزنید. پروفسور (بینه) عقیده دارد که مصرف دو لیموی متوسط در روز برای احتیاج بدن به ویتامین (ث) کافی است اشخاصی مانند بچهها، بزرگ سالان، زنان حامله و کهن سالان بهتر است لیموترش را با عسل میل کنند.
▪ بیماری رماتیسم نقرس، تصلب شرائین، چاقی، درد کلیه، واریس سیاتیک را میتوان با لیمو بخوبی معالجه کرد. برای هر بیماری و بنیه بیمار باید هر روز از پنج تا هفت لیمو را مصرف کرد. برای درمان این بیماریها لازم است در هفته اول روزی یک عدد و در هفته دوم هر روز دو عدد و در هفته سوم روزی سه عدد و در هفته دوم هر روز دو عدد و در هفته سوم روزی سه عدد و به همین ترتیب تا هفته هفتم روزی هفت عدد لیموترش خورده شود و این عمل بر حسب شدت و ضعف مرض و قدرت و بنیه بیمار تغییر میکند.
▪ در این رژیم ممکن است در بیمار درد معده و روده ایجاد شود مهم نیست لیمو سبب میگردد که درد و سموم از بدن خارج شود. رانکول در کتاب خود به نام (اول خودت را بشناس) مینویسد «لیموترش در سلولهای پی منفذ خود» مایهای را نگه میدارد و مایعی بنام سیترات و کلریدرات دو پتاسی که هر دو از املاح نباتی هستند در خود حل کرده و قابل جذب مینماید. لیمو با روغنهای مایع خوب، زیتون، گردو، بادام، قندق، سیب زمینی ترشی، بادام زمینی، نارگیل، هویج، سالاد کاهو، کرفس، تره فرنگی، پیاز، چغندر، گل کلم، کلم دگمهای شاهی، آندیو، سیر، شلغم، ترب، بادمجان، فلفل، رازیانه، مارچوبه، اسفناج، انواع کدو، کلم قمری، تخم مرغ و پنیر سازگار است. لیمو با نان، سیب زمینی، برنج، گندم، ارزن ، ماکارونی ، موز، بلوط، نانهای شیرینی، میوههای شیرین، گوجه فرنگی، سیب درختی، سرکه، لپه ، باقلا، عدس، لوبیا و خرما و نخود ناسازگار است.
همه مزاجها روزانه میتواننداز شزبت لیموترش و عسب و اب استفاده نمایند
گل گاوزبان شادیآور، رقیقکننده خون، مقوی قلب، رفعکننده اضطراب و دلهره، از بین برنده افسردگی و کاهنده فشارخون و تپش قلب است.
فارس: گیاه دارویی گل گاوزبان گیاهی است، علفی و پرطرفدار که در درجه نخست برای بیماریهای مغزی و در درجه دوم برای بیماریهای قلبی استفاده میشود و گل گاوزبان ایرانی معورفترین نوع این داروی گیاهی است.
گلگاوزبان دارای طبع گرم و خشک است همچنین ضد بلغم و سودا، خوابآور، آرامبخش، مفرح، تسریع کننده و رقیق کننده خون و باز کننده عروق است. مصرف گلگاوزبان برای نفخ مفید بوده همچنین این گیاه دارویی ضدسرفه، مدر، معرق، ضد سموم و تببر است.
*خواص مغزی عصبی گل گاوزبان
از خواص مغزی عصبی گلگاوزبان میتوان به خوابآور، آرامبخش، تقویتکنده مغز و اعصاب، ضدجنون و رفعکننده حواسپرتی، رفعکننده اضطراب و دلهره، رفعکننده افسردگی و بیخوابی عصبی اشاره کرد.
*خواص قلبی و عروقی گلگاوزبان
از خواص قلبی و عروقی گلگاوزبان میتوان به مسکن، تسریع کننده و رقیق کننده خون و تقویت کننده قلب اشاره کرد همچنین گلگاوزبان ضد تصلب شرایین است و فشارخون بالا و تپش قلب را میکاهد.
از کاربردهای بالینی گیاه گاوزبان میتوان به مواردی از جمله از بین برنده افسردگی، شادیآور، پاکسازی کننده سودا و بلغم از بدن، تقویت کننده مغز، قلب و کلیه، درمان گرگرفتگی در یائسهها و تسکین دهنده دردهای قاعدگی اشاره کرد.
همچنین کاربردهای ویژه گل گاوزبان شامل رفع علائم سودایی از مغز، تقویت اعضای رئیسه بدن، جلوگیری از پیری زودرس، ضدگرگرفتگی، تنظیم عادات ماهیانه و درمان انزال زودرس است.
مرتضی صفوی، متخصص تغذیه در گفتوگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار میدارد: از گل، برگ و سرشاخههای گلدار گلگاوزبان استفاده میشود و مواد مؤثره آن موسیلاژ، صمغ، روغن فرار و تانن است.
به گفته وی، گل گاوزبان تصفیه کننده خون، ملین، خلطآور، مدر و آرامبخش قلب است همچنین در طب سنتی برای رفع ترس و از بین رفتن سودای خون از گلگاوزبان استفاده میشود؛ گلگاوزبان ضد آسم و سرفه است و فشارخون بالا را کاهش میدهد.
این متخصص تغذیه اضافه میکند: مصارف دارویی این گیاه به صورت محلی بدین صورت است که گلهای آبی گل گاو زبان را خشک کرده و دم کرده آن را مورد استفاده قرار میدهند. این گیاه در سرماخوردگی به عنوان معرق و کاهش دهنده فشار خون مورد استفاده قرار میگیرد همچنین خاصیت آرامبخشی دارد.
