نویسنده : mohammadhasan
تاریخ : شنبه ۶ دی۱۳۹۳

علاقه مندان به مباحث علوم انسانی اسلامی میتوانند شرح بی نظیر صحیفه سجادیه را ازلینک زیر مطالعه کنند.این کتاب شرحی استثنایی بر علوم انسانی در صحیفه است که واقعا خواندن آن گنجینه های علوم ناشناخته اهلبیت(ع) را بروی ما میگشاید:

http://www.binesheno.com/Files/books.php?idVeiw=2386&level=2&subid=2386

نویسنده : maryam
تاریخ : پنجشنبه ۳ اردیبهشت۱۳۹۴
اهميت پزشكي

در حوزه ي علوم بشري ، پزشكي ،سر آمد همه ي دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ي ساير علوم،

بهره وري انسان از مواهب زندگي است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسر نيست . از اين رو ، امام باقر (ع) مي فرمايد :

وَ اعلَم اِن‍ََّ‍ه لا ع‍‍ِلمَ كَطَلَبِ السَّلامه َ ، و لا سلامه كَسَلامَهِ القَلبِ.

بدان كه نه هيچ دانشي چون جستن سلامت است و نه هيچ سلامتي چون سلامت دل .

اين سخن ، به روشني نشان مي دهد كه از نگاه اسلام ، طب روان ، ارجمند تر از طب تن ، وطب تن ، ارزشمند تر از ساير علوم است . اين حديث نبوي نيز بدان معنا اشاره دارد كه مي فرمايد :

العِلم ُ عِلمانِ : عِلمُ الأديان ِ و عِلمُ الأَبدانِ .

دانش بردو گونه است :دانش دين ها و دانش بدن ها .

طبابت ، كار خداوند است

قرآن كريم ،از ابراهيم خليل (ع) نقل مي كند كه فرمود:

" وَ إذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِِ "

و چون بيمار شوم ، او ( خداوند) شفايم مي دهد .

اين سخن ، بدين معناست كه طبابت ، كار خداوند متعال است و طبيب واقعي اوست .

خداوند است كه خواص درماني را در داروها نهاد و در نظام آفرينش ، براي هر دردي دارويي آفريد و به انسان ، استعداد شناخت درد ها و داروها و چگونگي درمان آنها را عنايت كرد و بدين سان ، او را مظهر نام هاي "طبيب " و " شافي " خود، قرار داد ، چنان كه پيامبران الهي نيز ( براي درمان بيماري هاي جان )مظهر اين نام هاي مقدس هستند. امام علي (ع) در توصيف پيامبر خدا مي فرمايد:

طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّهِ ، قَدأحكَمَ مَراهِمَهُ ،واحمي مَواسِِِمَهُ ،يَضَعُ ذلِِكَ حَيثُ الحاجَةُ اِليهِ ، مِن قُلوبٍ عُميٍ ، وآذانٍ صُمًّ ، والسِنَةً بُكمٍ .مُتَتَبِّعٌ بِدَوائِهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ ، و مَواطُنَ الحَيرَةِ .

طبيبي بود كه طبابت بر بالين بيماران مي برد، مرهم را درست بر جايي كه بايد مي نهاد و آن جا كه بايسته بود، داغ مي نشاند . او اين همه را بدان جا مي رساند كه نيازمندش بود:دل هاي بي فروغ ،گوش هاي ناشنوا و زبان هاي ناگويا . با درمان خويش ،منزلگاه هاي بي خبري و جايگاه هاي سرگشتگي انسان را مي جست .

بنابراين ، از نگاه اسلام،طبيب و دارو خواه براي روح (جان / روان ) ، و خواه براي تن

( بدن / جسم ) ، تنها نقش يك واسطه را در نظام حكيمانه ي آفرينش ايفا مي كنند و درمان كننده ، فقط خداوند متعال است .

 

 -دانش نامه ي احاديث طبي

هرچند از نظر لغت و متون اسلامي ،"طب " ، شامل درمان بيماري هاي جسم وجان است و درمان كنندگان جسم هم مانند درمان كننده ي جان ،مظهر اسماي حسناي الهي هستند، و افزون براين ،" طب تن" و " طب روان " ، ارتباط بسيار نزديكي باهم دارند ( به گونه اي با تدبير رواني مي توان شماري از بيماري هاي جسماني را علاج كرد وبه عكس ، با درمان جسماني ، پاره اي از بيماري هاي رواني را مي توان درمان نمود)؛ اما طب تن و طب جان ، در نوشتارهاي اسلامي دو شود . بنابراين ،دانش نامه ي احاديث طبي ، تنها احاديثي را در خود جاي داده است كه در آنها بهداشت و يا درمان بيماري هاي جسمي مطرح شده است .موضوع مستقل اند. " طب روان " ، موضوع علم اخلاق است و اصطلاحاً به آن طب اطلاق نميگیرد.

 

-فصل يكم

-كم خوري

 -تشويق به كم خوري

پيامبر خدا(ص) : ساكنان يك خانه ،در اثر كم خوردن غذا، خانه ي شان نوراني مي گردد.

پيامبر خدا(ص) : هركس تسبيح گفتن او و به عظمت ياد كردن او از خداوند ،فراوان شود و خوراك وآشاميدن و خفتنش اندك گردد ،فرشتگان مشتاق او مي شوند.

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : زندگي را براي خوردن مخواه ؛ بلكه خوردن را براي زندگي بخواه .

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان -: عاقل رابايسته است كه به هنگام شيريني غذا،

تلخي دارو را نيز به ياد داشته باشد .

فايده هاي ظاهري كم خوري

الف – سلامت تن

پيامبر خدا(ص) : مادر همه ي داروها ، كم خوري است .

امام علي(ع) : كم خوري ، مانع بسياري از بيماري هاي جسم مي شود .

امام علي(ع) : خوراك را كم كن تا نا تن درستي ها را كم كني .

امام علي(ع) : هركس خوراكش كم باشد ،دردهايش نيز كم است .

امام علي(ع) : كم خوري ، مايه ي گرامي داشتن بيشتر خويش است وسلامت را بيشتر استمرار

مي بخشد .

امام علي(ع) : هركس در خوردن به كم بسنده كند ،سلامتيش بيشتر مي شود و انديشه اش به سامان مي رسد .

امام علي(ع) : سلامت تن ، از كمي غذا و كمي آب است .

امام رضا(ع) : اگر مردم در خوردن به كم بسنده مي داشتند ،بدن هايشان متعادل بود .

امام رضا(ع) : بدن ، به سان زمين پاك و آماده براي زراعت است كه اگر در آباداني و آبدهي بدان ، مراقبت شود ، به گونه اي كه آب ، نه فراوان تر از نياز بدان برسد تا آن را غرق كند و نه از اندازه كمتر باشد تا آن را به تشنگي گرفتار سازد ،آباداني اش استمرار مي يابد و خرمي اش فزوني

مي گيرد و كشتش بالندگي و بركت مي يابد ؛ اما اگر از آن غفلت شود ، به تباهي مي گرايد و علف هرز در آن مي رويد.

بدن ، چنين حكايتي دارد و تدبير در خوراك ونوشاك ، چنين است . پس سامان و سلامت مي يابد و عافيت در آن ، ريشه مي گستراند.

بنگر كه ... چه چيز با تو و با معده ات سازگار است و تنت با چه چيز نيرو مي گيرد و بدنت چه خوردني و نوشيدني اي را مي گوارد . همان را براي خويش مقرر بدار و خوراك خود گير .

ب –شادابي چهره

پيامبر خدا(ص) : برادرم عيسي ، از شهري گذر كرد كه در آن ، مرد وزني به يكديگر فرياد مي كشيدند . پرسيد : "شما را چه شده است ؟ ".

مرد گفت :اي پيامبر خدا! اين ، زن من است و او را مشكلي نيست . زني درستكار است ؛ اما دوست دارم از او جدا شوم .

گفت : " به هر حال ، به من بگوي كه او را چه مي شود ؟ ".

مرد گفت : بي آن كه كهن سال باشد ، چهره اش بي طراوت است .

گفت : " اي زن ! آيا دوست داري ديگر بار‌، چهره ات پر طراوت شود ؟ " .

زن گفت : آري .

به او گفت : " چون غذا مي خوري ، از سير شدن حذر كن ؛ زيرا اگر غذا بر سينه سنگيني كند و از اندازه افزون شود ، طراوت چهره از ميان مي رود " .

آن زن ، چنان كرد و ديگر بار، چهره اش طراوت يافت .

ج – طول عمر

لقمان : اگر خوراك انسان اندك باشد ، زياد زنده مي ماند .

فايده هاي باطني كم خوري

الف – صفاي انديشه

امام علي(ع): هركس خوراكش كم باشد ، انديشه اش صفا مي يابد .

ب – فروغ دل

پيامبر خدا(ص) :اگر كسي خوراك خود را كم كند ، درونش از نور ،سرشار مي گردد .

ج – رهايي از شيطان

پيامبر خدا0ص) :هركس ، ازاين خرسند مي شود كه خويش را از ابليس برهاند ، بايد گوشت و چربي خود را با كم خوري ، آب كند ؛ چرا كه از كم خوري ، حضور فرشتگان و فراوان انديشيدن در آنچه نزد خداوند است ، حاصل مي آيد .

پيامبر خدا(ص) : با كمي خوراك و نوشاك ، با نفس خويش جهاد كنيد تا فرشتگان بر شما سايه بگسترند و شيطان از شما بگريزد .

د – در آمدن به ملكوت آسمان ها

پيامبر خدا(ص) : پشمينه بپوشيد وميان بر بنديد و به گنجايش نيمه شكم بخوريد تا به ملكوت آسمانها در آييد .

پيامبرخدا(ص) : هركس كه شكمش پر باشد ، به ملكوت آسمان ها و زمين را ه نمي يابد.

ه – تقرب به درگاه خداوند

پيامبر خدا(ص) : كاستن از خوراك ،نزد خداوند، جايگاهي والا دارد.

پيامبر خدا(ص) : دوست داشتني ترين شما نزد خداوند ، كم خوراك ترين و سبك بدن ترين شماست .

امام صادق(ع) : نزديك ترين حالت بنده به خداوند ، هنگامي است كه شكم وي ، سبك باشد.

و – مجموعه اي از منافع كم خوري

پيامبر خدا(ص): هركس خوراكش اندك باشد ، تنش سلامت و دلش صفا مي يابد ؛ و هر كس خوراكش فراوان باشد ، تنش بيمار و دلش سخت مي گردد.

اما علي(ع) : بر شما باد ميانه روي در خوردني ها ؛ چرا كه اين كار ، از اسراف دورتر است ، مايه ي سلامت بيشتر تن مي گردد و در پرستش ،بيشتر ياري مي رساند.

مصباح الشريعه : در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : كم خوري ، در ميان هر طايفه اي ، ستوده است ؛زيرا منفعت باطن و ظاهر ، در آن است .

 

 -فصل دوم

 -پرهيز

 -معناي پرهيز

امام كاظم(ع) : پرهيز ، آن نيست كه چيزي را به كلي وابگذاري و هيچ نخوري ؛ بلكه ، پرهيز ، آن است كه از چيزي بخوري ، اما كم بخوري .

امام رضا(ع) : پرهيز از يك چيز، واگذاردن آن نيست . پرهيز از يك چيز ، تنها كم خوردن از آن است.

الفقه المنسوب للامام رضا : از عالم ( امام كاظم ) روايت مي كنم كه فرموده است : " سر آمد پرهيزها ، مدارا با بدن است " .

امام كاظم(ع): هيچ دارويي نيست كه دردي را بر نينگيزد ، و هيچ چيزي براي بدن ، سودمند تر از آن نيست كه جز از آنچه بدان نياز دارد ،دست بشويد.

الدعوات : روايت شده است كه : آنچه را از زيانش آگاهي يافته اي ، مخور و هوسخويش را بر آسايش بدن ، برمگزين .

تشويق به پرهيز

پيامبر خدا(ص): معده ، خانه ي همه ي دردهاست و پرهيز ، ريشه ي همه ي درمان ها .

پيامبر خدا(ص) :پرهيز ، سر آمد درمان ،و معده ، خانه ي درد است . هربدني را به همان كه بدان خو مي گيرد ، عادت دهيد.

امام علي(ع) : معده ، خانه دردهاست و پرهيز ، سرآمد درمان . هر بدني را به همان كه بدان خو

مي گيرد ، عادت دهيد . با پرخوري ، تن درستي اي نخواهد بود.

امام صادق(ع): - خطاب به طبيب هندي - : من برتر از آنچه تو همراه داري ، به همراه دارم ... آنچه را پيامبر خدا(ص) فرموده است ، به كار مي گيرم و مي دانم كه معده ، خانه ي همه ي دردها وپرهيز ، يگانه درمان است . نيز بدن را بر نچه بدان خو مي گيرد ، عادت مي دهم .

امام علي(ع) : هركس برسختي پرهيز صبر نكند ، ناتن درستي اش به درازا مي انجامد .

امام علي(ع) : پرهيز ، مايه ي درستي تن است .

امام علي(ع) :‌تن درستي ، جز با پرهيز ، به دست نمي آيد .

آنچه درباره ي مدت پرهيز بيمار ، روايت شده است

معاني الاخبار – از جعفر بن اسماعيل ، از مردي ، در گفتگو با امام صادق(ع) - : از ايشان پرسيدم : بيمار ، چند روز ، پرهيز داده مي شود :

فرمود :‌"‌يك دبق ".

من نمي دانستم دبق چيست . از همين روي ، در اين باره از ايشان پرسيدم .

فرمود :" ده روز " .

طب الائمة – به نقل از يعقوب بن يزيد ، از يكي از مردانش ف از امام صادق(ع) - :" پرهيز ، يازده دين است و از آن پس ، پرهيزي نيست " .

مؤلف طب الائمة گفته است :"دين " ، يك واژه ي رومي و به معناي " يازده روز"است .

اما صادق : پرهيز ، پس از هفت روز ، براي بيمار ، سودي ندارد.

اظهار نظر

با توجه به ضعف سند حديث اول و دوم ، تنها حديث قابل اعتماد در اين باب ، حديث سوم است . بنابراين ، تعارضي در ميان نخواهد بود . علامه ي مجلسي در ذيل حديث سوم ، چنين مي گويد :

" برخي از پزشكان ، اين حديث را ناظر به صورتي معنا كرده اند كه بيمار ، پس از هفت يا يازده روز ، بهبود مي يابد ؛ اما اين تفسير ،تفسيري دور است .

مي توان اين حديث را به معناي پرهيز سخت ، تفسير كرد و يا آن را ناظر به آب وهوا و مزاج هاي مردمان در مكان و زمان صدور حديث ،دانست ".

 

 -فصل سوم

 -گرسنگي كشيدن

 -تشويق به گرسنگي كشيدن

پيامبر خدا :والا جايگاه ترين شما نزد خداوند آن است كه بيش از همه گرسنگي مي كشد و بيش از همه مي انديشد ؛و منفور ترين شما نزد خداوند متعال ، هر پر خواب پر خور پر آشام است .

پيامبر خدا(ص) : خوشا به حال آنان كه شكم ، تهي مي دارند و گرسنگي مي كشند . آنان كساني اند كه در روز قيامت ، سير مي شوند.

پيامبر خدا(ص) :همدمان گرسنگي در اين سراي ، همدمان سيري در سراي ديگرند و منفور ترين مردم نزد خداوند ، پر خوران آكنده شكم اند.

امام علي(ع) : گرسنگي ، چه نيكو خورشي است .

تنبيه الخواطر : يكي از صحابه روايت كرده كه پيامبر(ص)  كه درود خداوند بر وي و خاندانش باد  فرموده است :" پيوسته كوبه ي در بهشت را بزنيد تا برايتان باز شود ". رواي مي گويد ، گفتم: چگونه پيوسته كوبه ي در بهشت را بزنيم ؟

فرمود :" با گرسنگي وتشنگي " .

فايده هاي جسمي گرسنگي كشيدن

الف – سلامت تن

پيامبر خدا(ص) :روزه بداريد تا تن درست بمانيد .

پيامبر خدا(ص) : خداوند به يكي از پيامبران بني اسرائيل وحي كرد كه :" به طايفهات خبربده هيچ بنده اي ، يك روز براي خوشنودي من روزه نمي گيرد ، مگر آن كه تن او را سالم مي دارم و او را پاداشي بزرگ مي دهم ".

امام علي(ع) : روزه ، يكي از دو طريق سلامت است .

