طب مزاجي يا طب مولكولي
) طب مزاجي يا طب مولكولي
گردآورى و تدوین از: مرحوم سیدعبدالله خلیلى
یكى
از مهمترین علل مرگ و میر بیماران، خطاى پزشكاناست كه از نقص معلوماتشان
نشأت می گیردكه دلیل آن را باید دربرنامه هاى آموزشى دانشكد ههاى پزشكی
جستجو كرد. یكى از نقائص آموزش پزشكى این كه انسان را به جاى اینكه دردر «
وبیرشو » تمامیت خود مورد مطالعه قرار دهد، به اجزاء تقسیم نموده و آن
اجزاء را مورد بررسى قرار مى دهد و این امر اززمان سال ۱۸۵۸ شروع شد كه
پاتولوژى سلولى راوضع كرد و گفت جایگاه بیماریها در حقیقت سلولها هستند و
ما بیمار عمومى نداریم،از آن پس تمام توجه پزشكان به سلولها معطوف گردید و
براى یافتن علت بیماریها به جستجو در اعماق باف تهاپرداختند.
پزشك بزرگ فرانسوى به سخن ویرشو ایراد گرفت و گفت:
وقتى كه توجه پزشك به جهان بى نهایت كوچك « تروسو »یعنى اعماق بافتها و
سلولها جلب شود، انسان فراموش مى شود واین به زیان بیماران است، ولى در آن
زمان كسى بهاین سخن حكیمانه تروسو توجه نكرد، زیرا شخصیت عظیم وبیرشو كلیه
پزشكان اروپا را تحت الشعاع خود قرار داده بود.
پس از اختراع
میكروسكوپ الكترونیك، باردیگر توجه پزشكان اروپا بهاعماق بافتها بیشتر شد،
با این تفاوت كه اكنون به جاى سلولها اندامهاى درونى سلولها از قبیل
میتوكوندوریها، ارگاسیتوپلاسم ها، سانتروزومها و غیره كه هر كدام از آنها
به منزله یك جهان ناشناخت هاى بود مورد بررسى و مطالعه كارشناسان قرار
گرفت. و پس از آن به این هماكتفا نكرده مولكولها و یونها وپا به عرصه وجود
« طب ملكولى » اتمهاى موجود در اجزاى درونى سلولها را مورد مطالعه قرار
دادند. بنابراین طب جدیدى به نام نهاد، چون به همان نسبتى كه تعداد
ملكولها و اتمها و یونهاى موجود در بدن از تعداد سلولهاى بدن بیشتراست، به
همان نسبت هم اختلالى كه در مولكولها پیدا مى شود متنوع تر خواهد بود، و
نظر به اینكه تعداد مولكولهاى بدن از شمار و حساب بیرون است، تعداد
اختلالات آنها نیز سرسام آور بوده، و تشخیص و درمان اختلالات مزبور براى
هیچ یك از پزشكانامكان پذیرنخواهد بود (بهترین نمونه آن بیماریهاى گوناگون
لاعلاج) در زمان معاصر و به این جهت مورد انتقاد بعضى از محققان آنان كه
طبابت اصیل كه انسان را » : ۱) در كتاب: (اصول تربیت پزشكى) مى نویسد
)Gosset ژرف اندیشن قرار گرفت، از جمله
در تمامیت وى تحت
مطالعه و درمان قرار م ىدهد را قبول ندارند و مایلند نوعى طبابت مادى و
قابل انداز هگیرى با ابعاد معینى وخلاصه طبابت كمّى را دنبال مى كنند و
اصولى را كه دكارت طرح كرده است در فرهنگ طبى وارد نمایند، زندگى افراد
رافداىقاطعیت و اشتباه علمى مى نمایند. این فدا كردن ب ىجا به ضرر بیمار و
صمیمیتى است كه باید بین بیمار و پزشك وجود داشته
باشد.
ادامه
مطلب