صفوی میگوید: از خواص دارویی گل گاوزبان میتوان به آرام کننده اعصاب، تصفیه کننده خون، عرق آور و ادرار آور بودن اشاره کرد؛ این گیاه کلیهها را تقویت و سرماخوردگی را برطرف میکند همچنین در درمان برونشیت مؤثر است و باعث از بین رفتن سرفه میشود و بیاختیاری دفع ادرار را نیز درمان میکند.
الف) اسباب رطوبت بدن :
سبب هايي که رطوبت بدن را زياد مي کنند عبارتند از :
1- ورزش نکردن و سکون بيش از حد : چون بدن نميتواند سوخت و ساز عادي را داشته باشد و حرارت بالا برود. لذا موجب افزايش رطوبت در بدن ميشود.
2- خواب بيش از حد : چون حرارت تسکين پيدا مي کند موجب بالا رفتن فضولات بدن ميشود و رطوبت ها زياد ميشود.
3- احتباس ( ضد استفراغ )
احتباس : دفع نشدن مواد موجود در بدن که بايد طبق عادت دفع شود. مثل احتباس حيض يا احتباس عرق – اين احتباس باعث ميشود که رطوبتهاي بدن بالا برود. فرد دچار درد مفاصل ميشود و اعصاب به هم مي ريزد و جهاز هاضمه هم کارش نيمه کامل ميشود.
بعضي ها منافذ پوستيشان بسته ميشود. بسته شدن اين منافذ موجب ميشود که رطوبت بدن بالا ميرود. يعني جلوگيري از دفع عرق موجب بالا رفتن رطوبت بدن ميشود. مثل استفاده از جفت بلوط كه بسيار قابض است و مسام را ميبندد و مانع از تعريق ميشود.
4- استفراغ صفرا : دفع کردن بيش از حد صفرا
يکي از راههاي چاق کردن افراد اين است که ما ميدانيم در بدن اينها صفرا و سودا بيش از حد است ما لزومي ندارد به اين افراد چاق کننده بدهيم ، اگر تشخيص داديم خلط سودا يا صفرا در بدن اينها بالا رفته ( چون صفرا و سودا خشک کننده بدن است) مي آئيم دفع خلط صفرا يا سودا مي کنيم. وقتي اين اخلاط دفع شود مانعي که وجود داشته براي چاق شدن و جذب رطوبات بدن برداشته ميشود و بدن شروع مي کند به چاق شدن . چون اخلاط يا ماده اي که باعث خشک شدن بدن شده دفع شده پس تا زماني که دفع خلط زيادي نکنيم هر چقدر چاق کننده بدهيم بي فايده است.
چاق کننده ها : قدومه، کنجد، بادام ، پسته ، مغزيجات، آرد جوانه گندم که همان آرد سمنو است و به آن سمنک مي گويند.
دفع اين اخلاط بر مي گردد به منضجات و مسهلات که بعداً بحث ميشود.
- براي دفع سودا بهترين چيز افتيمون است. به اين صورت :
- 5 گرم پودر افتيمون + يک ليوان سکنجبين که با عسل درست شده باشد.
شب بخورد ، فردا شکم 5 الي 6 بار کار مي کند و سودا به راحتي دفع ميشود. البته شرط آن اين است که قبلش منضجات سودا را خورده باشد.
علامت دفع سودا خارج شدن مدفوع سياه رنگ است که در بحث شناخت مدفوع مي گوئيم که سياه بودن مدفوع چند علت دارد : 1) خونريزي 2) خوردن ترکيبات آهن دار يا سبزيجاتي که آهن دارد 3) دفع سودا ( علامت اينکه مسهل سودا اثر گذاشته مدفوع تيره رنگ است )
- افتيمون و کشوس دفع صفرا هم انجام ميدهند و از خانواده سس ها هستند. ولي براي دفع صفرا راحترين چيزهايي که در دسترس است رب انار ( ايجاد اسهال ملايم مي کند) است. البته سقمونيا هم دفع صفرا دارد ولي تدبير نياز دارد.
(فسنجان تعديل کننده اخلاط است چون رب انار،مغزيجات، گوشت در آن است و ترش و شيرين است . پس جزء تعديل کننده اخلاط است ـ عرق كاسني محلل است).
- بهترين مسهل سقمونيا است قرقوروت لينت مزاجي ايجاد ميكند و دفع صفراي ملايم مي کند.
- اسفرزه يا پسيليوم اين کار دفع صفرا را از راه جذب صفرا به خودش بعلت موسيلاژي که دارد ميکند. رب انار خوردن خصوصاً ناشتا حالت اسهال ايجاد مي کند و صفرا را يک مقدار دفع مي کند . مقدار اينها چون حالت غذائيت دارد چندان مهم نيست .
- سقمونيا ، قرقوروت ، پسيليوم ، اسفرزه ، قاريقون همه دفع صفرا مي کنند.
مسهل = اسهال آور
مسهلات از نظر طبي به دو چيز اطلاق ميشود :
1) مسهل به معناي اسهال آور در مدفوع . مثلاً ما مي گوييم اگر افطيمون بخوريد يک اسهال آور سودا است و از طرفي نوشته اسطوخدوس مسهل سودا است يا پرسياوشان مسهل است . کسي با اسطوخدوس اسهال نمي گيرد. اسهال با اسطوخودوس، اسهال ما في العروق است يعني روان کننده در رگها ، نه به اين معنا که با اسطوخدوس مدفوع کسي آبکي شود. مسهل در اينجا يعني روان کننده در رگها، يعني هر آنچه سودا در رگها است روان مي کند تا دفع شود.
2) افسنطين مسهل صفرا به ادرار است. يعني روان کننده و دفع شونده به ادرار است.