امام علي(ع) : گرسنگي كشيدن ، سودمند ترين درمان است .

امام علي(ع) : گرسنگي وبيماري ، با هم گرد نمي آيند .

ب – خوش مزگي غذا

امام هادي(ع) : شب زنده داري ، خواب را شيرين تر مي كند و گرسنگي ، غذا را خوش مزگي

مي افزايد .

فايده هاي روحي گرسنگي كشيدن

الف – دامن در كشيدن از گناه

امام علي(ع) :‌گرسنگي كشيدن ، چه نيكو ياري اي براي پاك دامني است .

امام علي(ع) : گرسنگي كشيدن ، چه نيكو ياري دهنده اي براي سركشي نفس و شكستن عادت آن است .

امام علي(ع) :- در ديوان منسوب به ايشان - :

خود را گرسنه بدار كه گرسنگي ، از آثار پرهيزگاري است / آن كه زمان درازي را گرسنگي كشد ، سر انجام روزي ( روز قيامت ) سير خواهد شد .

ب – رهايي از شيطان

پيامبر خدا(ص) : شيطان در درون آدمي زاده به سان خون ، جريان مي يابد . گذرگاه هاي او را با گرسنگي ، تنگ كنيد .

ج – تقرب به درگاه خداوند

امام علي(ع) : - در حديث معراج - : پيامبر(ص) در شب معراج ، از پروردگار خود خواست و چنين گفت : پروردگارا ! مرا به كاري راه نماي كه با آن به تو نزديك شوم .

فرمود :" شبت را روز ، و روزت را شب بدار ".

پرسيد : پروردگارا! چگونه توان كرد ؟

فرمود :" خواب خويش را نماز ، و خوراك خود را گرسنگي قرار بده .

اي احمد ! به عزت و جلالم سوگند ، هيچ بنده اي برايم چهار چيز را تضمين نمي كند، مگر اين كه او را به بهشت در مي آورم : زبان فرو بندد و آن را جز بدانچه به وي مربوط است ، نگشايد؛ دل خويش را از وسواس حفظ كند ؛ آگاهي من از او واين را كه او در زير نگاه من است ، پاي بدارد ؛ و نور ديده اش ، در گرسنگي باشد .

اي احمد ! كاش ، شيريني : گرسنگي ، سكوت ، خلوت و آنچه را از آن به ارث برده اند ،‌

چشيده بودي ! ".

فرمود :" حكمت ، حفظ دل ، تقرب به خداوند ، اندوه دائم ، كم هزينگي براي مردم ، حقگويي ، و اهميت ندادن به اين كه در گشايش و آساني مي زيد يا در سختي و دشواري .

اي احمد ! آيا مي داني با كدام حالت و وقت ، بنده به من تقرب مي جويد ؟".

گفت :‌نه ، اي پروردگار !

فرمود : " آن هنگام كه گرسنه يا در حالت سجده باشد ".

د –  رسيدن به علم وحكمت.

پيامبر خدا(ص) : دل ،به هنگام تهي بودن درون ، بار حكم ، بر مي گيرد .

پيامبر خدا(ص): چون همدمان گرسنگي و تفكر را ديديد ، به آنان نزديك شويد ؛ چرا كه حكمت ، آنان را همراهي مي كند .

پيامبر خدا(ص) :خداوند مي فرمايد : : پنج چيز را در پنچ چيز نهادم ؛ اما مردم ، آنها را در پنج چيز ديگر مي جويند و نمي يابند : دانش را در گرسنگي و رنج و تلاش قرار دادم ، در حالي كه مردم آن را در سيري و آسايش مي جويند . در نتيجه آن را نمي يابند " .

عدهالداعي : خداوند متعال به داوود اين گونه وحي فرستاد :" اي داوود ! ... من دانش را در گرسنگي و رنج وتلاش نهاده ام ؛ اما آنان آن را در سيري و آسايش مي جويند و در نتيجه آن را نمي يابند ".

ه- ديدن خداوند با ديده ي دل

پيامبر خدا(ص) : جگر هاي خود را گرسنه وبدن هايتان را برهنه داريد ... ، شايد كه حق را با دل هايتان ببينيد .

عيسي(ع) : جگرهاي خود را گرسنه و تن هايتان را برهنه بداريد ، شايد كه دل هايتان ، خداوند را ببيند .

عيسي(ع) " – خطاب به حواريون - :اي همراهان هميشگي ! شكم هاي خويش را گرسنه ، جگرهاي خود را تشنه و تن هاي خويش را برهنه بداريد ، شايد كه دل هايتان ، خداوند را ببيند .

 

 -فصل چهارم

 -پرخوري

 -نكوهش پر خوري

امام صادق(ع) : پرخوري ، نا خوشايند است .

پيامبر خدا(ص9 : آدمي هيچ ظرفي را بدتر از شكم ، پر نكرده است . آدمي زاده را چند لقمه بسنده

مي كند كه كمرش را راست بدارد. اگر نفس آدمي بر او چيرگي يافت ، يك سوم معده براي خوراك ، يك سوم براي نوشاك و يك سوم براي نفس كشيدن خواهد بود .

پيامبر خدا(ص) : پس از من ،روشي جديد در جامع پديد خواهد آمد : مؤمن به اندازه ي يك معده

مي خورد و كافر به اندازه ي هفت معده .

پيامبر خدا(ص) : مؤمن ، به اندازه ي يك معده مي خورد و كافر ، به اندازه ي هفت معده مي خورد .

مسند ابن حنبل - به نقل از ابوبصره ي غفاري - : چون هجرت كردم ، به حضور پيامبر رسيدم . در آن زمان هنوز اسلام نياورده بودم . او برايم از گوسفندي كوچك اندام – كه هميشه براي خانواده اش از آن مي دوشيد – شير دوشيد .من شير را نوشيدم و چون آن شب را به صبح رساندم، اسلام آوردم .

آن شب خانواده پيامبر گفتند : امشب نيز گرسنه مي خوابيم ، چنان چه ديشب گرسنه خوابيديم !

پيامبر خدا در آن ديگر روز برايم گوسفندي دوشيد . شير آن را خوردم و سيراب شدم .

پيامبر خدا از من پرسيد : " آيا سيراب شدي ؟ "

گفتم ك اي پيامبر خدا ! سيراب شدم . پيش از اين ، هيچ وقت اين اندازه نه سير و نه سيراب شده بودم !

پيامبر فرمود :" كافر، به اندازه ي هفت معده مي خورد ومؤمن ، به اندازه ي يك معده مي خورد".

المستدرك : - به نقل از جعده - : از پيامبر خدا – چون مردي بسيار سير را ديد و با دست به شكم وي اشاره كرد – شنيدم كه فرمود : " اگر اين غذايي كه خورده در غير اين شكم قرار داشت براي وي بهتر بود " .

امام علي(ع) : پرخوري ، نشانه ي شكم بندگي است و شكم بندگي ، بدترين عيب هاست .

امام علي(ع) : - در حديث معراج - : خداوند متعال فرمود : " ... اي احمد ! دنيا و همدمانش را منفور بدار و آخرت و همدمانش را دوست بدار " .

گفت :‌پروردگارا ! همدمان دنيا چه كساني ، و همدمان آخرت ، چه كساني اند ؟

فرمود :‌" همدمان دنيا كساني اند كه خوردن ، خنديدن ، خفتن و خشم آوردنشان ، بسيار است".

نكوهش خوردن غذاهاي رنگارنگ

پيامبر خدا(ص) : كساني از امت من ، پديد خواهندآمد كه در آسايش ، زاده مي شوند و در آن ، تغذيه مي گردند، همت آنان ، گونه هاي خوراك و نوشاك است .و يكديگر را به زبان

مي ستايند . آنان ، بدهاي امت من هستند.

پيامبر خدا(ص) : مرداني از امت من خواهند بود كه غذاهاي رنگارنگ مي خورند ،نوشيدني هاي رنگارنگ مي نوشند ، جامعه هاي رنگارنگ مي پوشند و در سخن گفتن ، پر چانگي مي كنند . اينان ، بد هاي امت من هستند.

پيامبر خدا(ص) : بد ترين كسان امت من ، آناني هستند كه در رفاه ، زاده شده ودر آن ، تغذيه گرديده اند. آنان ، غذاهاي رنگارنگ مي خورند ، لباس رنگارنگ مي پوشند ، بر

مركب هاي گونه گون سوار مي شوند ودر سخن گفتن نيز پر چانگي مي كنند.

امام علي(ع) :غذا هاي رنگارنگ ، شكم را بزرگ و سرين را سست مي كند.

زيان هاي ظاهري پر خوري

الف-انواع ناتن درستي ها

امام علي(ع) :هر كس در دل خود ، درخت علاقه به انواع غذا ها را بكارد ، ميوه ي گونه هاي

ناتن درستي را مي چيند .

امام علي(ع) : اعتاد به سيري ، انواع درد ها را به همراه مي آورد .

امام علي(ع) : اند ك اند كساني كه به فراواني ، غذاي افزون بر نياز خورده باشند و

ناتن درستي ها همدمشان نشده باشد.

امام علي(ع) : سيري ، بيماري را افزون مي سازد .

امام علي(ع) : از اعتياد به سيري حذر كن ؛ چرا كه ناتن درستي ها را تحريك مي كند و

بيماري ها را بر مي انگيزد.

امام علي(ع) : اندك اند كساني كه غذا بسيار خورده با شند و بيمار نشده باشند .

امام علي(ع) : چه بسا خوردني كه مانع خوردن ها مي شود.

امام علي(ع) : هر بيماري اي از پر خوري است ، مگر تب، كه ناگاه به بدن در مي آيد .

ب- كاهش تن درستي

امام علي(ع) : هركس خوردنش بسيار شود ، تن درستي اش كاهش مي يابد و هزينه اش بر وي سنگين مي گردد .

امام علي(ع) : با پر خوري ، تن درستي اي نخواهد بود .

امام علي(ع) : تن درستي و پر خوري ، با هم گرد نمي آيند .

امام صادق(ع) : تباهي تن ، در فراواني خوراك است ؛ تباهي كشت ، در ارتكاب گناه ؛ و تباهي شناخت ،‌در واگذاردن صلوات بر برترين مردمان ،‌يعني پيامبر خدا

گند بويي

امام علي(ع) : بسيار خوردن ، گند بويي مي آورد .

زيان ها ي باطني پر خوري

الف – تباهي پاك دامني

پيامبر خدا(ص) : دل ترسو ، شكم سيري ناپذير و شهوت جنسي شديد ، چه بد همدستاني بر

ضد دين هستند.

امام علي(ع) : پر خوري ،يار مناسبي براي گناهان است .

امام علي(ع) :‌پر خوري ، پاك دامني را تباه مي كند .

اما علي(ع) :‌پرخوري ، سرمستي مي آورد و پاك دامني را تباه مي سازد .

امام علي(ع): پرخوري ، بدهمدمي براي پاك دامني است .

امام باقر(ع) : شكم ، چون پر شود ،‌سركشي مي آورد .

ب – تباهي نفس

پيامبر خدا(ص) : دل ها را با فراواني خوراك و نوشاك نميرانيد ؛ زيرا دل به سان كشت ، اگر آب زيادي بدان رسانده شود ، مي ميرد .

پيامبر خدا(ص) : از زيادي غذا بپرهيزيد ؛ چرا كه نشان قساوت بر دل مي نهد ، بدن را در فرمابري از خدا كند مي كند و اراده ها را از شنيدن اندرز ناشنوا مي سازد .

پيامبر خدا(ص) : هركس به پر خوردن و پر نوشيدن خو بگيرد ، سنگ دل مي شود.

امام علي(ع) : فراواني خواب و خوراك ، نفس را تباه مي كند و زيان مي آورد.

ج – پوشيده ماندن تيز هوشي

امام علي(ع) : هركس سيري اش افزون شود ،شكم سيري ،او را سنگين مي سازد و هر كس شكم سيري ، او را سنگين سازد ، ميان او و تيز هوشي ، پرده مي افتد .

امام علي(ع) : پرخوري ، با تيز هوشي سازگار نيست .

امام علي(ع) : پرخوري ، حجاب تيز هوشي مي شود.

امام علي(ع) :‌پرخوري و تيز هوشي ، با هم گرد نمي آيند .

د – ظلمت دل

پيامبر خدا(ص) : شكم ، سير مداريد ، كه نور معرفت در دل هايتان خاموش مي شود.

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : فراواني خوراك ، دل را مي ميراند ، چنان كه فراواني آب ، كشت را مي ميراند

امام علي(ع) : اگر شكم حتي از مباح پر شود ،‌دل از يافتن راه درست ، كور مي گردد.

ه – آشفتگي خواب ها

امام علي(ع) : از پر خوري بپرهيز ؛ زيرا هركس همدم آن شود ، ناتن درستي هايش افزون مي گردد و خواب هايش آشفته مي شود.

و – كمي عبادت

امام علي : پر خوري و انجام دادن كارهاي واجب ، در بر هم ، گرد نمي آيند .

امام علي(ع) : با وجود سه چيز ، در سه چيز ديگر ، طمع مبند ؛ با پرخوري در

شب زنده داري، با خفتن همه ي شب در نورانيت سيما ، و با همراهي با فاسقان در ايمن بودن از دنيا .

المحاسن – به نقل از حفص بن غياث ، از امام صادق – : " ابليس براي يحيي بن زكريا چهره آشكار ساخت و ناگاه يحيي ديد كه از هر چيزي بر او آويزه هايي است . از او پرسيد : اي ابليس ! اين آويزه ها چيست ؟

گفت : اينها ،هوس هايي است كه آدمي زاده را بدانها گرفتار ساخته ام .

پرسيد : آيا از اينها چيزي هم براي من هست ؟

گفت : شايد روزي سير شده باشي و در نتيجه ، اين سيري ، تو را از نماز و ياد خدا ، سنگين كرده باشد .

يحيي گفت :‌با خدا، عهد مي بندم كه هرگز شكم خويش را از خوراك ، پر نكنم .

ابليس هم گفت : با خدا وند ، عهد مي بندم كه هرگز مسلماني را اندرز ندهم ! " .

امام صاق(ع) سپس فرمود :‌" اي حفص ! جعفرو خاندان جعفر را با خدا اين عهد است كه هرگز براي دنيا كار نكنند ".

عيسي :‌اي زادگان اسرائيل ! فراوان مخوريد ؛ زيرا هركس زياد بخورد، فراوان نيز مي خوابد و هركس فراوان بخوابد ،‌نماز اندك مي گزارد و هركس نماز اندك بگزارد ، از غافلان شمرده مي شود.

حلية الاوليا ء – به نقل از وهيب بن ورد - :به ما خبر رسيده كه ابليس ناپاك ،براي يحيي بن زكزيا آشكار شد و به او گفت :‌مي خواهم تورا اندرزي بدم .

يحيي گفت :‌" دروغ مي گويي . تو خير مرا نمي خواهي ؛ اما به هر روي ، درباره ي

آدمي زاده به به من بگو ".

گفت :‌آنان نزد ما سه دسته اند :

دسته اي از آنان در برابر ما سخت ترين هستند.آهنگ يكي از آنان مي كنيمك و انتظار

مي كشيم تا او را بفريبيم و بر او توان يابيم .سپس به استغفار و توبه مي شتابد و همه ي چيزهايي را كه اوبه چنگ آورده ايم ،‌بر ما تباه مي سازد .ديگر بار ،به سراغ او مي رويم و اونيز ديگربار به سراغ آمرزش خواهي مي رود .نه از او نوميد مي شويم ونه كار خود را با او بر مي آوريم و از همين روي ،‌در رنجيم .

دسته ي ديگر ، در دستان ما ، گردكي را مي مانند كه در دست كودكان است . آنان را

بدان جا كه مي خواهيم ، مي افكنيم و آنان خود ، براي ما عهده دار خويش شده اند.

اما دسته ي ديگر ، همانند تو معصوم اند و ما هيچ خواسته اي درباره ي آنان توان نمي يابيم .

يحيي به او گفت : " بدين سان ، آيا درباره ي من به چيزي توانايي يافته اي ؟‌".

گفت : نه ، مگر يك بار : تو غذايي پيش روي نهاده بودي تا آن را بخوري . من پيوسته آن را نزد تو دوست داشتني ساختم ، تابيش از آنچه مي خواستي ، از آن خوردي . آن شب ، خفتي و بر خلاف هر شب ،‌براي نماز بر نخواستي .

يحيي به او گفت : " قطعاٌ از اين پس ، تا زنده ام ، هيچ گاه شكم از غذايي ، سير نمي كنم ".

ابليس هم گفت : قطعاٌ پس از تو ، هيچ گاه آدمي زاده ي ديگري را اندرز نمي دهم .

ز – دوري از خداوند

پيامبر خدا(ص) : گرسنگي ، نور حكمت است و سيري مايه ي دوري از خداوند .

پيامبر خدا(ص) : در پيشگاه خداوند ،‌هيچ چيز منفور تر از شكمي كه پر باشد ، نيست .

پيامبر خدا(ص) : منفور ترين شما در پيشگاه خداوند متعال ، هر پر خواب پر خور پر نوش است .

پيامبر خدا(ص) : خداوند آن را كه فراتر از سيري مي خورد ،‌آن را كه طاعت پروردگار خويش وا مي گذارد ،‌آن را كه سنت پيامبر وا مي نهد ، آن را كه به پيمان خويش پشت پا مي زند، آن را كه خاندان پيامبر را دشمن مي دارد و آن را كه همسايگان خويش را مي آزارد ، دشمن

مي دارد.

پيامبر خدا(ص) : يك بار جبرئيل ، در ساعت و روزي كه پيش تر در آن نمي آمد ، نزد من آمد.

به او گفتم : اي جبرئيل ! در ساعت و روزي نزد من آمده اي كه پيش تر نمي آمدي !مرا ترساندي!

گفت :‌" اي محمد ! درحالي كه خداوند ، همه ي گناهان پيشين و پسين تو را آمرزيده است ، چه چيزي تو را مي ترساند ؟". آن گاه گفت ‌:‌" پروردگارت تو را به چه چيز بر انگيخته است؟" . باز گفت :‌"‌پروردگارت تورا از پرستش بتان ،‌نوشيدن مي ، ناسزا گويي ، در گيري با مردمان ،‌و از چيزي ديگر كه به دنيا و آخرت مربوط شود ، باز مي دارد. پروردگارت به تو مي گويد :‌اي محمد ! هيچ چيز را به اندازه ي شكم پر ، منفور نداشتهام .

امام باقر(ع) : نزد خداوند ، هيچ چيز ي منفور تر از شكم پر نيست .

امام صادق(ع) : دور ترين مردمان از خداوند ، كسي است كه شكمش پر باشد .

امام صادق(ع) : خداوند پرخوري را دشمن مي دارد.

امام صادق(ع) : شكم با خوردن ،‌سركش مي شود . نزديك ترين حالت بنده به خداوند هنگامي است كه شكمش سبك باشد و دور ترين حالت بنده از خداوند نيز آن هنگام است كه شكمش پر باشد .

ح –گرسنگي در روز قيامت

پيامبر خدا(ص) : آن كه در دنيا از همه سير تر است ، در روز قيامت از همه بيشتر گرسنگي

مي كشد .

الكافي : پيامبر خدا(ص) فرمود ‌: " آن كه در دنيا بيشتر از ديگران پر خوري آروغ مي زند، در آخرت " – يا فرمود " در روز قيامت "- : از همه بيشتر گرسنگي مي كشد ".

امام علي(ع) :‌ابو جحيفه ، در حالي كه آروغ مي زد ، نزد پيامبر آمد . پيامبر فرمود :‌" جلوي آروغ خود را بگير . سير ترين مردم در دنيا ، گرسنه ترينشان در روز قيامت هستند " .

ابوجحيفه ، از آن پس تا هنگامي كه به ديدار پروردگار شتافت ، هيچ گاه شكم خويش را پر نكرد .

الامالي – به نقل از عطيه بن عامر جهني - :‌از سلمان فارسي ، در حالي كه او را به غذا خوردن واداشته بودند ، شنيدم كه گفت :‌ مرا بس است ! از پيامبر خدا شنيدم كه مي فرمود :‌ "سير ترين مردم در دنيا ، گرسنه ترين آنان در آخرت هستند . اي سلمان ! دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ".

امام صادق(ع) : پيامبر خدا(ص) ، صداي آروغ مردي را شنيد . فرمود :‌" اي بنده ي خدا ! آروغت را كوتاه كن ؛ زيرا كساني كه در روز قيامت ،‌بيشترين گرسنگي را مي كشند ، آناني هستند كه در دنيا سير ترين مردم بوده اند " .

مجموعه اي از زيان هاي پرخوري

پيامبر خدا(ص) :از شكم سيري حذر كنيد ؛ چرا كه مايه ي : تباهي تن ، به بار آمدن بيماري و سستي در عبادت است .

اما علي(ع) : از شكم سيري حذر كنيد ؛ چرا كه؛ مايه ي : قساوت دل ، سستي در نماز و تباهي تن است .

امام علي(ع) : - در حكمت هاي منسوب به ايشان - : هر كه سير شود ، در همان دم ، سه كيفر

( مجازات ) مي بيند : بر قلب او پرده افكنده مي شود ، بر چشمش خواب آلودگي مي افتد و بر بدنش سستي چيره مي گردد .

لقمان - خطاب به پسرش - : پسرم ! اگر معده پر شود ، انديشه خواب مي رود ، حكمت لال

مي شود واندام ها از عبادت فرو مي نشينند .

مصباح الشريعه – در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : بسيار خفتن ، از نوشيدن بسيار ، و بسيار نوشيدن ، از سيري فراوان ، زاده مي شود و اين دو ، انسان را نسبت به فرمانبرداري از خدا سنگين مي كنند و دل را سخت تر از آن مي كنند كه تفكر وخضوع داشته باشد .

مصباح الشريعه – در حديثي كه به امام صادق منسوب است - : براي دل مؤمن ، هيچ چيز ي زيانبار تر از پرخوري نيست و آن ، دو چيز را پديد مي آورد :‌سنگ دلي و برانگيختن شوت .

زيان هاي خوردن پس از سيري

پيامبر خدا : خوردن پس از سيري پيسي مي آورد .

الدعوات : روايت شده كه وارد ساختن غذا به معده ، در حالي كه در آن غذايي ديگر وجود دارد ، درد بي درمان است .

 

 -فصل پنجم

 -آدا ب غذا خوردن

 -شستن دست ها پيش وپس از غذا

پيامبر خدا : شستن دست ها پيش و پس از غذا ، شفايي براي تن و مايه ي بركت در

روزي است .

پيامبر خدا(ص) :‌شستن دست ها پيش از غذا ، فقر را دور مي كند و شستن دست ها پس از غذا ، اندوه را مي راند و چشم را سلامت مي دهد .

الأمالي – به نقل از هشام بن سالم ، از امام صادق ، از پدرانش- : پيامبر خدا فرمود :

" هركس از اين خرسند مي شود كه خير وبركت خانه اش بسيار باشد ، در هنگام آورده شدن غذا وضو بسازد ؛ و هركس پيش و پس از غذا وضو بسازد ، در گشايش روزي بزيد و از هر بلايي در تن خويش ، بركنار باشد ".

هشام بن سالم گفت : امام صادق به من فرمود : " اي هشام بن سالم ! مقصود از وضو در اين جا ، شستن دست ها پيش و پس از غذاست " .

پيامبر خدا(ص): هركس كه بخوابد و بر دستانش بوي گوشت مانده باشد ، جز خويش را نكوهش نكند.

پيامبر خدا(ص) : اگر كسي از شما در حالي خوابيد كه در دستانش بوي گوشت بود و آن را نشست و آن گاه عارضه اي بر وي رسيد ، مباد جز خويش را نكوهش كند .

پيامبر خدا(ص) : هرگاه كسي از شما غذايي مي خورد ، چربي گوشت را از دستان خويش بشويد .

پيامبر خدا(ص) : هرگاه كسي از شما غذايي مي خورد ، چربي گوشت را از دست خود بشويد تا كساني را كه با آنان برخورد مي كند ، نيازارد .

كنز العمال – به نقل از ابن عباس : - روزي ، پيامبر(ص) نماز مي گزارد . در آن هنگام ، از مردي بوي گوشت حس كرد . چون نماز را به پايان برد، به او فرمود : " چرا بوي گوشت را از خود نشسته اي؟".

دعائم الاسلام : پيامبر خدا به شستن دستان پس از غذا امر كرد و فرمود : " شيطان ، اين چربي باقي مانده را بو مي كشد " .

پيامبر خدا(ص) : چربي غذا را از دستان كودكان خود بشوييد ؛ چرا كه شيطان ، اين چربي باقيمانده را بو مي كشد و كودك در خواب از او مي ترسد و دو فرشته ي كاتب اعمال نيز آزار مي بينند .

امام علي(ع) : شستن دست ها پيش و پس از غذا ، موجب فزون شدن عمر است وسبب زدودن چربي از جامه هاست و ديده را نيز جلا مي دهد .

امام علي(ع) : بركت غذا : وضو ساختن ( شستن دست ها ) پيش و پس از آن است . شيطان ، بسيار علاقمند به چربي گوشت است . هرگاه كسي از شما به بستر مي رود ، بايد كه بوي چربي گوشت را از دستان خويش بشويد .

امام صادق(ع) : دست هايتان را پيش و پس از غذا بشوييد ؛ چرا كه فقر را مي برد و بر عمر مي افزايد.

الكافي – به نقل از سليمان جعفري - : امام كاظم(ع) فرمود :‌" شايد سفره اي بگسترند و در اين ميان ، يكي بخواهد دست خود را بشويد . مناسب است ميزبان جهت آسودگي خاطر ميهمانان بگويد :‌هركس دستانش تميز است ، اشكال ندارد بدون شستن دستان ، غذا بخورد " .

گذاردن سبزي در سفره

پيامبر خدا(ص) : سفره هايتان را به سبزي آذين كنيد ؛ زيرا آن ، همراه با گفتن بسم الله ، شيطان را مي راند .

امام صادق(ع) : هر چيز را زيوري است و زيور سفره ،‌سبزي است .

الكافي – به نقل از حنان - : با امام صادق(ع) بر سفره اي نشسته بودم . ايشان دست به سوي سبزي دراز كرد ، در حالي كه من به دليل بيماري اي كه داشتم ، از آن پرهيز نمودم .

امام به من رو كرد و فرمود :‌" اي حنان ! مگر نمي داني نزد امير المؤمنان هيچ طبقي آورده نمي شد ، مگر اين كه سبزي هم داشت ؟

گفتم : فدايت شوم ! چرا ؟

فرمود :‌" زيرا دل هاي مؤمنان ، سبز است و به همانند خويش ، ميل دارد " .

الكافي – به نقل از موفق مديني ، از پدرش - : روزي ، امام كاظم(ع) در پي من فرستاد و مرا براي غذا خوردن نزد خود نگه داشت . چون سفره آوردند ، در آن سبزي نبود . امام دست بداشت و سپس به غلام فرمود : " مگر نمي داني كه من از سفره اي كه در آن سبزي نباشد، نمي خورم ؟ برايم سيزي بياور " .

آن غلام رفت و سيزي آوردو بر سر سفره نهاد . پس ، امام دست به سفره گشود و خورد.

در آوردن كفش ها

پيامبر خدا(ص) : به هنگام غذا ، كفش هايتان را در آوريد ؛ چرا كه اين ، رفتاري زيباست .

پيامبر خدا(ص) :‌چون غذا نهاده مي شود ، كفش هاي خويش را در آوريد ؛ زيرا اين كار ، موجب آسايش بيشتر پاهايتان است .

پيامبر خدا(ص) : چون غذاي كسي را نزد وي آوردند و كفش به پا داشت ،كفش را از پاي در آورد ؛ چرا كه اين كار ، موجب آسايش بيشتر پاهاست و آن ، از سنت پيامبر است .

بر زبان آوردن نام خدا

پيامبر خدا(ص) : هر غذايي كه بر آن نام خدا برده نشود ، درد است و هيچ بركتي در آن نيست .

امام علي(ع) در سفارش هاي خود به كميل - : به گاه غذا خوردن ؛از آن كسي نام ببر كه با وجود نام او ، ديگر هيچ دردي زيان نمي رساند و نامش ، شفاي همه ي بيماري ها و

نا تن درستي هاست .

امام علي(ع)  خطاب به فرزند خويش امام حسن - : فرزندم ! هيچ لقمه ي سرد و گرمي را مخور و هيچ جرعه ي كم و زيادي را منوش ، مگر آن كه پيش از خوردن و نوشيدن بگويي:

" خداوندا ! من در خوردن و نوشيدن خويش ، سلامت از درد و رنج آن و توان يابي با آن براي :‌انجام دادن طاعت ، ياد آوردن و سپاس گزاري تو ، تا زماني كه اين خورده و نوشيده را در بدنم باقي مي گذاري ، مي خواهم و نيز مي خواهم كه با نيرويي كه از اين به من

مي دهي ، مرا به پرستش خويش بر انگيزي و نيكو پرهيز كردن از نافرماني ات را به من الهام فرمايي "‌.

اگر اين كار را كردي ، از درد و رنج و از گزندهاي احتمالي آن ، در امان مي ماني .

امام صادق(ع) : امير مؤمنان فرمود :‌"‌براي كسي كه بر غذاي خود نام خدا ببرد ،ضمانت

مي كنم كه از آن غذا ، به هيچ درد و رنجي گرفتار نمي شود " .

ابن كوا – كه اين را شنيد – پرسيد : اي اميرمؤمنان ! من ديروز غذايي خوردم و نام خدا را نيز به گاه خوردن آن بردم ؛ اما آن مرا آزار داد !

فرمود :‌" اي نادان ! شايد كه چند گونه غذا خورده اي ، وبر برخي گونه ها نام خدا برده و بر برخي ديگر نام خدا نبرده اي " .

امام صادق(ع) به نقل از پدرانش- :امير مؤمنان فرمود :‌" هيچ گاه به بدگواري ،مبتلا نشده ام"

پرسيدند :‌چرا ؟

فرمود : " زيرا هيچ لقمه اي به سوي دهان نبرده ام ، مگر اين كه نام خدا را بر آن ،ياد

كرده ام ".

المحاسن – به نقل از مسمع بن عبدالملك - : به امام صادق(ع) گفتم : من گاه ، احساس بدگواري مي كنم .

فرمود :‌"آيا نام خدا مي بري ؟ ".

گفتم :بسم الله هم گفته ام !

فرمود :‌"شايد غذاهاي گوناگون مي خوري ؟ ".

گفتم :‌آري .

فرمود :‌" براي هرگونه ، بسم الله مي گويي ؟ ".

گفتم : نه .

فرمود :‌" از همين جاست كه به بدگواري ، گرفتار مي شوي " .

الكافي – به نقل از مسمع - : نزد امام صادق ، از اين كه پس از خوردن غذا از آن آزار

مي بينم ، اظهار ناراحتي كردم .

فرمود ‌:‌"‌بسم الله نمي گويي ؟‌"

گفتم :‌بسم الله هم مي گويم ؛ اما غذا مرا آزار مي دهد !

فرمود :‌"‌آيا هنگامي كه با سخن گفتن ، رشته ي آن بسم الله پيشين را مي گسلي و سپس ديگر بار به غذا ادامه مي دهي ، دوباره نام خدا را مي بري ؟‌".

گفتم : نه .

فرمود :‌"‌از همين جاست كه غذا به تو زيان مي رساند . زنهار كه اگر به گاه ادامه دادن به غذا ،ديگر بار نام خدا را مي بردي ، غذا تو را زيان نمي رساند "‌.

امام علي(ع) :‌هركس كه مي خواهدغذايي او را آزار ندهد ، تا گرسنه نشده ،چيزي نخورد و

آن گاه هم خواست بخورد ، بگويد :‌"‌بسم الله و بالله ".

خوردن با دست راست

مسند ابن حنبل – به نقل از عايشه – : پيامبر خدا دست راست را به خوردن و بر آوردن نيازهاي ديگر خويش اختصاص داده و دست چپ را به زدودن آلودگي از مقعد و آنچه در آن ناحيه است ، واگذارده بود .

المعجم الكبير – به نقل از عمر بن ابي سلمه - : به روزگار كودكي خويش ،در دامن پيامبر خدا بودم و دستانم در سيني غذا مي لغزيد . پيامبر خدا(ص) به من فرمود : " اي نوباوه ! بسم اللله بگو ، با دست راست بخور و از آنچه پيش خودت هست ، بخور ".

از آن پس ، شيوه ي خوردن من همواره همين بود .

آغاز كردن غذا با نمك و به پايان بردن آن با نمك يا سركه

پيامبر خدا(ص) : هركس غذاي خود را با نمك آغاز كند و با نمك به پايان ببرد ، از هفتاد و دو درد- كه جذام وبرص ( پيسي ) از آن جمله اند – در امان مي ماند .