- پس نه افسطين ، نه پره سياوشان ، نه اسطوخودوس هيچ کدام شل کننده مدفوع نيستند. اين با تجربه مشخص ميشود که کدام نوع از اسهال است.
پس اسهال :
يا روان کننده مدفوع است.
يا روان کننده در رگها = اسهال ما في العروق
يا روان کننده و دفع شونده به ادرار
ملين
ملين معاني مختلفي دارد. ملين در مقابل قابض است. قابض يعني قبض کننده و چيزي که مي بندد . ملين در جايي ديگر در مقابل صلابت ( سختي ) قرار مي گيرد. (ملين اين آماس يعني لينت بخش ، نرم کننده – از سختي در آورنده ورم).
ملين بطن يا ملين طبع منظور اين است لينت مزاج ايجاد ميشود و يبوست مدفوع از بين ميرود.
در جايي ملين را در مقابل قابض و صلابت بکار مي بريم که به معني نرم کننده است. مثلاً مي گوييم اين دارو ملين و اورام و صلابت آنهاست يعني سختي و صلابت اورام را از بين ميبرد.
يبوست : وقتي مي گوييم بطن يا مزاجي يبوست دارد اين است که مدفوع يا بصورت خشک خارج ميشود و يا اينکه در روز حداقل 1 الي 2 بار انجام نميشود. خاكشير ملين است.
- اسهال به موقعي گفته ميشود که مدفوع آبکي خارج شود. البته هميشه منظور از اسهال اين نيست که مدفوع بصورت آبکي در بيايد. گاه منظور ما در اسهالها اين است که يک خلط خاصي از بدن جذب شود در روده ها و بعد به صورت مدفوع دفع شود که اين کار مسهل ها است.
ما در مسهلات دو حالت داريم :
1) يکسري مسهلات فقط حالت دوايي دارند (کلاً داروهايي که استفاده مي کنيم يا دواي کامل هستند يا غذاي دوايي).
2) يکسري هم حالت غذايي و هم حالت دوايي دارند.
3) غذاهاي سرد خوردن مثل شير بيش از حد خوردن ، کشک بيش از حد خوردن، ماء الشعير ، ميوه ميتوانند رطوبات بدن را بالا ببرند . پس ما از همين استفاده مي کنيم در کساني که لاغر هستند و ميخواهند چاق شوند سفارش مي کنيم غذاهاي رطوبت دار بيشتر مصرف کنند. رطوبتي که سردي معتدل داشته باشد مثل شير بيش از حد خوردن مفيد است.
4) غذاي بيش از حد خوردن
5) استحمام بعد از غذا خوردن که استحمام بعد از غذا خوردن را ما در دو بحث بررسي مي کنيم . الف ) مبحث استحمام ب) ملمن و الهزال (چاقي و لاغري)
بعد از غذا حمام رفتن باعث ميشود که فرد چاق شود چون مواد سريع جذب ميشود و موجب افزايش رطوبت ميشود. البته ميتواند موجب سده (گرفتگي) در بدن شود و ايجاد دل درد کند . البته در بحث استحمام خواهيم گفت که براي اينکه اين حالت ايجاد نشود بايد سکنجبين بخورد.
6) هم هواي سرد و معتدل
7) آبزن= نشستن در آبهاي شيرين در حد اعتدال
8) شادي معتدل
ب) اسباب خشکي ها :
سبب خشکي ها عبارتند از :
1- ورزش بيش از حد که باعث ميشود رطوبات بدن از بين بروند و تحليل بروند و با تحليل رطوبت بيش از حد خشکي در بدن افزايش پيدا مي کند.
2- بيخوابي به افراط مخصوصاً خواب در شب ترک شود يا کم شود. بخصوص براي مغز خشکي ايجاد مي کند . خواب روز هم جبران آن را نمي کند . حتي روايت است که خواب روز خيلي ردي و پست است. خواب در ساعات اوليه شب بسيار مفيد است براي بدن . بعد از اذان صبح ديگر خواب کامل نيست . بين 10 شب تا 5/12 الي 1 غربيها آزمايش کردند و به اين نتيجه رسيدند که خوابش 3 برابر اوقات ديگر است و بسيار براي بدن مفيد است .
پس بيخوابي بخصوص در شب خشکي مي آورد خصوصاً در مغز يعني خلط سودا را افزايش ميدهد . تخيلات زياد ميشود و ميتواند باعث ايجاد اسردگي شود.
- نکته : اينجا حذاقت و ذکاوت بسيار مهم است. شخص نزد شما مي آيد. اول شغلش را مي پرسيد ، مجرد است ، متأهل است، کارش چيست، با ماده خاصي سر و کار دارد؟مثلاً شخص کاري دارد که شب بيداري دارد اين حالتها در فرد ايجاد ميشود . رنگ صورت و پوستش کدورت پيدا مي کند يعني تيره ميشود. اين فرد به افسردگي – يبوست دچار ميشود. يعني حالتهاي غلبه سودا در فرد ايجاد ميشود. اين يکي از ظرافتهاي طبابت است.
خواب قيلوله که مي گويند در گرمترين ساعت روز به شرطي که غذا نخورده باشيد بسيار بسيار براي بدن مفيد است البته کوتاه آن ( 5 الي 10 دقيقه ) . با شکم پر وقتي بخوابيد هضم صورت نمي گيرد. فقط رشد و نمو در زمان خواب صورت مي گيرد ، مخصوصاً در بچه ها .
انحدار= فرو رفتن ، پايين رفتن انحدار طعام = 1 الي 2 ساعت بعد از غذا خوردن يعني پايين رفتن غذا از معده .
3- فکر بيش از حد که موجب خشک شدن مغز ميشود. بيش از حد از مغز کار کشيدن . موقع مطالعه در قديم توصيه مي شده روغن بنفشه معطر را به اطراف بيني يا ملاج بمالند تا رطوبت مغز افزايش پيدا کند و از خشکي در بيايد.