امام علي(ع) : غذاي خود را با نمك آغاز كنيد . اگر مردم آنچه را در نمك هست مي دانستند ،‌آن را بر ترياق تجربه شده بر مي گزيدند .

هركس غذاي خود را با نمك آغاز كند ، هفتاد درد و نيز ديگر دردهايي كه فقط خداوند از آنها آگاه است ، از او مي رود .

امام باقر : خداوند به موسي بن عمران وحي كرد كه : " به طايفه ات بفرماي كه غذاي خود را با نمك آغاز كنند و با نمك به پايان ببرند ، و گرنه جز خويش را نكوهش نكنند " .

امام صادق(ع) : بني اسرائيل غذا را با سركه آغاز مي كردند و با آن نيز به پايان مي بردند ؛ ولي ما با نمك آغاز مي كنيم و با سركه به پايان مي بريم .

امام كاظم(ع) : سفره اي كه در آن نمك نباشد ، بي بركت است . آغاز كردن غذا با نمك ، براي تن درستي ، بهتر است .

خوردن غذا به هنگام گرسنگي و اشتها

پيامبر خدا(ص) : خوردن بدون گرسنگي و خوابيدن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب ، نزد خداوند ، گناهي سهمگين است .

پيامبر خدا(ص) : سه چيز ،‌ موجب خشم خداوند متعال است : خوردن بدون احساس گرسنگي ، خفتن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب ، و خنديدن بدون شگفتي .

امام علي(ع) :‌هركس مي خواهد هيج غذايي به او زيان نرساند ، تنها هنگامي غذا بخورد كه گرسنه شده و معده ي او از خوراك پيشين ، پاك شده باشد .

امام صادق(ع) در سفارش هايي به عنوان بصري - : تو را به نه چيز سفارش مي كنم و اين سفارش، سفارش من به همه ي كساني است كه جوياي راهي به سوي خداوند متعال هستند ، و از خداوند مي خواهم كه تو ر ا در به كار بستن اين سفارش ها توفيق دهد . سه تا از اين توصيه ها در تربيت نفس است ...

اما آنها كه در تربيت نفس است : از اين حذر كن كه آنچه را اشتها نداري ، بخوري ، چرا كه اين كار ، كودني و نا بخردي مي آورد . جز به گاه گرسنگي مخور ، و چون خواستي بخوري ، حلال بخور و نام خدا را بر زبان بياور .

عيسي – در اندرزهايش - : اي زادگان اسرائيل ! مخوريد ، تا آن هنگام كه گرسنه شويد . چون گرسنه شديد ، بخوريد ، ولي سير نخوريد ؛ چرا كه اگر سير شويد ، گردن هايتان ستبر مي شود ، پهلوهايتان چاق مي گردد و پروردگارتان را از ياد مي بريد .

آغاز كردن با سبك ترين غذا

امام رضا(ع) : غذاي خود را با سبك ترين غذايي كه بدنت را به اندازه ي عادتت و بر حسب اقامتگاه و فعاليت ها و زمانه ات تغذيه مي كند ، آغاز كن .

خوردن غذاي گرم ، پيش از سرد شدن

پيامبر خدا(ص) : گرمي غذا ، بركت دارد .

المحاسن – به نقل از مرازم - : امام صادق براي ما غذايي گرم فرستاد و فرمود : " پيش از آن كه سرد شود ،بخوريد ؛ چرا كه اين ، خوش تر است " .

برداشتن لقمه هاي كوچك و جويدن كامل غذا

پيامبر خدا(ص) در بيان آداب غذا خوردن - :‌اما آداب آن ، كوچك كردن لقمه و جويدن كامل است .

امام حسن(ع) : درباره ي سفره ، دوازده نكته است و بر هر مسلماني لازم است كه آنها را بداند .از آنها ، چهار چيز ، واجب ، چهار چيز مستحب ، و چهار چيز ، جزو آداب است . اما آنچه از آداب است ، عبارت است از : خوردن از آنچه پيش خود تواست ؛ كوچك كردن لقمه؛ خوب جويدن ؛ و كمتر نگريستن به چهره ي مردم .

دست كشيدن از غذا پيش از سيري

پيامبر خدا :(ص) زماني بخور كه ميل به خوردن داري و در حالي خوردن را واگذار كه هنوز اشتهايت هست.

امام علي(ع) : هركس مي خواهد هيچ غذايي به او زيان نرساند ، تنها هنگامي غذا بخورد كه گرسنه شده و معده ي او از خوراك پيشين ، پاك شده باشد . پس چون خواست بخورد ، نام خدارا بر زبان آورد ،خوب غذا را بجود و در حالي از غذا خوردن دست بكشد كه هنوز ميل به خوردن دارد و به آن ، احساس نياز مي كند .

امام علي(ع) در سفارش به كميل بن زياد - :اي كميل ! مبادا خوراكي ، معده ات را سنگين كند. در آن ، جايي براي آب و جايي براي هوا وا گذار و هنگامي كه هنوز ميل به خوردن داري ، از غذا خوردن دست بكش ، كه اگر چنين كني ، غذا را گوارا خواهي يافت ؛ چرا كه تن درستي ، از كم خوردن و كم آشاميدن است .

امام رضا : هركس غذاي افزون از اندازه بخورد ، اين غذا او را سودي نمي رساند ، و هركس به اندازه (‌نه بيشتر و نه كمتر‌) بردارد ،‌اين غذا او را تغذيه مي كند و سود مي رساند. آب نيز چنين است . روش پسنديده براي تو ، آن است كه از هريك از انواع غذا ، درفصل ويژه ي آن ، بهره بگيري .

در حالي كه هنوز مقداري ميل داري ،از غذا دست بكش ؛ چرا كه اين كار ، به خواست خداوند ، براي بدن سلامت آور تر ، براي عقل ذكاوت بخش تر ، و براي خود انسان مايه ي سبكي افزون تر است .

دست كشيدن بر چهره و دعا كردن پس از شستن دست ها

پيامبر خدا : چون پس از غذا خوردن ، دست خويش را شستي ،پيش از اينكه آن را با دستمال، خشك كني ،‌بر صورت و چشمانت نيز دست بكش و بگو :

" خداوندا ! من از تو آراستگي و دوستي مسئلت دارم و از دشمني و كينه ورزي ، به تو پناه مي جويم "‌.

مكارم الخلاق : پيامبر خدا : چون پس از غذا ، شستن دست را به پايان مي برد ، با

باقي مانده ي آب كه بر دستانش بود ، بر صورت خويش دست مي كشيد و سپس مي گفت :

" ستايش ، خدايي را كه ما را راه نمود و خوردني و نوشيدني داد و به ما هر نعمت نيكويي عنايت كرد " .

الكافي – به نقل از مفضل - : بر امام صادق(ع) وارد شدم و نزد او از چشم درد ، اظهار ناراحتي كردم . به من فرمود :‌" آيا نكته اي تازه مي خواهي ؟ " .

سپس به من فرمود :‌" چون پس از غذا خوردن ،دست خويش را شستي ، بر ابروهايت دست بكش و سه بار بگو :‌" سپاس ،‌خداوند نيكوكار زيبا كردار بهره رسان فضيلت بخش را " .

من اين كار را انجام دادم و از آن پس ، چشمانم درد نگرفت . سپاس ، خداوند جهانيان راست.

امام صادق(ع) : دست كشيدن بر چهره پس از وضو ،‌كنجدك ( كك مك ) را از ميان مي برد و روزي را افزون مي كند .

امام صادق(ع) :‌چون پس از غذا دستانت را شستي ، با باقي مانده ي آب ، دستي بر چشمان خود بكش ؛چراكه مايه ي ايمني از چشم درد است .

كشف الغمة – به نقل از جميل بن دراج - : نزد امام صادق(ع) بودم . بكير بن اعين ، در حالي كه چشم درد داشت ، وارد شد . امام به او گفت : "انسان زيرك هم چشم درد مي كشد ؟‌" .

كسي پرسيد :‌چه كند ؟

فرمود :‌" هنگامي كه چربي را از دستان خود شست ، دستي بر چشمانش بكشد " .

من اين كار را انجام دادم و چشم درد نديدم .

به پشت دراز كشيدن پس از غذا

امام صادق(ع) : دراز كشيدن پس از غذا ، بدن را چاق مي كند ، غذا را هضم مي نمايد و درد را از درون انسان بيرون مي كشد .

امام رضا(ع) : هرگاه چيزي خوردي ، به پشت دراز بكش و پاي چپ بگذار .

المحاسن – به نقل از احمد بن محمد ابي نصر، از راوي ديگر - :‌امام رضا را ديدم كه چون غذا مي خورد ، به پشت دراز مي كشيد وپاي راست خود را روي پاي چپ مي انداخت .

پرهيز از زياده روي

پيامبر خدا(ص) :‌يكي از انواع زياده روي ، اين است كه هر آنچه را دوست داري ، بخوري .

امام علي(ع)  در پاسخ اين پرسش كه :‌‌‌" آيا در قرآن ، همه ي دانش ها بجز دانش طب

هست ؟ " - : زنهار ! در قرآن ، آيه اي هست كه همه ي طب را يكجا در خود گرد آورده است :‌*بخوريد وبياشاميد ؛ ولي زياده روي نكنيد *.

 -پرهيز از دميدن در غذا

امام علي(ع) :‌درباره ي آنچه پيامبر نهي فرموده است - : از اين نهي كرده كه در غذا يا نوشيدني بدمند .

امام علي(ع) :‌نبايد كسي بر محل سجده خود و نه در غذاي خود و نه در آنچه مي نوشد ،‌بدمد .

پرهيز از خوردن با دست چپ

صحيح مسلم – به نقل از جابر بن عبدالله سلمي – :‌پيامبر خدا ، از اين كه كسي با دست چپ چيزي بخورد ، نهي فرمود .

پيامبر خدا :‌خوردن با دست چپ ، از نافرهيختگي است .

الكافي – به نقل از سماعه – در گفتگو با امام صادق - :‌از ايشان درباره ي اين كه كسي با دست چپ بخورد يا بياشامد ، پرسيدم .

فرمود :‌"‌مباد كسي با دست چپ بخورد يا بياشامد و يا با آن چيزي را بر دارد".

پيامبر خدا(ص) : هركس با دست چپ بخورد ،شيطان نيز همراه با او مي خورد و هر كس با دست چپ بنوشد ، شيطان نيز همراه با او مي نوشد .

پيامبر خدا(ص) :‌با دست چپ نخوريد ؛ چرا كه شيطان با دست چپ مي خورد .

پرهيز از خوردن پس از سيري

پيامبر خدا(ص) – خطاب به علي (ع ) - :‌اي علي ! چهار چيز ، هدر مي رود : خوردن پس از سيري ، افروختن چراغ در شب مهتابي ، كاشتن در شوره زار و نيكي كردن به كسي كه شايسته ي آن نيست .

امام صادق(ع) :چهار چيز ، هدر مي رود :‌بذر در شوره زار ، چراغ در شب مهتابي ، خوردن پس از سيري و نيكي به كسي كه شايسته ي آن نيست .

امام صادق(ع) : در سه چيز ، ناخشنودي خداوند است :‌خفتن بدون بيداري كشيدن و احساس نياز به خواب كردن ، خنديدن بدون شگفتي و خوردن پس از سيري .

پرهيز از خوردن غذاي داغ

پيامبر خدا(ص) : از غذاي داغ حذر كنيد ؛چرا كه بركت را از ميان مي برد ، و بر شما باد غذاي سرد ؛ چرا كه گواراتر و پر بركت تر است .

پيامبر خدا(ص) :‌غذايتان را سرد كنيد تا در آن به شما بركت داده شود .

پيامبر خدا(ص) : عذاي داغ را سرد كنيد ؛ چرا كه غذاي داغ ، بي بركت است .

پيامبر خدا(ص) :‌غذايتان را سرد كنيد ، زيرا آن پر بركت تر است .

شعب الايمان – به نقل از صهيب - :‌پيامبر خدا از خوردن غذاي داغ ، تا هنگامي كه داغي آن فرو نشيند ، نهي فرمود .

امام علي(ع) :‌ غذاي داغ را بگذاريد تا سرد شود ؛ چرا كه نزد پيامبر خدا غذايي داغ آوردند و ايشان فرمود :‌"‌آن را بگذاريد تا سرد شود . چنين نيست كه خداوند آتش را خوراكمان كرده باشد و نيز بركت ، در غذاي سرد است .

امام صادق(ع) : براي پيامبر غذايي بسيار داغ آوردند . فرمود :‌‌" چنين نيست كه خداوند ،آتش را خوراكمان كرده باشد . آن را در جايي بگذاريد تا سرد شود و جوشش آن ، آرام بگيرد ؛ چرا كه غذاي داغ ، بركت ندارد و شيطان را در آن بهره اي است " .

المحاسن – به نقل از عائذ بن حبيب - : نزد امام صادق بوديم . برايمان تريدي آوردند .

دستان خود رابه سوي آن دراز كرديم و ديديم كه داغ است . در اين هنگام ،امام صادق فرمود :‌"‌ ما از خوردن آتش ، نهي شده ايم . دست بداريد ؛ چرا كه بركت در سرد شدن آن است " .

پرهيز از خفتن ،‌بلافاصله پس از خوردن غذا

پيامبر خدا :‌غذايتان را با ياد خدا و نماز ، ذوب (هضم ) كنيد و بر آن مخوابيد ، كه دل هايتان سخت مي شود .

رهنمون هاي اسلام درباره ي خوردن

رعايت دستورهاي بهداشتي در خوردن وآشاميدن ، يكي از مهم ترين عوامل سلامت ، شادابي و طول عمر است . اگر مردم بدانند كه چه بايد بخورند ، چه اندازه بخورند و چگونه بخورند و نيز دانسته ي خود رابه كار ببندند ، بي ترديد ، بيشتر بيماري ها از جامعه ي بشري رخت بر خواهد بست و انسان ها لذت و طراوت زندگي را خواهند چشيد .

نخستين نكته براي رعايت دستورهاي بهداشتي درباره ي خوردن ، توجه به اين حقيقت است كه در نظلم آفرينش ،‌"‌خوردن " ، ابزاري براي زندگي است ، نه آن كه زندگي ، ابزاري براي خوردن ؛ چنان كه در حكمتي منسوب به امام علي آمده است :‌

زندگي را براي خوردن مخواه ؛‌ بلكه خوردن را براي زندگي بخواه .

بسياري از مردم – اگر نگوييم بيشتر آنان – سلامت ،‌شادابي و زندگي خود را فداي شكم خود مي كنند . از اين رو ، هيچ گاه به فكر اين نيستند كه چه بخورند ؛‌چگونه بخورند و چه اندازه بخورند . پس ،‌هرچه رامزه ي بهتري دارد ،‌به هر اندازه كه ميل دارند و به هرشكلي كه پيش بيايد ، مصرف مي كنند و بدين سان ، گرفتار انواع بيماري ها مي شوند ، چنان كه امام علي مي فرمايد :

هركس در دل خود ، درخت علاقه به انواع غذاها را بكارد ، ميوه ي گونه هاي ناتن درستي را مي چيند .

رهنمود هاي اسلام در اين زمينه ، فوق العاده مهم و ارزشمند و با در نظر گرفتن عصر صدور آنها ، معجزه ي علمي پيشوايان دين ،‌محسوب مي شوند . در اين باره ، توجه به دونكته ، داراي اهميت است :

1- رهنمودهاي اسلام درباره ي خوردن ، تنها سلامت جسم را تضمين نمي كنند ؛ بلكه

تضمين كننده ي سلامت هم جسم و هم جان انسان هستند .

2- از آن جا كه عقل وعلم ،‌بر همه ي راز هاي آفرينش احاطه ندارند ،‌چه بسا حكمت برخي از رهنمودهاي اسلام براي دانش امروز ،مجهول باشد ؛ ولي بي ترديد ،‌اين ، به معناي بي دليل بودن آن رهنمود ها نيست ، چنان كه فلسفه ي شماري از احكام اسلام ، در گذشته مجهول بود و امروزه علم به راز آنها پي برده است .

و اينك ، اشاره اي كوتاه به آن رهنمود ها :

يك . مهم ترين رهنمود

نخستين و مهم ترين رهنمود اسلام درباره ي مواد غذايي مورد مصرف ، اين است كه حلال باشد ، بدين معنا كه :

اولا ً :آنچه انسان مصرف مي كند ، بايد از راه مشروع ، تهيه شده باشد . غذايي كه از راه نامشروع و تجاوز به حقوق ديگران تهيه گردد ، هرچند ممكن است براي سلامت جسم ،‌ضرر نداشته باشد ؛ اما بي ترديد براي سلامت روان ،‌زيانبار است .

ثانياً : غذاي انسان بايد از " طيبات ( آنچه پاك است )‌" تهيه شده باشد . براساس اين رهنمود،‌انسان نبايد غذاهايي را كه طبع توده ي مردم ، از آن نفرت دارد ، يا اسلام ، خوردن آن را ممنوع دانسته مصرف كند ، هر چند كه تجاوز به حقوق ديگران نباشد .

ثالثاً‌: غذا براي كسي كه مصرف كننده است ، نبايد زيانبار باشد . توضيح ، اين كه : ممكن است غذايي ، براي يك نفر مفيدباشد ؛ اما براي ديگري ، به دليل آن كه بينار است ،زيانبار باشد .

رابعاً‌:‌غذا براي جان و يا جامعه نبايد مفسده داشته باشد .توضيح ، اين كه : ممكن است غذايي حلال باشد و براي جسم هم زيانبار نباشد ، ليكن چگونگي مصرف آن ، براي جان و يا جامعه مفسده داشته باشد (‌مانند : غذا خوردن در ظروف طلا و نقره ، يا غذا خوردن از سفره اي كه مشروبات الكلي در آن قرار دارد )‌. خوردن اينگونه غذاها نيز در اسلام ، ممنوع شناخته شده است .

دو . دو وعده غذا خوردن در شبانه روز

در روايات اسلامي ، براي تداوم سلامت و شادابي انسان ، خوردن دو وعده غذا در صبح وشام ، توصيه شده است . اهل بهشت نيز كه در دارالاسلام ، جاويد هستند ، در همين دووعده ، غذا مي خورند :‌*و در بهشت ، هر صبح وشام ، روزي آنان آماده است *.

سه . توصيه به كم خوري

پيشوايان دين ، ضمن تأكيد بركم خوري ، منافع فراواني براي آن ذكر كرده اند ؛مانند: تداوم سلامت بدن ، صفاي انديشه ، نورانيت دل ، رهايي از دام شيطان ، بهره گيري از ملكوت هستي ، نزديكي به خداوند متعال و استفاده ي بهتر از عبادت پروردگار .

چهار . خطر پر خوري

بر عكس ، پرخوري ،‌از منظر احاديث ، به شدت نكوهيده است . پرخوري ، از سلامت مي كاهد ، وشهوت را مي افزايد ، بدن را بد بو مي كند و زمينه رابراي انواع بيماري هاي جسمي و روحي ، فراهم مي سازد . پرخوري ، جوهر نفس را تباه مي كند ، به نيروي تقوا ( پرهيزگاري ) و ورع ( خويشتن داري ) ضربه مي زند ، حجاب تيز هوشي است ، و دل را سخت و تاريك مي سازد .

شخص پرخور ، خواب هاي آشفته مي بيند و هنگام عبادت ، احساس كسالت مي نمايد. از اين رو ، عبادتش اندك است و از بساط قرب حضرت حق ، دور .

و سرانجام ، سيري در دنيا ، موجب گرسنگي در آخرت خواهد شد .

پنج . مقدار خوراك مفيد

براي پيشگيري از زيان هاي پرخوري و بهره گيري از منافع كم خوري ، پيشوايان اسلام توصيه كرده اند كه انسان ، پيش از آن هنگام كه اشتها دارد ، چيزي نخورد و قبل از آن كه اشتهايش كاملاً از بين رفته ، دست بكشد .

شش . بر ترين خوراكي ها وبهترين سفره

از منظر روايات اسلامي ، برترين غذاها ، غذايي استكه داراي چند ويژگي باشد :

اول : از دست رنج خود فرد ، تهيه شده باشد .

دوم : خانواده ي او آن را دوستداشته باشند .

سوم : بوي آن موجب آزار ديگران نباشد .

بهترين سفره ها نيز پاكيزه ترين ، حلال ترين و ساده ترين آنهاست ؛ سفره اي كه انواع غذاهاي رنگارنگ و گران قيمت – كه اهل بيت از مصرف آنها به خدا پناه

مي بردند – بر آن چيده نشده باشد .

هفت . آداب سفره

آدابي كه پيشوايان اسلام براي حضور بر سر سفره ي غذا توصيه كرده اند ، عبارتند از :‌بودن سبزيجات در سفره ، شستن دست ها و خشك نكردن آنها با حوله ، در آوردن كفش ها ، نشستن بر سر سفره با فروتني ، گرامي داشتن نان ، سهيم كردن ناظر ( اعم از انسان و حيوان ) در غذا و آخرين ادب ، صدقه دادن از آن غذاو يا همانند آن .

هشت . آداب غذاخوردن

آداب غذا خوردن ، به چند بخش ، تقسيم مي شود:

بخش اول . مواردي كه بايد هنگام خوردن غذا رعايت شوند و آنها عبارتند از :

الف – تدبر در اين كه انواع خوراكي هاي مورد نياز انسان ، چگونه در نظام آفرينش پديد آمده اند؟ و چه عواملي دست به دست هم داده اند تا آنچه در سفره نهاده شده ، آماده گردد كه اكنون مي توان با ميل و اشتها از آن استفاده نمود.

ب – آغاز كردن خوردن با نام و يادآفريدگار مهربان كه انواع غذاهاي مفيد را براي تأمين نيازهاي انسان ، در نظام آفرينش قرار داد . نيز تكرار نام خدا به هنگام خوردن هر نوع غذا ، و تكرار آن هرگاه كه در ميان غذا خوردن ، سخن گفته شود ، و همچنين شكر گزاري فراوان در هنگام خوردن .

ج – آغاز كردن غذابا نمك ، البته در صورتي كه خوردن نمك براي انسان ضرر نداشته باشد .

د – آغاز كردن از سبك ترين غذاها .

ه – تخوردن غذاي داغ و خوردن غذاي نيم گرم ، پيش از آن كه سرد شود .

و – خوردن با دست راست .

ز – كوچك گرفتن لقمه .

ح – خوب جويدن غذا .

ط – طولاني كردن نشستن بر سر سفره .

ي –گرامي داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا .

ك – استفاده كردن از آنچه از سفره مي ريزد . اين ، براي وقتي است كه غذا در منزل ميل مي شود. آن هم در صورتي كه آلوده نشده باشد ؛ ولي اگر كسي در صحرا غذا ميل نمود ، بهتر است كه آنچه را از سفره مي ريزد ، براي حيوانات بگذارد .

ل – دست كشيدن از خوردن غذا ، پيش از سير شدن كامل و در حالي كه قدري از اشتها باقي است .

بخش دوم . اموري كه هنگام غذاخوردن ، ترك آنها شايسته است ، و آنها عبارتند از :

الف – زياده روي در كيفيت و كميت خوراك .

ب – نكوهش غذايي كهنسبت به آن بي ميل است .

ج - دميدن در غذا .

د - خوردن با دست چپ .

ه – خوردن بايك انگشت يا دوانگشت .

و – بلند آروغ زدن .

ز – پاك كردن زياد استخوان ها .

ح – آب خوردن در ميان غذا.

ط – آب خوردن ، پس از خوردن گوشت .

ي – خوردن ، در حال سيري .

بخش سوم . حالاتي كه غذا خوردن در آنها نكوهيده است .

در اسلام ، به طور كلي ، ميل كردن غذا در حالات غير بهداشتي ، يا به شيوه ي غير اخلاقي و يابه گونه اي كه عرف جامعه برنمي تابد ، نكوهيده است .

بخش چهارم . توصيه به هم غذا شدن با ديگران .

درروايات اسلامي ،‌غذا خوردن به تنهايي مذموم شناخته شده و توصيه شده كه انسان هرقدر مي تواند ، ديگران را در غذاي خود سهيم نمايد . نيز غذا خوردن با خانواده،خدمت گزاران و يتيمان مورد تأكيد قرار گرفته است .

آدابي كه رعايت آنها به هنگام غذا خوردن با ديگران ، ضروري است ، عبارتند از :

الف - خوردن از قسمت جلوي

برچسب‌ها: تغذیه
نویسنده : maryam
تاریخ : سه شنبه ۱ اردیبهشت۱۳۹۴
http://s4.picofile.com/file/8180775918/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%A7%D9%88%D9%84.pdf.html

http://s6.picofile.com/file/8181141084/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%AF%D9%88%D9%85.pdf.html

 

 

http://s6.picofile.com/file/8182091792/%D8%AF%D8%B1%D8%B3_%D8%B3%D9%88%D9%85.pdf.html

 

نویسنده : maryam
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
: درمان بانام های خدا:

 

تقدیم به کسانی که به این بیماری ها مبتلا هستند

دکترابراهیم کریم ،مبتکردررشته ی زمین شناسی زمینی کشف کرده است که نام های زیبا ونیکوی خداوند،نیروی شفا بخش برای درمان بسیاری ها دارند، آن هم به وسیله ی روش های دقیق اندازه گیری درسنجش توانایی های درونی بدن انسان . 

اوپی برده است که هریک ازنامهای خدا نیرویی دارد که سیستم دفاعی بدن رابرای کارشایسته ومناسب دراعضای معینی تحریک می کند.

 

 

دکترابراهیم با اجرای قوانین صدا وآهنگ متوجه شد که نام بردن وذکرحتی یکی ازاسماء الحسنی سیستم های انرژی بخش وتوان حیاتی درون بدن انسان بهبود می بخشد . اوپس ازسه سال تحقیق وآزمایش به نتایج زیردست یافت:

 

 

نام بیماری

 

ستون فقرات........الجبار

قلب.........النور

رگ قلب.......الوهاب 

اعصاب .........المغنی

معده..........الرزاق

غده ی تیروءید..........الجبار

سردرد........الغنی

کلیه........الحی

روده ها.........الرزاق

پانکراس.......الباریء

دردگوش..........السمیع

 

غده تیموس........القوی

غده فوق کلیوی.........الباریء

عضله ی قلب........الرزاق

چشم.......النورالبصیر

سرطان.......الله جل جلاله

سینوزیت......الطیف الغنی

شریان های چشمی ......المتعال

قولون (روده بزرگ)....الرووف

کیست چربی......النافع

عصب چشم......الظاهر

درداستخوان......النافع

 

رحم.....الخالق 

روماتیسم.........المهیمن

مثانه.......الهادی

پروستات........الرشید

فشارخون.......الخافض

ریه .....الرزاق 

زانو......الرووف

ران.........الرافع

عضلات........القوی

شریان ها.........الجبار

کبد........النافع

دکتراشاره دارد که خودش نخستین کسی است که این ازمایش ها برروی اوانجام شد وبیماری التهاب چشم هایش رابا زبان آوردن نامهای ......النور،البصیر،الوهاب، ......درمان کردودرعرض ده دقیقه کاملا شفا یافت وسرخی چشم هایش برطرف شد.

 

اومتوجه شد که نام های خداوند برای پیش گیری نیز موثرند وپی برد که نیروی درمان هنگام تلاوت آیات شفا وپس ازذکرهای نام های خدا ......چندبرابر می شود .برخی ازان ایات عبارتند:::

فیه شفاء للناس.....وننزل من القران ما هوشفاء ورحمه للمومنین...

وشفاء لمافی الصدور......واذا مرضت فهویشفین

 

روش درمان :گذاشتن دست برمحل درد وگفتن نام خدا تا حد امکان .

ان قدرتکرارکند تا درد به خواست خداوند متعال برطرف شود.

خداشفا دهنده است

 به امید خدا 

 

نویسنده : maryam
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
مقدمه:

 

وقتی باد یا ریح یا هوا یا گاز در معده و روده جمع شده و خارج نمی شود؛ موجب بادکردگی شکم شده و اسباب اذیّت فرد را فراهم می آورد که به آن، نفخ می گویند. این حالت، علل فراوانی دارد که در پزشکی ایرانی بطور مفصّل به آن ها پرداخته شده است.

 

اسباب و علل نفخ:

 

بطور کلّی علّت بوجود آمدن نفخ، یا در خود معده است، یا از اخلاط موجود در آن و یا از غذا. هرکدام از این عوامل، تقسیم بندی هایی دارد که در زیر بیان می شود:

 

1. سردی معده یا ضعف حرارت غریزی آن: در این حالت، فرد هر غذایی را می خورد، به نفخ دچار می شود. چون معده گرمای معتدل مورد نیاز برای هضم را ندارد. (وقتی که حرارت ضعیف باشد، نمی تواند رطوبت ها را تماماً گوارش کند و بخارها را تحلیل برد؛ پس آن بخارها در معده و شکم مانده و بواسطه جداشدن اجزای ناری، تبدیل به ریح می شود.)

 

2. تجمّع اخلاطی مثل بلغم، سودا یا صفرای محیّه (یعنی صفرای مخلوط با بلغم) در فم (دهانه) معده: وقتی حرارت بر این اخلاط اثر کند، آن ها را به ریح تبدیل می کند. (برای تفصیل این مطلب به مقاله سوء مزاج های معدی از همین نویسنده مراجعه کنید.)

 

3. غذا: خود این قسم دو گونه است؛ یا گوهر غذا سبب است و یا نحوه تغذیه.

 

الف) گوهر غذا وقتی عامل نفخ است که یکی از این حالات را داشته باشد: نفّاخ باشد (مثل عدس، لوبیا، باقلا، نخود و سایر حبوبات)، رطوبت بسیاری داشته باشد (مانند بسیاری از میوه ها و سبزیهای تازه، ماست و لبنیّات)، بدبو یا بدرنگ باشد که طبیعت به هضم آن نپردازد.

 

ب) نحوه تغذیه: زیادتر از حد معمول و توان و گنجایش معده غذاخوردن، تخلیط طعام (غذای جدید را قبل از هضم شدن غذای قبلی مصرف کردن)، نوشیدن آب و مایعات بویژه نوشیدنی های گازدار همراه غذا، خوب نجویدن غذا، حرکات سنگین و شدید بعد از غذا، عدم تمرکز کافی روی غذاخوردن (مثلاً جلوی تلویزیون یا رایانه.)

 

علل فرعی:

 

- گاهی در زمان خالی بودن معده، نفخ ایجاد می شود که علّت آن، وجود رطوبات غلیظ می باشد که حرارت معده، آن ها را به ریح تبدیل می کند. این حالت با غذاخوردن ساکن می شود.

 

- گاهی زیادی سودا و امراض طحال موجب نفخ معده است. (در این جا باید علل طحال را رفع و سودا را دفع کرد.)

 

- بی خوابی زیاد باعث می شود حرارت به اندازه کافی در معده جمع نشده و معده از هضم کامل غذا عاجز بماند؛ درنتیجه ریاح تولید شود.

 

- بی تحرّکی زیاد نیز باعث ضعف حرارت غریزی و درنتیجه ناتوانی معده در هضم غذاست.

 

- گاهی عارضه جانبی برخی داروهای شیمیایی یا گیاهی، تولید گاز است.

 

نکته تشخیصی مهم:

 

فرق میان نفخ ناشی از سوء مزاج سوداوی و نفخ ناشی از غذای تری افزا این است که نفخ سوداوی غلیظ و خشک است، طبع خشک است (یبوست) و پس از گواریدن (هضم) غذا، دردی در حوالی طحال پدید می آید. همچنین این نفخ شدید بوده و همیشگی است (چه غذا خورده شود و یا نه؛ البته بعد از غذا تشدید می شود.) نفخ ناشی از غذاهای تری افزا نمناک است و با تری دهان و پوست و روان بودن شکم (نبود یبوست و گاهی حتّی شلی مدفوع) همراه است و زمانی که دست بر شکم مالیده شود، قراقر می کند.

 

درمان:

 

همواره در همه بیماری ها، پرهیز رأس درمان بوده و چه بسا به چیز دیگری نیاز نباشد. در این جا نیز ابتدا باید از عوامل گفته شده پرهیز کرد و سپس برای دفع ریاح موجود، با تدابیر مناسب اقدام کرد.

 

- در مرحله اوّل فرد باید از پرخوری، تخلیط غذا، نوشیدن مایعات از یک ساعت قبل تا دو ساعت بعد از غذا، خوردن غذاهای غلیظ و دیرهضم (مانند گوشت گاو و گوساله، فست فودها، غذاهای مانده و فریزری، کنسروها، نان های خوب پخته نشده و...)، غذاهای نفّاخ، غذاهای دارای رطوبت زیاد، آب سرد و ترشیجات و حرکات سنگین بعد از غذا بپرهیزد.