4- سرماي بيش از حد و سخت که به اندامها برسد و موجب سوء مزاج سرد اندامها بشود و اندامها را از پذيرش غذا باز دارد موجب خشک شدن ميشود.
5- غسل با آبهاي قابض = شستشو با آبهاي قابض موجب سردي هم ميشود . وقتي افزايش پيدا کند دچار خشکي مي کند.
يکي از چيزهايي که در دملها مي گويند استفاده شود سرکه و زاج را با هم مخلوط کنيد و روي جوشها بماليد اين جوشها را خشک مي کند. البته اين کار را روي صورت نکنيد چون پوست را مي سوزاند و جا مي گذارد . مگر اينکه درصدش خيلي پايين باشد . البته عطاريها اين کار را مي کنند که بسيار خطرناک است چون پوست را جمع مي کند و جايش هم باقي مي ماند. اين را بايد در دملهاي چرکي بدن استفاده کرد. البته بايد جوشها و دملها از داخل درمان شود نه موضعي. يعني ما بايد اصلاح خون کنيم.
بثورات پوستي
1) بثور لبنيه : همين جوش جواني يا آکنه که يک ماده شيري وقتي جوش را فشار ميدهيم از آن خارج ميشود و سر آن هم سفيد است که ميتواند از گرمي باشد . علت آن گرمي است .
2) بثور مفرطحه : بثوراتي که سرش پهن است. وقتي که فشار ميدهيم ماده سفيد شيري رنگي خارج نميشود. قرمز رنگ است و بيشتر روي پوست خانمهاي سفيد پوست ميزند. با فشار دادن آن خونابه از آن خارج ميشود. علت آن سردي است . در اينها بايد گرمي بالا برود. بخور آويشن و خوردن آويشن بسيار مفيد است چون بسيار گرم است . بخور آويشن و بابونه مخصوصاً بابونه . بابونه تنها گياهي است که محلل بدون جذب است . تحليل مواد ميدهد ولي مواد را جذب نمي کند . در بيماريهاي پوستي بسيار بسيار مفيد است.
پس بخور و خوردن آويشن و بابونه براي اين جوشها بسيار مفيد است. بابونه به علت محلل بودن براي لاغر کردن هم بسيار مفيد است. البته لاغريهاي موضعي .
- اثر تحليل برنده ها اثر اسمزي است . تحليل يعني برداشتن ، بخار شدن ، از بين بردن آن ماده از آن عضو و وقتي ما داريم يک چيزي را تحليل مي بريم طبق خاصيت اسمزي از نقاط ديگر به آن عضو مي آيد و آن ماده را جبران مي کند.
بابونه از اين خاصيت مستثني است. بابونه فقط بابونه محلل بلا جذب است يعني تحليل مي برند و نمي گذارد از اطراف جذب شود.
بحث راوعات رادع : جلوگيري کننده ، مانع
مي گويد در بحث رادعات ما در اورام بايد اول رادعات بکار ببريم يعني کاري کنيم که مجاري اطراف آن ورم بسته شود تا ماده به آنجا نفوذ نکند بعد بيائيم محلل استفاده کنيم. تنها چيزي که هم حالت رادع است و هم محلل است فقط و فقط بابونه است .
اگر بخواهيد کرم بابونه بسازيد، اوسرين خارجي ( اوسرين ايراني خوب نيست ) را بر داريد و يک مقدار بابونه را بجوشانيد و بريزيد داخل اوسرين و کرم تهيه ميشود. اوسرين خارجي و خوب، اوسريني است که بتواند 3 برابر حجم خودش آب جذب کند. اوسرين روغن پشم است.
يک ليوان اوسرين خارجي به اضافه 3 ليوان آب خيار يا کدو يا عصاره بابونه يا جوشانده بابونه يا هر چيز ديگر بريزيد داخلش و هم بزنيد ، اگر همه را به خودش جذب کرد اين اوسرين خوب است ولي اگر مايع کنارش باقي ماند اوسرين خوبي نيست . يا حداقل هم وزن اوسرين يعني شما 100 گرم اوسرين داريد 100 گرم آب خيار به آن اضافه کنيد ميشود کرم خيار . اگر بابونه تازه باشد بکوبيد و آب آن را بگيريد بهتر است.
در گياه شناسي جديد مطرح است که يک سري از خواص دارو با جوشاندن از بين ميرود مثل آلکالوئيدها ، مواد فرار . همين مبحث در قديم مطرح شده است بعضي از گياهان يک حالت ناري فرار دارند که نبايد بيش از حد جوشانده شوند. اگر جوشانده شوند خاصيتشان از بين ميرود. فرض کنيد اسطوخدوس ، آويشن ، بابونه . ما گاهي مي خواهيم از اين مواد فرار استفاده کنيم که همان حالت ناري فرار است که سريع مي پرد در اين مواقع نبايد آن را بجوشانيم حتماً بايد بصورت خام باشد . گاهي اوقات اين حالت فرار آزار دهنده است و ما بايد آن را حذف کنيم . مثلاً اسطوخودوس در موارد عمده اي که بکار مي بريم بيماريهاي سر مي باشد و اعصاب و روان و پاکسازي مغز و در بيماريهاي کبد هم استفاده مي کنيم. در بيماريهاي سر بيشتر قسمت فرار آن مورد نياز است پس در اين موارد ما بايد حتماً از عرق استفاده کنيم . ميتوانيم از اسانس آن استفاده کنيم، ولي همه جا نميتوانيم افشره يا اسانس بدهيم.