 

بلکه باید غذاهای لطیف و سریع الهضم بخورد (مانند نان برشته، ارده، بادام، مویز، تخم مرغ نیمبرشت، سوپ های لطیف، آبگوشت گوسفندی و...)، غذا را خوب بجود، در محیط آرام و به دور از استرس غذا بخورد و بعد از غذا آرامش داشته باشد.

 

- روزه و تحمّل گرسنگی و تشنگی (پرهیز از مرتّب جنبیدن دهان) امری مفید است.

 

- فعّالیت های بدنی بخصوص ورزش برای کسانی که عادت به ورزش ندارند و افزایش میزان آن برای ورزشکاران، پسندیده است. (باعث افزایش حرارت غریزی معده و توان هضم می شود.)

 

- حقنه و ماساژ برای افرادی که توان فعالیت بدنی ندارند و یا افراد بستری، توصیه می شود.

 

- اگر کسی عادت به مصرف ملیّن یا مسهل داشته و با ترک آن دچار نفخ شده است، باید ملیّن مناسب را مصرف کند.

 

نکته درمانی مهم:

 

در سوء مزاج گرم ساده و یا وجود خلط سودا و صفرای محیّه نباید از داروهای محلّل ریاح (شکننده و تحلیل برنده باد) که همگی گرم هستند، استفاده کرد. زیرا این کار می تواند نفخ را تشدید کند. همچنین در نفخ ناشی از سوء مزاج سرد همراه مادّه غلیظ، ابتدا باید معده را از خلط ناباب پاک کرد و سپس از داروهای محلّل استفاده کرد.

 

راهکارهای دفع ریاح موجود:

 

- تکمید شکم با ارزن، سبوس گندم و نمک گرم شده (چندبار پشت سر هم)

 

- استفاده از ادویه ای مثل زیره سیاه، گلپر، قرنفل(میخک)، هل، آویشن، فلفل سیاه و... هنگام پخت غذا

 

- استفاده از هویج بصورت پخته یا آب پز در کنار غذاهای غلیظ (که باعث تلطیف این غذاها شده و مقوّی معده است.) همچنین مربّای آن هاضمه را تقویت می کند.

 

- مصرف میوه ها بصورت مربّا (بخصوص مربّای شقاقل و به) یا پخته (کمپوتی) در صبحانه و عصرانه. البته شیرابه مربّاها نباید مصرف شود.

 

- استفاده از دارچین نرم روی غذاها (در نمک دان ریخته و روی غذا پاشیده شود.) (مصرف مداوم آن باعث تقویت قوا و ارواح طبیعی، حیوانی و نفسانی می شود.)

 

- برای تقویت حرارت غریزی معده: استفاده از روغن زیتونی که در آن زیره و تخم کرفس جوشانیده شده باشد. (بعد از غذا 4-1 قاشق غذاخوری)

 

- استفاده از عرقیات مقوّی هضم بصورت تکی یا ترکیبی: زیره، رازیانه، زنیان، آویشن، پونه، نعناع، کلپوره (بعد از غذا یک فنجان از آن را گرم کرده و میل کنید و درصورت نیاز هر نیم ساعت تکرار کنید.)

 

- مصرف گلقند بعد از غذا (این مورد باعث لینت مزاج هم می شود و برای افرادی که یبوست دارند، مفید است.)

 

- یکی دو قاشق شربت نانخواه (تشکیل شده از زنیان و شکر و آب) بعد از هر وعده غذایی

 

- ریختن 3-2 گرم نعناع خشک روی زبان و بدرقه آن با کمی آب

 

- استفاده از فلفل که برودت (سردی) معده را می شکند و مقوّی هاضمه است.

 

- نیم ساعت بعد از غذا: 1 سانتی متر از زنجبیل نکوبیده را با یک لیوان آب جوش به مدّت 10 دقیقه دم کرده، سپس صاف کرده و میل کنید. درصورت زیادی مادّه، نیم ساعت قبل از غذا نیز نوشیده شود. (زنجبیل در نفخ دائمی بخصوص در مورد ریاح غلیظ در امعاء، داروی انتخابی است؛ زیرا رطوبت بَلّه را که عامل نفخ و عفونت است، خشک کرده و ریاح را تحلیل می برد.)

 

- خولنجان (به شکل معجون یا سفوف یا طبیخ) برای کسانی که نفخ ناشی از ضعف معده، هاضمه و احشا دارند، بسیار مفید می باشد.

 

- استفاده از زنجبیل و خولنجان در افراد مبتلا به زخم معده و روده ممنوع است.

برچسب‌ها: تغذیه
نویسنده : maryam
تاریخ : چهارشنبه ۲۶ فروردین۱۳۹۴
پزشکی ایرانی یکی از علومی است که در ارتباط تنگاتنگ با حکمت بوده و فراگیری آن نیازمند کسب مقدّماتی از سایر علوم می باشد. از علوم مرتبط، علم النّفس و شناخت ویژگی های محیّرالعقول انسان است. درواقع اصل و اساس انسان، روح اوست و روان و مغز، واسطه هایی برای پذیرش ویژگی های روح در جسم!

 

برای بررسی دیدگاه پزشکی ایرانی در حافظه و فکر و مسائلی از این دست نیاز است با ساختار مغز انسان، سخت افزار و نرم افزار آن آشنا شویم. مغز یکی از اعضای رئیسه سه گانه می باشد که منشأ و مبدأ قوای نفسانی بوده و بوسیله اعصاب منتشره در سرتاسر بدن، حس و حرکت را به کل بدن می رساند. مزاج ذاتی مغز، سردوتر است و اعتدالش در حفظ این وضعیت ذاتی است.

 

قوّه نفسانی بطور کلّی به دو قسم تقسیم می شود: مُدرکه و مُحرّکه. قوای مدرکه نیز خود به دو قسم کلّی تقسیم می شوند: ظاهری و باطنی. قوای مدرکه ظاهری همان حواس پنج گانه هستند که با این اسامی شناخته می شوند: باصره، سامعه، شامّه، ذائقه و لامسه. قوای محرّکه هم دو زیرمجموعه باعثه و فاعله دارد. شهوت (میل به سمت موافق ها) و غضب (دوری از مضرّات) ابزار باعثه اند  و فاعله، مطیع باعثه است.

 

امّا توضیحی مختصر راجع به قوای مدرکه باطنی:

 

حسّ مشترک: محسوساتی که توسّط قوای مدرکه ظاهری درک شده اند، همه در نیمه جلوی بطن اوّل دِماغ (مغز) جمع می شوند تا مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرند.

 

خیال: خزانه حسّ مشترک است و محسوسات را بعد از این که در خارج از بین رفتند، در خود نگاه می دارد. به تعبیری دستگاه عکّاسی نفس ناطقه انسانی است. محلّ حکومت آن، نیمه پشتی بطن اوّل مغز است.

 

متخیّله یا متصرّفه: در صور محسوسه موجود در خیال، تصرّف می کند. از جهتی هم به آن مفکَّره گویند؛ چون در اطاعت عقل است و نفس ناطقه این قوّت را استخدام می کند. محلّش، نیمه جلویی بطن وسطی مغز است.

 

وهم: وظیفه اش ادراک معانی جزئیّه است که به محسوسات متعلّق می باشد. مثلاً صداقت دوست و عداوت دشمن. محلّش، نیمه پشتی بطن وسطی مغز است.

 

حافظه: کارش نگهداری معانی متوهّمه یا متفکّره است. (صُوَر و معانی) به عبارتی خزانه متوهّمه و متخیّله و محل آن بطن مؤخّر دِماغ است. آن را متذکّره نیز گویند(به اعتبار آن که چیزهای فراموش شده را یاد آرد.)

 

اسباب و علل ایجاد فراموشی:

 

امّا از لحاظ فیزیوپاتولوژی(اسباب و علل ایجاد بیماری) نسیان یا فراموشی در پزشکی ایرانی، علل قابل تأمّلی مطرح شده است. نسیان یکی از امراض سر است که به سه قسم تقسیم می شود: فساد ذکر، فساد فکر، فساد تخیّل.

 

فساد ذکر: در این حالت همه حواس ظاهری سالم هستند؛ ولی هرچه دیده یا شنیده می شود، زود فراموش می کند. دو گونه است: یکی آنکه قوّت حفظ باطل و معدوم شود. دوم آنکه نقصان پذیرد.

 

این بیماری به طور کلّی دو سبب عمده دارد:

 

1. غلبه سردی و رطوبت بر قسمت خلفی مغز که محل حفظ است. بنابراین هرچیزی که واردش می شود، حفظ نمی شود. زیرا حفظ کاری با یبوست (خشکی) معتدل است و با رطوبت منافات دارد. [بطلان و نقصان حفظ نیز بسته به قوّت و ضعف سبب است.]

 

علامت: خواب زیاد، سنگینی سر خصوصاً در قسمت خلفی، جاری بودن رطوبت دائمی از مغز.

 

علاج: پاکسازی مغز با داروهای مخصوص (از حقته، ایارجات، مطبوخات، عطسه آورها، روغن مالی و معاجین گرم)

 

سکنجبین عنصلی در این مرض خیلی سودمند می باشد.

 

2. غلبه سردی و خشکی بر قسمت خلفی مغز؛ تا حدّی که هیچ چیز در آن وارد نشود. این مورد نسبت به قبلی، کمتر اتّفاق می افتد.

 

علامت: بی خوابی دائمی، احساس خشکی در قسمت خلفی مغز (ونبودن ترشحات)، صحبت کردن به سختی و بافاصله و کند، سر به عقب کشیده شدن.

 

علاج: برای رطوبت بخشی و گرم کردن سر، اسفیدباج (شوربا، آش ساده، بدون چاشنی و ترشی) بخورند. مغز ساق گاو ماده، روغن بادام شیرین و بابونه بر قسمت خلفی مغز بمالند.

 

- گاهی نیز سردی ساده (بدون رطوبت یا خشکی) باعث فساد ذکر می شود که علامتش چیزی میان دو نوع مذکور است و علاجش فقط گرم کردن.

 

فساد فکر: یعنی اینکه هرچه به فکر فرد می رسد، فاسد (بد) است و یا اینکه قدرت تفکّر در مسائل را ندارد. چهار سبب برای آن ذکر شده است:

 

1. غلبه سردی و رطوبت بر بطن وسطی مغز که محل فکر (متخیّله یا متصرّفه) می باشد. بنابراین روح موجود در آن سرد و کثیف و غلیظ شده و فکر فاسد می شود. (زیرا فکر یعنی حرکت روح بین بطن وسطی و خلفی مغز) و معلوم است که حرکت طبیعی بدون حرارت (گرما) طبیعی امکان پذیر نیست و از آن روست که مزاج این بطن نسبت به دو بطن دیگر مایل به حرارت (رو به گرمی) است. پس زمانی که براثر بروز آفتی، حرارت کم شود؛ فکر نیز فاسد می شود. (و بطلان و نقصان فکر برحسب زیادی و کمی سبب است.)

 

- علامت و علاجش همانند آنچه که درباره سبب اوّل ایجاد فساد ذُکر آمد، می باشد؛ مگر اینکه سنگینی در قسمت وسط سر است.

 

2. غلبه سردی و خشکی بر بطن وسطی مغز:

 

- علامت و علاجش همانند آنچه که درباره سبب دوم ایجاد فساد ذکر آمد، می باشد؛ مگر اینکه احساس خشکی در قسمت وسط سر است.

 

3. غلبه سردی شدید به تنهایی در بطن وسط: علامتش این که رنگ بدن و صورت به سبزی گراید. در این حالت سردی خارجی مثل هوای سرد به سر رسیده یا خوراکی های سرد خورده شده است، مثلا داروهای مخدّر مصرف شده است، چهره پف دارد.

 

4. غلبه حرارت شدید بر مغز؛ زیرا که حرکت روح نفسانی در این صورت مشوّش می گردد. علامت آن، سبکی سر، کم خوابی، نبود رطوبت و شدّت تشنگی است.

 

- نکته: فساد فکر درحقیقت نسیان نیست و بطور مجاز در قسمت نسیان آورده شده است. امّا صحّت فکر مقدّمه ای است برای استنباط نتایج صحیح!

 

در اصطلاح، فساد فکر در تدبیر منزل و اهل خانه و اخلاق را حُمق و در علوم و مسائل دقیقه را بِلادت می نامند.

 

فساد تخیّل: این هم دوگونه است: یکی ضعف و نقصان و دیگری بطلان کلّی خیال.

 

گفتیم که کار خیال، نگهداری صور محسوسات درک شده توسّط حس مشترک است.

 

علامت نقصان آن، کمتر رؤیا دیدن است و اگر ببیند، یادش نمی ماند. همچنین ناتوانی در ضبط صور محسوسات.

 

علامت بطلان آن، این است که هرگز خواب نمی بیند و اگر هم احیاناً ببیند، هرگز یادش نمی ماند. همچنین صور محسوسات را به مجرّد از بین رفتن، فراموش می کند. مثلاً سخن می گوید و همین که از دهان بیرون شد، فراموش می کند که چه گفته بود یا چیزی را می بیند و همین که از نظر غایب شد، فراموش می کند چه دیده بود.

 

- در ابتدای امر، فرق میان حافظه و خیال، کمتر مشهود است. ولی باید بدانیم که کار حافظه، حفظ معانی جزئیه محسوسات است که از سوی وهم و خیال آمده و کار خیال، ضبط صور محسوسات.

 

- اسباب و علامات و علاج این قسم، همان است که در فساد ذکر گفته شد؛ مگر اینکه فساد تخیّل اکثراً از یبوست (خشکی) واقع می شود و فساد ذکر اکثراً از رطوبت. (جسم هرچه نرمتر باشد، راحتتر شکل می گیرد، مثل آب و هرچه سختتر باشد، حفظ و نگهداری اش بیشتر می شود، مثل سنگ.) داروها نیز باید در قسمت جلوی سر گذارده شوند.

 

- نوعی از فساد تخیّل نیز هست که فرد چیزهایی را که موجود نباشد، می بیند. این امر از بطلان و نقصان قوّه نیست؛ بلکه از تشویش است و سببش غلبه سوء مزاج گرم ساده یا صفرا بر قسمت جلویی مغز است.

 

- یک بیماری دیگر مطرح در کتب پزشکی ایرانی، اختلاط عقل است و آن آفتی است در افعال فکر به حسب تغیّر و تشویش، نه بر حسب بطلان و نقصان. این بیماری فقط می تواند ناشی از حرارت باشد که یا از دِماغ (مغز) است یا از اعضای دیگر.

 

نکات تکمیلی:

 

مواردی هستند که بطور متفرّقه در منابع اسلامی و کتب طبّی به عنوان علل فراموشی و نسیان ذکر گردیده اند:

 

- زیاد خوردن گوشت حیوانات وحشی و گاو موجب خشکاندن چشمه های عقل، سردرگمی در فهم و درک (کندذهنی)، دیرفهمی و زیادی فراموشی است. (رساله ذهبیّه)

 

- پرخوری، خواندن نوشته های روی قبرها، مصرف زیاد پنیر(به تنهایی)، اضطراب و دلشوره، میان دو زن راه رفتن، بی خوابی یا پرخوابی، عصبانیّت های مکرّر، استفاده از ظروف آلومینیومی، غذاهای غلیظ به افراط مثل سرخکردنی ها و فست فودها، مصرف زیاد ترشیجات، برنج و نان بدون سبوس مداوم.

 

- کثرت معاصی (گناهان زیاد)، کثرت اشتغالات، داشتن امور و کارهای متنوّع و مختلف و رفاقت های زیاد، اولویت ندادن به حفظ، عدم تمرین کافی قبل و بعد از حفظ.

 

نکاتی در باب تقویت حافظه:

 

مواردی که در کتب مختلف به عنوان تقویت حافظه و مدیریت آن بیان شده است، در چند بخش خوراکی و رفتاری می آید:

 

- کسی که می خواهد قدرت حافظه اش زیاد شود، هر روز صبح ناشتا 7 مثقال (21 عدد) مویز میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- کسی که می خواهد فراموشی خود را کاهش داده و از قدرت حافظه خوبی برخوردار شود، باید هر روز سه قطعه زنجبیل پرورده در عسل (خوابانیده در عسل) و آغشته به خردل را همراه غذای روزانه خود میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- کسی که می خواهد به عقلش بیافزاید، هر روز قبل از خروج از خانه، صبح ناشتا سه عدد هلیله سیاه را با شکر طبرزد (سرخ) میل کند. (رساله ذهبیّه)

 

- در صورت غلبه مزاج گرم، به کاربردن کدوی فراوان در غذاها بصورت پخته یا آب پز مفید است. (موجب افزایش عقل است.)

 

- معجون تقویت حافظه: سُعد کوفی، اسطخودوس، زیره سیاه، کندر خوراکی (مساوی گرفته و پودر کرده، با 3-2 برابر وزنش عسل ممزوج کنند.): هر روز با صبحانه 1 قاشق چایخوری میل شود.

 

- ترکیب دیگر: هر روز صبح ناشتا 21 عدد مویز + 1 قاشق چایخوری سیاه دانه میل شود.

 

- همراه صبحانه: سیاه دانه یا قُسط با عسل.

 

- در صورت توان و تشخیص طبیب: زالودرمانی پشت گوش

 

- برای تخلیه مواد زائد موجود در مغز و سر: بخور با گیاهان مناسب (مثل پونه، آویشن، مرزنجوش و..) و انفیه (ایجاد عطسه)

 

نکته: اکثر ترکیبات حاوی مواد غذایی و دارویی گرم هستند و در افرادی که پایه مزاجی گرم یا سوء مزاج گرم در بعضی اندام ها دارند، می تواند مشکل ساز باشد. بنابراین مشاوره با کارشناسان برای استفاده از این ترکیبات ضروری است.

 

بادام:

 

یک غذای دوایی که دارای طبیعتی گرم و تر در درجه اوّل است و در مصرف درازمدّت آن، آسیبی به بدن نمی رسد و در عین حال، حافظ قوا و ارواح بدن است؛ بادام می باشد.

 

از مهمترین خواص بادام، حافظ جوهر دِماغ (مغز) بودن آن است. وقتی قوا یا جرم دماغ دچار کاستی می شود، به طور کامل قادر به انجام وظایفش نیست. به چنین حالتی که توانمندی های مغز کاهش می یابد، ضعف دماغ می گویند. از علائم ضعف دماغ می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

سردرد در اثر سببی ضعیف مانند ابخره متولّد از هضم غذا یا شنیدن صداها یا استشمام بوها، تکدّر حواس، ضعف در تفکّر، ضعف در تخیّل، متأذّی شدن دماغ از حرارت و برودت.

 

افرادی که به هر علّت اعم از سوء مزاج یا ضربه و سقطه یا تضیّق (تنگی) مجاری و عروق غذارسان مغز و.... به ضعف دماغ مبتلا می شوند، از مصرف بادام نتایج خوبی عایدشان می شود. برای این منظور باید هر شب هنگام خواب هفت عدد مغز بادام را مقشّر کرده (پوست گرفته) و با هموزنش نبات میل کنند. البته بهترین نفع از مصرف بادام نصیب بیمارانی می شود که در مغزشان، یبوستی واقع شده باشد.

 

- برای شناخت ترکیبات دیگر بادام مثل حلوای بادام، مربّا و حسوی آن به کتاب ذی قیمت «داروهای آبدست طبیب در مکتب طب ایرانی» تألیف استاد محمّد عبادیانی مراجعه بفرمایید.

 

اصول مدیریت حافظه:

 

در زیر اصولی رفتاری در جهت مدیریت حافظه از کتب مختلف بیان گردیده است:

 

1. حفظ مقدار کم امّا مستمر (هر روز مقداری از دانش را حفظ کن، هرچند کم باشد؛ زیرا به زودی همین کم، بسیار می گردد. عمر کوتاه است و علم، بسیار؛ پس هر روز به حفظ آن، هرچند کم همّت گمار.)

 

2. جدیّت در حفظ (قوی ترین عامل برای حفظ مطالب علمی، جدیّت و تلاش خستگی ناپذیر در این جهت می باشد.)

 

3. نماز شب (با خضوع و خشوع از مهمترین عوامل زمینه ساز برای حفظ مطالب علمی)

 

4. توسّل، دعا و روح نیایشگر داشتن

 

5. قرائت قرآن بویژه آیه الکرسی (هیچ چیز برای تقویت حافظه مفیدتر از قرائت قرآن خصوصاً آیه الکرسی نیست.)

 

6. قرائت دعای حفظ (أللهمَّ ارزُقنی فَهمَ النَّبیینَ وَ حِفظَ المُرسَلینَ وَ إلهامَ المَلائکهِ المُقَرَّبینَ آمینَ ربَّ العالَمینَ)

 

7. کم خوری

 

8. مسواک زدن مرتّب و حفظ بهداشت فردی (مسواک باعث می شود نزله های مغزی از سر به پایین جریان یافته و سر از فضولات تخلیه شود.)

 

9. شاخص گذاری در ذهن (یک شاخص عددی، رنگی، مفهومی و یا یک مشابهت و یا یک تباین)

 

10. استفاده از رموز و علائم (حرف اوّل کلمات و یا معانی آنها؛ مثلاً در قواعد راهنمایی و رانندگی برای سوار شدن و حرکت اتومبیل، انسان باید مطالبی را رعایت کند که مختصر آن به واژه «صادرات» تبدیل شده است: ص: تنظیم صندلی، آ: تنظیم آیینه، د: خلاص کردن دنده، ر: روشن کردن اتومبیل، ا: تنظیم مجدّد آیینه، ت: خواباندن ترمز دستی)

 

11. ارتباط و ایجاد تجانس بین مطالب و اعداد (مثلاً حفظ آیات قرآن با شماره آیه)

 

12. داشتن همّت بلند در حفظ (باید همّت تو بر حفظ همه مطالب علمی کتابها باشد تا اینکه حفظ بعضی از کتابها برایت حاصل شود.)

 

13. حفظ مطالب علمی با رسم نموداری متناسب و هم سنخ با مطلب، مانند نمودارهای درختی و...

 

14. خواب قیلوله پیش از ظهر یا بعد از ظهر برای ماندگاری مطالب خوانده شده و بایگانی آنها در ذهن (البته به شرط رعایت زمان های مناسب خواب در شبانه روز و سحرخیزی و داشتن فعالیّت تا ظهر)

 

15. به شعر درآوردن مطالب علمی

 

بهداشت عقلی از نظر آیات و روایات:

 

اگر از جسم فراتر برویم و به ویژگی ممیّزه انسان از سایر موجودات که همان عقل است، بنگریم؛ آیات و روایاتی مربوط به بهداشت آن مطرح شده است که گذرا بدانها اشاره می کنیم:

 

عوامل تباهی عقل: مستی شراب، مستی گناه، خودپسندی (عُجب)، همراهی با نادانان، گوش ندادن به نصایح خردمندان، بیهوده گویی، شوخی فراوان، فقر و تنگدستی، ترک تجارت(بیکاری)، زیاده روی در خوردن گوشت (بخصوص حیوانات وحشی و گاو)، پرهیز از خوردن گوشت (تا 40 روز).

 

عوامل سلامت و رشد عقل: دانش و تجربه، اندیشه فراوان در حکمت، رهاکردن چیزی که برای انسان سودمند نیست، خوشبو کردن خود در آغاز روز.

برچسب‌ها: خواب
نویسنده : maryam
تاریخ : دوشنبه ۲۴ فروردین۱۳۹۴
و اعلم ان الجسد بمنزلة الارض الطیبة متى تعوهدت بالعمارة و السقى من حیث لا یزداد فی الماء فتغرق و لا ینقص منه فتعطش دامت عمارتها و کثر ربعها و زکى زرعها و ان تغوفل عنها فسدت و لم ینبت فیها العشب.

بدان که بدن آدمیزاد بمنزله زمین پاکیزه‏ایست اگر هنگامى که خواستى بعمارت و آبیاریش بپردازى اعتدال را رعایت کردى نه آنقدر آب دادى که غرق شود و تبدیل بیک باطلاق و یک پارچه لجن گردد و نه آن اندازه دریغ کردى که تشنه و خشک بماند این چنین زمینى همیشه آباد و معمور خواهد بود، حاصلش فراوان و بهره‏اش پاکیزه است ولى اگر در باره آن غفلت شود تباه میگردد و دیگر سبزه‏اى در آن نخواهد روئید.

----

این نویدى است که نوشته امام هشتم شیعیان بهوا داران طول عمر میدهد.

بدن آدمیزاد را تشبیه بیک قطعه زمین پاکیزه‏اى فرموده که آبادى آن باعتدال در آبیارى آنست اعتدال در آبیارى زمین را براى همیشه معمور میدارد پس تعادل در مزاج نیز بخشاینده سلامتى دائم و زندگى جاودانست. کلمه دامت عمارتها متضمن همان معانى است که از جمله (زندگانى دائم) فهمیده مى‏شود.

پس غذا و تدبیر و اعتدال در آن رمز طول عمر و زندگى دائم است.

اگر طالب عمر دراز و خواهان سلامتى دائمیم باید باور کنیم که قاتل ما شکم ما است گاهى از گرسنگى خون ما را میمکد و گاهى از سیرى و امتلاء طغیان کرده شاهرگ ما را میزند.

در اینکه بیشتر از امراض بر اثر پرخورى است جاى صحبت نیست، ما بیش از اندازه میخوریم پیشتر از گرسنگى میخوریم لذا خیلى کمتر از آنچه تصور میرود عمر میکنیم خیلى از مرگ و میرها بر اثر پرخورى است. بقول دکتر گیلورد هاوزر اشخاص پرخور عمر

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 98

خود را کوتاه میکنند زیرا هر گره‏اى که در دور کمر به نسبت دور سینه زیاد شود یک سال از عمر آدمى را کم میکند.

چیزى را که باید توجه داشت موضوع کم خورى است کم‏خوریها بیشتر نه از نظر کمیت است بلکه از جهت کیفیت است، غذاهاى ما غالبا فاقد مواد لازم و ویتامینها است اشتباهات بزرگ بعضى از مکتشفین و اساتید علم طب و افراطکاریهاى ما در تقلید از اروپائیان موجب شده است که غذاى زنده و سالمى نداشته باشیم یعنى از نظر کیفیت غذائى گرسنه بسر ببریم.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 99

زمین زنده مى ‏شود

فالجسد بهذه المنزلة و بالتدبیر فی الاغذیة و الاشربة یصلح و یصح و تزکو العافیة فیه.

پس بدن بمنزلت همان زمین است به تدبیر عاقلانه‏اى که در خوراک 

و نوشاب بکار مى‏رود صحیح و سالم میماند

و نیروى سلامتى در آن زیاد میگردد.

جمله «تزکو العافیة فیه» نوید دیگرى است و دیگر بار هواخواهان طول عمر را امیدوار میسازد. «زکاء و زکو» بمعناى زیاد شدن است بنا بر این عبارت فوق صراحت در این دارد که تدبیر عاقلانه در خوردن و نوشیدن، علت عمده طول عمر است و مردمى که زندگى معقولى از نظر خوراک داشته باشند نه تنها پیرو ناتوان نمیشوند بلکه هر چند در امتداد زمان جلوتر بروند نیروى صحت و عافیت آنها بیشتر مى‏شود مزاج آنها مانند بنائى است که مصالح درست و محکمى در آن بکار رفته باشد که نه تنها از باد و باران گزند نمى‏بیند بلکه آب و آفتاب بر استحکام و دوام آن مى‏افزاید.

بنا بر این هر کس میخواهد طول عمر خود را بداند بوضع غذاى خود نگاه کند: فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ‏ پرفسور پیردلور میگوید: دانستن طرز تغذیه یکى از مهمترین عوامل تندرستى است که متأسفانه کمتر از هر چیز مورد توجه قرار میگیرد.

طب الرضا (طب و بهداشت از امام رضا علیه السلام)، ص: 100

در انتخاب خوراک و طرز غذا خوردن اشتباهات زیادى است که بعضى از آنها بقرار زیر است:

پرخورى را وسیله تندرستى و طول عمر میدانند، اشتها را یگانه معیار براى سنجش احتیاج بدن بخوراک میشناسند، تا اشتها باقى است مى‏خورند، گوشت و قهوه و چاى و الکل را در ردیف غذا آورده‏اند، بغذاهائى که با وسائل مصنوعى درست شده بیشتر رغبت میکنند.

نویسنده : maryam
تاریخ : پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴
آیا قرآن دارای اشتباه است؟

چند وقت پیش خانمی شبهه ای مطرح کرده در مورد اینکه آیه 7 سوره طارق دارای اشتباه است،چرا که بر اساس جدیدترین تحقیقات علمی روز،جنین از آب پشت و سینه تشکیل نمیشود،اما بررسی:

 

سوره طارق (سوره 86 ام در قرآن) در هشت آیه اول آمده است:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحيمِ

وَالسَّماءِ وَالطّارِقِ ﴿١﴾ وَما أَدرىٰكَ مَا الطّارِقُ ﴿٢﴾ النَّجمُ الثّاقِبُ ﴿٣﴾ إِن كُلُّ نَفسٍ لَمّا عَلَيها حافِظٌ ﴿٤﴾ فَليَنظُرِ الإِنسٰنُ مِمَّ خُلِقَ ﴿٥﴾ خُلِقَ مِن ماءٍ دافِقٍ ﴿٦﴾ يَخرُجُ مِن بَينِ الصُّلبِ وَالتَّرائِبِ ﴿٧﴾ إِنَّهُ عَلىٰ رَجعِهِ لَقادِرٌ ﴿٨﴾

ترجمه متداول:

به نام خداوند بخشنده بخشايشگر

سوگند به آسمان و كوبنده شب! ﴿۱﴾ و تو نمىدانى كوبنده شب چيست! ﴿۲﴾ همان ستاره درخشان و شكافنده تاريكيهاست! ﴿۳﴾ (به اين آيت بزرگ الهى سوگند) كه هر كس مراقب و محافظى دارد! ﴿۴﴾ انسان بايد بنگرد كه از چه چيز آفريده شده است! ﴿۵﴾ از يك آب جهنده آفريده شده است، ﴿۶﴾((( آبى كه از ميان پشت و سينه ها خارج مىشود!))) ﴿۷﴾ مسلما او ( خدائى كه انسان را از چنين چيز پستى آفريد) مىتواند او را بازگرداند!

 

سخن خداوند دارای هیچ اشتباهی نیست و ترجمه غلط از مترجمین است.

مترجمین فتم را به آب (منی) در آیه ششم نسبت دهند نه به انسان که موضوع بحث در آیه پنجم است و از این طریق با خطای خود باعث تشکیک در علمی بودن سخن خداوند شوند.

آیه هفتم خروج انسان و ورودش به زندگی است نه خروج منی یا هر مایع دیگر دخیل در شکل گیری اولیه نطفه. دلایل متعددی می توان بر این ادعا اقامه کرد که بسیار قوی تر از دلائل انتساب آیه هفتم به ماء هستند:

۱. در همان آیه ششم با صفت دافق به جریان دفعتی یا یکباره مایع اشاره کرده است و لازم نیست دوباره در آیه بعدی تکرارکند! می توانست در همین آیه محل خروج را مشخص کند.

۲. سپس بلافاصله درآیه هشت می گوید به بازگرداندن آن/ او (یعنی انسان به حیات بعد از مرگش) مجددا قادر است. اگر موضوع آیه هفتم آب یا مایع اسپرم می بود نه انسان، پس آیه هشتم هم باید به بازگرداندن آب منی به بدن پدر بچه ترجمه شود!! چرا که اگر قاعده مطلق بر این است که ضمیر به نزدیک ترین مرجعش بازگردد (در ایه هفتم به ماء درآیه ششم) پس این قاعده باید همچنان در آیه هشتم هم نسبت به آیه هفتم جاری باشد و ضمیر آن نیز به آیه هفتم یعنی مجددا ماء بازگردد.

۳. اما نه این قاعده عمومیت دارد نه قرآن این قاعده را اصلا اعمال کرده است! جالب و واضح است که قرآن آشکارا در آیه هفتم قطع ارجاء ضمیر کرده است و صرفا فعل <لازم> یخرج را بکار برده است. آیه هفتم صرفا فاعل ندارد که به قرینه آیه پنجم حذف شده است . اگر منظور ماء می بود شاسته تر بود که جمله را با ضمیر بیاورد و بگوید یخرجه (با ضمه حرف اول).

۴. همچنین در آيه ششم فعل گذشته است (آفریده شد یا شده است) در حالیکه فعل آیه هفتم دقیقا به علت قرینه بودن فاعلش با آیه پنجم -فلینظر- مضارع است (خارج می شود یا به عبارتی دیگر پس انسان <باید ببیند> که …. چگونه< خارج می شود>).