مثلاً هوفاريقون در موارد بخصوصي به کار ميرود :
1 – ميگرنها 2 – شب ادراري کودکان
مثلاً هوفاريقون در موارد ما اگر بخواهيم در مورد شب ادراري کودکان خوب جواب بگيريم چون قسمت ارضي بارد آن است که به ما جواب ميدهد و موجب بسته شدن عضلات و انقباض ماهيچه ها ميشود مخصوصاً ماهيچه هاي ادراري و مثانه، ما بايد تفاله يا جرم آن را استفاده کنيم .
در ميگرن ما بايد از قسمت لطيف ان که در عرق ها و اسانسها و عصاره ها جمع ميشود استفاد کنيم. وقتي گياهان را ياد گرفتيد بايد تفکيک بين اعضاي آن بتوانيد قائل شويد يعني بتوانيد متوجه بشويد که ما در اين بيماري ميخواهيم از قسمت فرارش استفاده کنيم پس بايد از عرق يا اسانس آن استفاده کنيم . يا قسمتي که ته نشين ميشود از آن ميخواهيد استفاده کنيد. و جالب اينکه در تمام گياهان يک طبع قائل بوديد يعني اينکه مثلاً گياه يک طبع دارد و آن گرمي است. تمام گياهان علاوه بر گرمي طبع سردي هم دارند، علاوه بر خشکي ، تري هم دارند. يکي از اين حالتها در آن نمود پيدا ميکند و متجلي ميشود يعني همين اسطوخدوسي که ما مي گوئيم گرم است ، مي گويند جزئي دارد که جزء بارد و کثيف ارضي که فروکش مي کند، يک قسمتش مي آيد رو قرار مي گيرد ولي چون خاصيت گرمي غلبه دارد و بدين صورت ديده ميشود.
6- سده که منفذ غذا رساني را به عضو ببندد اين ميتواند موجب خشکي شود. ما در يک سري موارد مثل کوچک کردن سينه ها از همين فرمولها استفاده مي کنيم يعني هم از شستشو با آبهاي قابض و هم سده کردن و عضو را لاغر مي کند. ( سده = گرفتگي ) اگر گرفتگي به صورت کامل باشد عضو سياه ميشود و مي ميرد ، اما ميشود منفذ را کوچکتر کرد. بدين صورت که اطراف سينه موادي که قابض است به کار ببرند ميتواند حالت کوچک کردن ايجاد کند.
مواد قابض ( قابضات ) = گيرنده :
الف ) عفص دو معني دارد : 1- در اصطلاح اطباء : گس 2- در گياهان دارويي: مازو
ب) بلوط : مخصوصاً جفت بلوط ( پوست رويي داخلي بلوط )
ج) پوست انار
د) زاج
ه) پوست گردو : پوست سبز گردو را بماليد به بدن البته خشک شده حالت قابض دارد و فشردگي ايجاد مي کند . از مواد فرار آن استفاده مي کنيم که با خشک شدن از بين رفته . پس بين پوست سبز گردو تازه و خشک آن بايد تفاوت قائل شد .
پوست گردو پوست بدن را سياه مي کند و از سياه کننده هاي شديد است بخصوص براي مو، رنگ طبيعي هم ميتوانيم از آن بسازيم. که فرمول آن اين است: ( براي رنگ کردن موهاي سفيدي که رنگ نمي گيريد) پوست گردوي سبز خشک شده + خبث الحديد( زنگ آهني که به طريق سرکه تحليل شده ) + وسمه
با رنگ شيميايي مو نازک ميشود ولي با اين رنگ مو ، مو کلفت و ضخيم ميشود. مشتقات آهن که امروزه به عنوان خونساز از آن استفاده ميشود مثل قرص آهن و فروگلوبين در طب سنتي هم بوده منتها اصلاح شده بوده و با آب ميوه ها مثل آب سيب ، آب گلابي ، آب ليمو آن را اصلاح مي کردند و با آن شربت درست مي کردند که بسيار خونساز جالبي بوده و عوارض قرص آهن مثل يبوست ، سرگيجه، خشکي لب، سياه شدن چهره را نداشت . يکي از موارد مصرف شربت آهن در قديم در سرعت انزال بسيار مفيد بوده و در افراط طمث ( خونريزيي بيش از حد خانمها ) و در بواسيرهاي خوني و فقر الدم هم استفاده مي شده است.
7- ضمادها و پمادهايي که روي پوست گذاشته ميشود و بيش از حد تحليل برنده است. اگر بيش از حد استفاده شود ميتواند خشکي ايجاد کند. مثلاً ضمادهاي تحليلبرنده را در تحريك نخاع، جاهايي كه فلج بوجود ميآيد (با علت نخاعي) ميگذاريم مثل نفاطعات (تاولزا) (نفط = تاول).
8- بيش از حد در حمام ماندن و تعريق بسيار موجب خشکي ميشود.
تخم کاهو+ تخم انار+ تخم خرفه = خيسانده صبح ناشتا بخورد صفرا را پايين مي آورد.
که ايجاد تاول را ميکند . که يکي از شيوه هاي درمان است. وقتي ما ميخواهيم عضو را درمان کنيم ميبينيم يک رطوبت هايي يا در نخاع يا در ستون فقرات ديده ميشود يا زانو. ماده اي مي گذاريم تا اين رطوبت را بکشد بيرون به صورتي که جذب شديد داشته باشد در اينجا ما از تاول زاها استفاده مي کنيم مثل ضماد خردل که جزء نفاطات بسيار خوب است. روي تيره ستون فقرات مي گذاريم باعث ميشود تا رطوبت نخاع کشيده شود و تاول ميزند بعد ما اين تاوليها را ميترکانيم. اگر اين کار زياد تکرار شود موجب ميشود که زياد از حد آب گرفته شود و موجب خشک شدن عضو شود.
- (آب خوردن زياد را که الان تجويز مي کنند بسيار کار غلطي است و طب سنتي منع کرده است). آب خوردن بيش از حد موجب باطل شدن هضم ميشود و موجب خرابي کليه ميشود و به مفاصل آسيب مي رساند، افراد را دچار فراموشي مي کند، رخوت و سستي در بدن ايجاد مي کند و کبد را دچار نقصان مي کند.
روايت از پيامبر : انسان را خدا از خاک خلق کرده و آب او را فاسدش مي کند.
روايت ديگر از پيامبر : اگر آب نخوريد بدنهايتان محکم ميشود و بسيار سفارش به آب نخوردن شده و مخصوصاً آب خوردن در شب بسيار منع شده، و آب سرد خوردن که مي گويند باعث جذام ، فلج و رعشه ميشود.
و آب خوردن بعد از جماع و آب خوردن پس از ورزش هم منع شده است .
- آب ولرم در حد بر طرف کردن تشنگي توصيه شده است.
منبع :انجمن تحقیقات طب سنتی ایران
یک نسخه هم از مادر جان عزیز
من اعتقاد دارم گاهی تجربه بالاتر از علمه یادم میاد وقتی بچه بودم خواهرم مریض شده بود یک زخم چرکی داشت که زخمش باز نمیشد و گریه میکرد و نمیتوانست بخوابه که مادرم با بذرک ان زخمو خوب کرد بد ندیدم کامنت گذاران عزیز هم مطالعه و استفاده کنند
گیاهی است یکساله با ساقه های باریک و بلندی آن حدود 50 ـ 60 سانتی متر است و بیشتر درغرب کشور ایرا ن می روید برگهای آن متناوب و نوک آن تیز بوده و گلهای آن دارای پنج گلبرگ است.دانه این گیاه مصرف درمانی دارد.
مزاج آن گرم و خشک بوده و هضم غذا را سریع می کند ضمناً مقوی قوای مغزی و اعصاب و قوای تناسلی بوده و مدرعرق و زیاد کننده شیر وبازکننده عادت ماهانه در زنان و تسکین دهنده بعضی از دردهای قفسه سینه و درد احشاء داخلی و درد مقعد بوده و در افرادیکه سخت بول می کند خروج بول را آسان می کند.خوردن زیاد و یا مداومت درخوردن آن سبب شدت حرارت بدن و گلو درد می شود و برای جلوگیری از ضررآن باید از آب انار یا آب میوه های ترش مزه استفاده شود و برای جلوگیری از ضررآن باید از آب انار یا آب میوه های ترش مزه استفاده شود و مقدار خوراک آن ده گرم و اگر هرروز تا مدتی بخورند روزی پنج گرم است.برای دهن بازکردن زخمهایی که سخت دهن باز می کنند پودردانه آن را با تخم سفید و آرد جو و شیرگاو خمیر کرده بر بالای زخم به صورت لواشک می اندازند دهان زخم را باز و چرک آن را خارج می سازد.لازم به تذکر است که روی زخمهایی نظیر بارسرخ و
زخمهای گرم مزاج مشابه آن باید به مدت سه روز کافور و سرکه و داروهای خنک کننده و رادع مالیده شود.چنانچه ورم کشیده نشد می توان از لواشک فوق استفاده نمود.
مصلح
در طب ایرانی ، هر غذایی دارای یک یا چند نوع مصلح می باشد . منظور از مصلح یعنی نوعی ماده غذایی یا گیاه دارویی که مصرف آن بهمراه غذای مورد نظر ، ضررهای آن غذا را کاهش می دهد و باعث جذب و هضم بهتر غذا می شود .
لیست مصلحات غذاها
غذا- مصلح
1.برنج،مصلح :زیره سیاه
2.خیار،مصلح :نعناع و گلسرخ
3.روغن حیوانی،مصلح :عسل و سرکه و آبلیمو
4.کاهو،مصلح :سکنجبین
5.ماست،مصلح :شیره و عسل و سیاهدانه
6.گوشت گوسفند، مصلح :عسل و سماق
7.آش جو،مصلح :زیره و آبغوره
8.تخم مرغ مصلح :دارچین
9.شیر،مصلح :گلاب و هل
۱0کره حیوانی مصلح :عسل
11.نان گندم،مصلح :رازیانه و سیاهدانه
12.عدسی،مصلح :گلپر
13.باقلا،مصلح :گلپر
14.انار،مصلح :گلاب
15.انواع آش، مصلح :فلفل سیاه
16.دوغ، مصلح :کاکوتی
17.ماهی؛ مصلح :گردو و فلفل سیاه
18.آبگوشت مصلح :دنبه و آویشن
19.چای سیاه،مصلح : آبلیمو
نکته :بطور کلی سرکه. آبلیمو و آبغوره مصلح تمام غذاهای گرم و سیاهدانه و عسل مصلح تمام غذاهای سرد است .
ملین:نرم کننده -لینت دهنده -از جمله ملینات انجیر -خرما-اش جو -سوپ جو -روغن زیتون -تمر هندی -الو بخارا و......
منضج
يعني پزنده .منضج
در مورد بلغم وسودا بيشتر
كاربرد دارد زيرا اين دو ماده در اعماق بافتهاي بدن هستند
وخروج آنها از بدن ساده نيست
.اينها بايد ابتدا پخته شوند يا به عبارتي در بدن روان شده
تا از اعماق به سطوح بيايند وبعدا ضمن دادن مسهل يا در
موارد شديد با انجام فصد وحجامت از
بدن تخليه شوند .