۵. علت گذاشتن آیه ششم بین پنجم و هفتم و قطع تقارن نشان دادن توالی عمل خلقت است. و این توالی عمل شکل گیری اولیه نطفه بشراز مایع و سپس خروج وی از بدن مادر را نشان می دهد. کلمه خلق شدن از ماء هم صرفا نشات گرفتن را انگونه که محسوس است توضیح می دهد و در صدد تبیین نامحسوسات شکل گیری اولین نطفه نیست. (قرآن کتاب بیولوژی نیست و اشاره به پدیده ها در حد بیان منظور متعالی تر است).

۶. منطقا نیز با توجه به متن و منظور کل سوره آیه ششم نمی تواند در صدد تعیین تخصصی خروج آب از جاهای خاص بدن باشد چرا که توضیح این امر در مغایرت با پیام اصلی سوره در ادامه آن است که بازگشت انسان به حیات است. براستی چه نکته ای در بیان منشا مایع مذکور در بدن نهفته است که خدا خواسته عنوان کند. خواسته درس بیولوژی بدهد وبه عرب آن زمان بفهماند مثلا منی از کجا می آید و سپس از این نتیجه بگیرد چه حکمتی در خلقت وجود دارد!! کمی منطقی فکر کردن هم گاهی عیب ندارد!

۷. جمله ششم اگر به ماء ربط پیدا کند اصلا و اساسا گزافه می شود و مایه تمسخر و تعجب چون فعل آن خرج است نه اخذ یا تنشأ ( نشأت گرفتن) و هر کس می داند و دیده است که منی مرد از کمر و دنده های وی <<خارج>> نمی شود. اگر مثلا می گفت اخذ می شود یا نشات می گیرد، می توانستیم بگوییم منظور آب است. حال آنکه خارج شدن اسپرم از جای دیگری است و هر پسر بچه تازه بالغ شده ای هم این را می داند.

پس ترجمه درست آیه به ظاهر کاذب فوق (که در واقع کذب نمایی اش ناشی از گزافه گویی قریب به اتفاق مترجمین و مفسرین است) چیست؟ در واقع آیات فوق خلق انسان از آبی که دفعتا جاری می شود (منی یا اسپرم های مرد یا هردو زن و مرد) را می گوید و سپس خارج شدن وی از بین انتهای ستون فقرات (صلب) و استخوانهای دنده ای شکل باز شونده لگن زن/مادرش (ترائب) امری کاملا محسوس برای همگان است و سخنی غیر یا ضد علمی نیست.

صلب هم ریشه با صلیب به استخوانهای عمودی پشت که برپاکننده بدن انسان است یا همان ستون فقرات گفته می شود و ترائب به استخوانهای دنده از جمله استخوانهای دنده گونه جلویی لگن خاصره. تصویر زیر به وضوح این موضوع را نشان می دهد و جای شکی بر درستی ترجمه فوق نمی گذارد.

به نظر این نویسنده، تاسف آمیز تر ازخطای مترجمین سنتی، تلاش بی ثمر کسانی است که خواسته اند به شکل علمی ثابت کنند مواد تشکیل دهنده منی از غدد و منابعی واقع بین ستون فقرات و دنده های مرد تولید می شود. اخیرا هم بحث گزاره های کاذب و غلط و کاذب نما و غیره که توسط اقایان گنجی و شبستری و نراقی در کشمکش با یکدیگر راه افتاده بر آتش این معرکه گری ها افزوده است. جالب توجه این که هیچ کدام از این حضرات لحظه ای در فهم خود از معنی لفظی ایه حتی شکی هم نکرده و تن به روایات و ترجمه های غالب داده اند. در عوض در منبع آن شک و تردید راه انداخته اند و شیوه حجتیه ای ها راپیش گرفته اند که فهم اصل قرآن را به خود پیامبر و امامان محدود می کنند. از نظر حجتیه ای ها قرآن محصول مکالمه خدا با محمد است. قرآن در اصل برای محمد است و فهم دقیق و یقینی آن توسط وی و امامان و اکنون امام غائب ممکن است. اصحاب انسان گرای روشنفکر دینی هم همین مسیر را پیش گرفته مدعی شده اند که قرآن در اصل آسمانی است اما محمد نقش فعال در زمینی کردن آن داشته است لذا فهم یقینی منظور خداوند در تجربه وحیانی وی محدود می شود و فهم عموم از قران به واسطه کلمات زمینی محمد و تنها در همان سطح ممکن است.

بی توجهی نظام مند و خطای عمومی شده در میان مترجمین و مفسرین و حتی روشنفکران و منتقدین (از این خطاها البته در فهم و ترجمه قرآن کم نیستند) حاکی از وجود ناکارامدی نظام های معرفتی دین شناسی و بی اعتباری و ناروایی روش شناسی ایشان است. عدم تامل در شناخت ناکارامدی واصلاح آن حاکی از حضور یک نظام فکری بسته و فاسد و نابرابری طلب یا سلطه طلب است که در خصوص فهم این آیه به سلطه فهم مردسالار جامعه به ظاهر متخصص و متولی رسمی دین باز می گردد. یعنی باز هم همان مردسالاری آقایان مترجم سنتی و روشنفکر) که حتی خلق بشر را محدود به آب جهنده آقایان می کند و بدن زن را به باد فراموشی می سپارد.

حالا چرا قرآن خروج انسان از میان استخوانهای لگن و پشت را مورد توجه قرار داده و به گونه آناتومیک حرف زده است و صرفا خروجش از رحم مادر را عنوان نکرده؟ کسانی که با پیچیدگی زایش آشنا هستند به راحتی می توانند متوجه شوند که چگونه چرخش معجزه گونه نوزاد در حالت طبیعی در رحم (به شکل واژگون شده ) و بعدا چرخش شانه ها درست در هنگام خروج از میان استخوانها برنامه ریزی شده است (عملی که نه مادر در آن دخالت دارد نه نوزاد نه پرستار یا دکتر). به کلیت سوره که نگاه می کنی می یابی که چگونه بیان حضور حکمت در هستی است (از نطفه انسان گرفته تا عظیم ترین کهکشانها و آسمانها) همه در ید قدرت او و تحت حکمت متعالی وی هستند و بنابراین خارج از دایره حکمت و اخلاق چنین شعور عظیمی است که نتواند و نخواهد انسان این موجود شعورمندی که به حد درک هستی خود رسیده است و مرگ ابدی در حقش جنایت است را مجددا در فرایند های خلق مجدد جهان های جدید بازآفرینی نکند (باز آفرینی که اینبار نه کدهای ژنتیکی که کدهای اخلاقی حفظ شده در طول زندگی حیات این دنیایی بشر مبنای باز تولیدش خواهند شد – معنی آیه چهارم از حافظ اعمال هر نفس/شخص). خدایی که مکانیسم های لازم را برای خروج طبیعی انسان از میان استخوانهای در هم فروفته و حفره تنگ بین آنها تعیین نموده است مکانیسم های بعثتش و بازگشتش به حیات ابدی را نیز در نظر دارد.

«گرچه در این آیات موضوعی از موضوعات علوم تجربی بیان می شود، ولی قرآن در مقام تبیین این علوم نیست، با اینکه مطلبی غیر علمی در آن یافت نمی شود».

«روش قرآن استدلال به محسوسات است برای اثبات معقولات …. تا واسطه اثبات [برای مخاطب] حس باشد و به طور طبیعی و ساده به حقایق عالم واقف گردد و برای عامه مردم نیازی به براهین مجرده از محسوسات باقی نماند.»

نقل به مضمون از بخش های دیگر کتاب [هدف نهایی از این گونه استدلال ها جلب توجه به معناداری و جهت داری آفرینش یا زندگی است و پیوند اخلاق به هستی یا به عبارتی دیگر رهایی بنیان های اخلاق از مبانی صرفا قرادادی آنها و تحکیم ارزشهای زندگی به خود زندگی و خدای آفریننده زندگی]

_______________________________________________

نکته های مهم: آیا اعراب و جوامع قدیمی معتقد نبودند که فرزندان از پشت پدر منشا می گیرند؟ ما هنوز هم حتی در زبان فارسی از این اصطلاح استفاده می کنیم که فرزند تنی فرد را از پشت و تیره وی می دانیم. وقتی کودکی می پرسد من قبل از شکم مامان کجا بودم بدو می گوییم در پشت پدر! در آیه 23 سوره النساء وقتی که محارم را بر می شمارد ازدواج با زنان فرزندانی که از پشت مرد مسلمان هستند (نه پسر خوانده) را بر مرد مسلمان حرام می کند. مثلا اگر مردی دارای پسری بیولوژیک است و پسرش زن دارد و سپس پسر فوت می کند آیا پدر می تواند با آن زن ازدواج کند. قرآن می گوید اگر پسر از پشت توست نه اگر پسرخوانده است (مانند زید پسرخوانده محمد) می توانی. این امر نشان می دهد که از پشت بودن فرزند به مثابه یک اصطلاح که احتمالا ریشه در باورهای کهن داشته در زبان عرب متداول بود ه است . امروز به عنوان مثال ما می گوییم قلب کسی را شکستن گناه است و منظور قلب فیزیکی نیست. قرآن با استفاده از اصطلاح رایج پسرانی که از اصلاب (پشت های) شما هستند در مقام توصیف یک پدیده طبیعی نیست و تنها از زبان مصطلح عرب استفاده می کند که از کلمه صلب یا پشت برای بیان فرزند حقیقی استفاده می کرده اند. این باور یا اصطلاح رایج که در قرآن هم به شکل لفظی جهت روشن کردن دقیق منظور برای مخاطبین آمده (در بیان یک حکم اخلاقی حقوقی) به ترجمه آیه فوق در سوره طارق تعمیم داده شده است و بخشی از رایج شدن بی نظیر این خطا را توضیح می دهد.

همچنین در سوره اعراف در آیه معروف الست می خوانیم: وَإِذ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنى ءادَمَ مِن ظُهورِهِم ذُرِّيَّتَهُم وَأَشهَدَهُم عَلىٰ أَنفُسِهِم أَلَستُ بِرَبِّكُم ۖ قالوا بَلىٰ ۛ شَهِدنا ۛ أَن تَقولوا يَومَ القِيٰمَةِ إِنّا كُنّا عَن هٰذا غٰفِلينَ ﴿١٧٢﴾ هنگامی که پروردگارت از فرزندان آدم از پشت هایشان ذریه ها یا نسلهای بعدی شان را اخذ کرد و بر نفسشان از ایشان شهادت گرفت که آیا من پروردگارتان نیستم

در این آیه هم اخذ از پشت (ظهور نه صلب) آمده است که موضوع آیه مشخص است بیان سمبلیک است نه بیولوژیک و آیه از معروف ترین آیات متشابه است. چون هرکس می داند چنین مکالمه ای بین خدا و انسان در عوالم فیزیکی رخ نداده ولذا از پشت گرفتن نسلهای بعدی بار نمادین دارد بدین معنا که نسل های بعدی فرزندان آدم از نسلهای قبلی منشا و قدرت و استحکام گرفته اند و هنوز هم این روند ادامه داشته به گونه ای که بشر به تنها گونه مسلط در جهان تبدیل شده است.

نویسنده : maryam
تاریخ : پنجشنبه ۲۰ فروردین۱۳۹۴
حوزه علوم بشرى ، پزشكى ، سرآمد همه دانش هاست ؛ چرا كه فلسفه ساير علوم ، بهره ورى انسان از مواهب زندگى است و اين هدف ، جز در پرتو سلامت جسم و جان ، ميسّر نيست . ۱ از اين رو ، امام باقر عليه السلام مى فرمايد: 

بدان كه نه هيچ دانشى چون جُستن سلامت است و نه هيچ سلامتى چون سلامتِ دل . ۲ 

اين سخن ، به روشنى نشان مى دهد كه از نگاه اسلام ، طبّ روان ، ارجمندتر از طبّ تن ، و طبّ تن ، ارزشمندتر از ساير علوم است. اين حديث نبوى نيز بدين معنا اشاره دارد كه مى فرمايد : 

دانش بر دو گونه است : دانش دين ها و دانش بدن ها 

چند صد سال قبل امام هشتم شیعیان 

این حقیقت را بى‏پرده بیان فرموده است.

صلاح بدن یعنى چیزى که بدن را صلاحیت و صورت میدهد

قوام بدن یعنى چیزى که بدن را بعد از ترکیب و صلاحیت نگه میدارد علت هر دو، خوردنى و آشامیدنى است.

میفرماید:

فان اصلحتهما صلح البدن و ان افسدتهما فسد البدن.

یعنى اگر آن دو را نیکو تغذیه کنى بدن سالم و اگر بد تغذیه کنى بدن فاسد میگردد.

نیروى روان‏

و اعلم ان قوة النفوس تابعة لامزجة الابدان.

و بدان که نیروى روانها پیرو مزاجهاى بدنها است.

نفوس جمع نفس است- نفس گاهى اطلاق بر روح بخارى مى‏شود که بآن خون در جریان و قلب در ضربان و بدن داراى حرکت و حرارت است.

گاهى مقصود از نفس روح حیوانى است که بآن چشم مى‏بیند و گوش مى‏شنود حواس محسوسات خود را تشخیص میدهد و گاهى منظور از آن روح ارادى است که آن را روح حیوانى نیز مى‏گویند:

دست میگیرد، پاى میرود، زبان مى‏گوید و مانند آن. گاهى مراد از نفس روح انسانى است که حکما از آن بنفس ناطقه کلیه تعبیر میکنند در هر صورت هر کدام از انواع نفوس که باشد تابع مزاج و ساختمان بدنست.

میگویند پیش از خلقت بدن روح وجود نداشت بعد از پیدایش تن روح در او ایجاد شد این یک نحوه تبعیت است. بگفته دیگر روح قبل از بدن موجود بود ولى بعد از پرداختن تن باو تعلق پیدا کرد و مانند مرغى اسیر آن قفس شد و این نیز یک نحوه تبعیت است.

بهر اندازه‏اى که مزاج سالمتر باشد نیروى روان در او کاملتر است: دست بهتر مى‏گیرد، پاى بهتر میرود، زبان بهتر مى‏گوید، حواس پنجگانه بهتر و کاملتر احساس میکنند و حواس باطن نیز بهتر محسوسات خود را درک مى‏نمایند. این نیز یک نحوه پیروى است.

ممکنست که مقصود پیروى قوت اراده و اختیار باشد یعنى هر اراده و اختیارى تابع ساختمان بدن و چگونگى مزاج است. امکان دارد که مراد از قوه نفوس قدرت تفکر و ادراک کلیات باشد.

یعنى هر کس بمقتضاى ترکیب بدن و کیفیت مزاج تن خود فکر میکند و مى‏فهمد.

بعید نیست که همه اینها مقصود باشد یعنى هر کس بتناسب بدنى که دارد جانى پیدا میکند و بهمان تناسب قدرت و حرکت دارد بهمان اقتضا احساس مى‏کند فکر میکند و ادراک مینماید.

بدن ما از عناصر و مواد بسیارى تشکیل شده و چون تحت تأثیر عواملى دائما در تحلیل است عناصر ترکیبى خود را از دست میدهد.

بوسیله غذا کمبود آن عناصر جبران مى‏شود بنا بر این بدن امروز ما غذائى است که دیروز خورده‏ایم.

فرزندان ما یعنى چشم و گوش و دست و پا فکر و احساس و اراده آنها هر چه هستند غذاى قبلى ما بوده‏اند و ما هم هر چه هستیم غذاى قبلى دیگران بوده‏ایم، بارى از مقصد دور نرویم براى اینکه بدانید تا چه اندازه نیروى نفسانى تابع مزاج جسمانى است چند نمونه یاد میکنیم:

آیا قدرت و زور تابع بدن نیست؟ آیا هر چه بدن قوى‏تر باشد زور بیشتر نیست؟

آیا چنین نیست که امتلاء معده یا گرسنگى خصوص عطش زیاد نور چشم را کم میکند؟ غلبه صفراء شیرینى را بکام ما تلخ میگرداند.

 

 

 
 
يا ايها الرسل كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا اني بما تعملون عليم:مومنون 51

يا ايها الذين امنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروالله ان كنتم اياه تعبدون:بقره 172

و كلوا مما رزقكم الله حلالا طيبا و اتقوا الله الذي انتم به مومنون :مائده 88

يا ايها الناس كلوا مما في الارض حلالا طيبا و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين:بقره 168
برداشت از مطالب فقط باذکر منبع مجاز است
tebbehirani@gmail.com
www.tebbeirani.com