در ضمن تنقيه (خروج اخلاط فاسد از
مخرج )،قي(خروج اخلاط فاسد از معده وروده )سعوط (جهت خروج اخلاط فاسد از
مجاري تنفسي خصوصا
سينوسها وبيني )براين اساس است.
ازجمله منضجات میتوان به عسل و سیاهدانه----رژیم آش آبغوره--سکنجبین اینها با 4 مزاج سازگاره
مسهل :\امروزه مسهل به دارویی می گویند که اسهال ایجاد کند؛ یعنی تع داد دفعات اجابت مزاج را زیاد می کند . ولی در طب سنتی، مسهل به دارویی می گویند که اخلاط فاسد را از عروق و منافذ بدن و همچن ین فضولات معده را جذب و ازطریق مدفوع دفع کند. براي اخراج هر خلطی، مسهل خاص آن خلط باید به کار رود. مانند مسهل بلغم، مسهل سودا. درمصرف مسهلات قواعدي حاکم است که باید آن را رعایت کرد . مثلاً براي خارج ساختن خلط بلغم که سوء مزاج ایجاد کرده است، ابتدا باید منضج به بیمار بدهیم تا آن خلط را آماده دفع کند و اگر غلیظ است آن را رقیق کند و اگررقیق است آن را غلیظ گرداند . سپس مسهل بدهیم که خلط آماد ه دفع را از جایگاه خود به طرف امعاء بیاورد و دفع کند.
فرمول مسهل عام است بیمار ماهی یکبار باید مصرف کند:
برگ سنا 50 گرم + گل سرخ 50 گرم + ترنجبین 50 گرم + گل ختمی 25 گرم + تخم کتان 25 گرم + افسنتین 25 گرم , داروها را با هم مخلوط کرده و نیم کوب نمائید و در بعد از طهر روز مورد نظر یک الی 2 بار یک قاشق غذاخوری از مخلوطفوق را با 2 لیوان آب بجوشانید تا یک لیوان باقی بماند و سپس صاف کنید و با عسل میل کنید . اگر با یک لیوان شکم حالت اسهالی پیدا کرد کافی است و اگر نه چند دقیقه بعد ارام آرام یک لیوان دیگر بخورید واگر دچار دل پیچه شدید یک لیوان عرق نعناع را داغ کنید و با مقداری نبات میل کنید.و خوردن انجیر و آلو بخارا آب پز شده همراه مسهل توصیه می شود
فرمول مسهل از :استاد دکتر خیراندیش , دکتر موسوی , دکتر سیادتی , دکتر ابولحبیب , مهندس خدادادی
شربت اب و عسل و لیموترش هم با همه مزاجها سازگاره جه افراد سالم و غیر سالم بخورن معجزه میکنه
توی طب سنتی تشخیص مزاج -دفع شکم-گوارش -اصلاح تغذیه خیلی مهمه بعد از پرهیز از برخی غذاها با توجه به مزاج و غلبه یکی از مزاجها ابتدا ملین تجویز سپس منزج خلط ناطبیعی و در اخر مسهل داده میشود
ممکن است موضعی برخی روغنها هم داده بشه
ادامه مطلب
خواص: اسیدی کننده خون - پاکسازی اخلاط چهارگانه (صفرا، دم، بلغم، سودا) از بدن با سرعت زیاد - تعدیل مزاج - خونسازی و تحریک مغز استخوان جهت تقویت گلبول های خونی (موثر در درمان تالاسمیک ها و افراد کم خون) - رفع اگزما و سایر بیماری های پوستی - درمان دیابت - شستشوی کلیه و مجاری اداار - تعدیل و تنظیم وزن و لاغر کردن افراد چاق - از بین بردن دردهای مختلف بدن خصوصاً دردهای اسکلتی - درمان موثر و مفید جهت بواسیر - شقاق و واریس و واریکوسل - استراحت دادن به کبد و سایر دستگاه های دفعی بدن از فعالیت زیاده از حد گذشته (در اصل، یکنوع روزه غذایی برای بدن محسوب می شود) - پاکسازی سموم دارویی از بدن، نظیر: قرص های جلوگیری و هورمونی و اعصاب و ...
* آش آبغوره علاوه بر خواص فوق، منضج اخلاط نیز محسوب می شود.
برای اجرای این رژیم، به دلخواه، یک یا تعداد متنوعی از آش ها را تهیه کرده و با هر وعده آن یک قاشق غذاخوری آبغوره مخلوط نموده و میل کنید. نوع آش، چندان اهمیتی ندارد ولی ترجیحاً آش جو از همه انواع آن (مثل: آش ماش، آش برنج، آش ارزن، آش دوغ) بهتر است. این آش ها نباید گوشت و پیاز داغ و سرخ کردنی داشته باشد و در بین حبوبات، استفاده از نخود اشکالی ندارد ولی لوبیا و عدس و همچنین کشک باید به مقدار خیلی کم استفاده گردد. ولیکن ریختن آلو، هویج، سیب زمینی، کدو، گوجه فرنگی، لپه، ماش، برنج و انواع مختلف سبزیجات، در این آش اشکالی ندارد. اما نباید به همراه آش مزبور، نان میل شود. همچنین استفاده از «رشته» تقریباً رژیم را بر هم می زند. در مدت اجرای این رژیم خوردن میوه، چای و سایر خوراکی ها و کشیدن سیگار نیز ممنوع می باشد.
در صورت احساس دل درد و نفخ میتوانید همراه آش، کمی عسل و زیره میل کنید و در صورت احساس گرسنگی و ضعف، هر چند روز یکبار می توانید یک عدد زرده تخم مرغ نیم عسلی هم همراه آش میل نمائید.
بهترین سبزی برای دیابتی ها همراه با آش مزبور، سبزی یا پودر سبزی شنبلیله یا پودر بذر شنبلیله همراه با روزانه 2 تا 3 کپسول «قره قاط» می باشد. و بهترین سبزی برای افراد با چربی خون بالا، سبزی یا پودر سبزی شوید یا پودر بذر شوید میباشد. و در مورد بیماران دچار فشار خون، بهترین سبزی، سبزی جعفری یا پودر سبزی جعفری یا پودر بذر جعفری میباشد. و اگر بیمار دیابتی، هم چربی و هم فشار داشته باشد، می تواند از مخلوط هر سه نوع سبزی فوق در این آش استفاده نماید.
بهترین سبزی برای بیماران صفراوی مزاج، سبزی گشنیز و بالأخره بهترین افزودنی برای بیماران نقرسی، یک قاشق مرباخوری پر از سماق خواهد بود.
* چنانچه اگر سابقه خونریزی گوارشی داشته باشید از گرفتن رژیم پرهیز کنید.
با این رژیم، سموم بدن شما به ترتیب زیر از بین خواهد رفت:
خلط دم: 3 روزه
خلط صفرا: 6 روزه
خلط بلغم: 9 روزه
خلط سودا: 14 روزه
برگرفته از کتاب: «درمان چاقی و لاغری»؛
تالیف: دکتر سید علی ابوالحبیب (محقق طب سنتی)
اینم یک تجربه از دوست عزیزم تینا
میخوام تجربه خودمو باگرفتن رژیم آبغوره بگم.راستش من یهمدت رژیم آبغوره گرفتم پوستم سفید سفید شد و صاف مامانم میگفت نورانی شدی.البته خیلی لاغر شدم .شاید واسه همه سریع لاغری نیاره اما به قول استادم برفکهای بدنم یعنی رسوبات آب شدن.
ادامه مطلب
امروز بد ندیدم یکم وبلاگم از حالت یکنواختی دربیارم و برم سنتی تر کنم یاد قدیما افتادم یاد میلاخ
میلاغ در .اقع در سمت اذربایحان یک نوع انگوری هست که از سقف اویزون میکنن در جای خشک و خنک که تا عید میمونه و هر کس مهمونی کسی بیاد تخفه مهمونا میکنن و در زمستان بسیار لذت بخشه
دوستان عزیز حتی کسانی که تو اپارتمانها زندگی میکنند میتونن انگور سفید را توی انبار کوچکی که تقریبا برای هر خانوار موجود اویزون کنن تا جند ماه و از خوردن انگور لذت ببرن .
البته اینم بگم در سمت اذبایجان انواع انگور موجود میباشد از جمله الوان –میلاغ –فخری- عسگری –دستارچین – حسینی –خللی -قرع اوزوم-ششیرشیرشیرا
از انگور الوان شیره انگور دوشاب بدست میاید که بسیار مقوی و در زمستان توی ماست استفاده میکنن
2تا عکس هم از میلاغ قرار میدم تا نحوه اویختن یاد بگیرین.

http://www.pic.iran-forum.ir/images/z9a4jt7l9j8d3ze3x21w.jpg
ادامه مطلب
انواع لبنيات و مزاج آنها
لبنيات نوع مزاج لبنيات نوع مزاج
ماست..............................سرد و تر *پنير............................سرد و خشك
شي..................................سرد و تر *كشك.........................سرد و خشك
كره...................................سرد و تر *لور..........................سرد و تر
دوغ..............................خيلي سرد و تر *قرهقوروت.................خيلي سرد و خشك
سرشير...........................سرد و تر * ماست چكيده.......................سرد و تر
خامه.................................سرد و تر
توجه: در صورت اضافه كردن مقداري نمك به پنير يا لور، ميتوان تاحدودي از شدت سردي آنها كاست. همهي انواع لبنيات فوقالعاده سرد هستند و براي افراد داراي طبع سرد مضر هستند. با توجه به اين كه لبنيات از كلسيم زيادي برخوردار است، نحوه استفاده از آن را بيان ميكند.
از بين مواد لبني كشك بيشترين و پروتئين را دارا است. در هر 100 گرم كشك، 5/74 گرم آن پروتئين و بقيه املاح و كلسيم است. توصيه ميشود هفتهاي يك بار آش جو همراه با كشك مرغوب و نيز كالهجوش كه با كشك تهيه ميشود و غذاي بسيار مفيدي است به خصوص براي افرادي كه از پا درد و يا پوكي استخوان رنج ميبرند استفاده شود.
در صورت استفاده از ماست، بهتر است از ماست چكيده استفاده شود، تا بتوان موادي مانند پودر موسير، نمك طعام، پونهي كوهي و فلفل سياه به مقدار كم به آن اضافه كرد.
در صورت استفاده از پنير، بهتر است آن را هماره با گردو و سبزيجات معطر و خرما يا پياز و به عنوان شام استفاده كرد. استفاده از نان سنگگ تازه و برشته همراه با پنير و گردو نيز توصيه ميشود.
خانوادههاي محترم سعي نمايند از مصرف روزانهي ماست خوداري نمايند. سعي كنيد ماست را از رژيم غذايي خود و خانواده تان حذف كنيد. اين مادهي غذايي به خصوص براي افرادي كه داراي طبعي سرد هستند خطرآفرين است.
كودكاني كه داراي شب ادراري هستند، افرادي كه از آرتروز و درد استخوان رنج ميبرند، بيماران مبتلا به ام اس (MS)، بيماري اي ال اس (ALS) و يا پاركينسون، و بيماران اعصاب و روان، بيماران رماتيسمي و افرادي كه داراي ناراحتي فكري هستند ميتواند مضر باشد. سعي كنيد لبنيات را به شكل كشك آن هم هفتهاي يك تا دو بار مصرف كنيد.
ادامه مطلب










